پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: بنا بر نظر مفسران، در آیات قرآن کریم از روزه با سه تعبیر «صیام» (۱۸۳ بقره)، «صبر» (۴۵ بقره) و «سیاحت» (توبه، ۱۱۲) یاد شده است. روایات اهل بیت(ع) حاکی از آن است که منظور از سیاحت در ماه مبارک رمضان، سیر در آیات قرآن کریم و تدبر و تعمق در آن است. بر این اساس، با هدف نگاهی عمیقتر به آیات الهی در این ماه مبارک، به سراغ علیرضا فرهنگ، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ادیان و عرفان رفتیم تا به تبیین گلچینی از آیات منتخب هر جزء بپردازد. آنچه در ادامه میخوانیم، تفسیر آیات منتخب از جزء ششم قرآن کریم است.
خداوند متعال در آیه ۱۴۸ سوره نساء میفرماید که بلندکردن صدا را دوست ندارد، مگر در مواردی که ظلمی اتفاق افتاده باشد. این آیه به ما گوشزد میکند که در مواجهه با مسائل جزئی و بیاهمیت نباید صدای خود را بلند کنیم؛ چرا که این رفتار شایسته مؤمنان نیست. فقط در مواقعی که ظلمی رخ داده باشد، بلندکردن صدا و اعتراضکردن جایز است. البته در قرآن، به موضوع ظلمهایی که در جامعه اتفاق میافتد، اشاره و بر لزوم مقابله با آن تأکید میشود.
در آیه ۱۴۹، قرآن به شیوه انجام نیکیها اشاره میکند و میفرماید که نیکیها را میتوانید بهصورت آشکار یا پنهان انجام دهید: «إِنْ تُبْدُوا خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا.» حتی بهتر از این، گذشتن از بدیهای دیگران است؛ چرا که عفو و بخشش خود نوعی نیکی محسوب میشود. خداوند در ادامه این آیه، بر اهمیت بخشش و عفو تأکید میکند و میفرماید که اگر شما دیگران را عفو کنید، خداوند نیز عفوکننده و غفور خواهد بود. این مفهوم با این حدیث زیبا تأیید میشود: «مَن کانَ لِلَّهِ کانَ اللَّهُ لَهُ؛ کسی که برای خدا باشد، خدا نیز برای او خواهد بود.» همچنین خداوند در این آیه تلویحاً بیان میکند که با بندگان خود همانگونه رفتار میکند که آنها نسبت به او گمان میبرند. این رابطه عمل و عکسالعمل، کاملاً در این آیه مشهود است.
آیه ۱۵۷ سوره نساء از اهمیت ویژهای برخوردار است: «وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا.» این آیه به مصلوبشدن حضرت عیسی(ع) میپردازد. خداوند در این آیه بیان میکند کسانی که قصد نابودی پیام عیسی(ع) و خود او را داشتند، نتوانستند به هدفشان برسند؛ درواقع مرگ عیسی(ع) نه تنها به نابودی او منجر نشد، بلکه آغاز یک زندگی جدید و گسترش پیام او بود. این یکی از آموزههای الهیات مسیحی است که مسیحیت با مصلوبشدن عیسی(ع) آغاز شد؛ چرا که پس از آن حواریون با قدرتهایی که از جانب آن حضرت دریافت کردند، به تبلیغ و گسترش دین پرداختند؛ بنابراین مرگ عیسی(ع) برخلاف تصور دشمنانش، به نقطه عطفی در تاریخ مسیحیت تبدیل شد.
نام تعداد اندکی از رسولان الهی در قرآن ذکر شده است. در آیه ۱۶۴ نساء، خداوند به موضوع رسولان و پیامبران اشاره میکند و میفرماید رسولانی که در قرآن معرفی شدهاند، فقط بخشی از رسولان الهی هستند که خداوند به سوی بشر فرستاده است: «وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ...؛ و پيامبرانی كه سرگذشت آنها را قبلاً برای تو بيان كردهايم و پيامبرانی كه سرگذشت آنها را بيان نكردهايم... .»
خداوند تأکید میکند رسولان دیگری نیز وجود دارند که در قرآن به آنها اشاره نشده است. این آیه درواقع تأییدی بر وجود ادیان و رسولان دیگر در سرتاسر جهان است. متأسفانه برخی از افراد به اشتباه تصور میکنند فقط ادیانی که در قرآن نام برده شدهاند، مانند اسلام، مسیحیت، یهودیت، صابئی و زرتشتی به رسمیت شناخته شدهاند، در حالی که خداوند صراحتاً بیان میکند رسولان دیگری نیز وجود دارند که در قرآن معرفی نشدهاند. خداوند برای تمام اقوام و ملل، رسولانی به زبان خودشان فرستاده است: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ... .»
سوره مائده از چند جنبه دارای اهمیت است. اولاً، این سوره جزو آخرین سورههای قرآن است که بر پیامبر(ص) نازل شده و آیات آن نسخ نشدهاند که نشاندهنده قطعیت و اهمیت آن است. ثانیاً، این سوره به موضوعات مهمی مانند روابط اجتماعی بین مؤمنان و اهل کتاب میپردازد. در این سوره، تأکید زیادی بر تعامل مسالمتآمیز و صلحجویانه با پیروان دیگر ادیان شده است. این موضوع در دنیای امروز که ارتباطات بینالمللی گسترده شده، بسیار حائز اهمیت است. متأسفانه برخی افراد فقط براساس چند آیه محدود که به تحریف کتب اهل کتاب اشاره میکند، کل ادیان دیگر را تحریفشده میدانند، در حالی که دهها آیه دیگر در قرآن وجود دارد که به تصدیق، تکریم و تعامل با پیروان دیگر ادیان دعوت میکند. البته مفهوم تحریف کتب اهل کتاب در شرح آیات جزء چهارم توضیح داده شد که منظور تحریف معناست، نه دستبرد به کتاب. این نگاه انحصارگرایانه، خلاف دیدگاه قرآن است و میتواند عامل مخرب برای روابط بینادیانی باشد.
برخی از علمای منصف مسلمان مانند آیتالله معرفت به تفاوتهای بین روایات تورات، انجیل و قرآن اشاره کردهاند. ایشان معتقدند که این تفاوتها لزوماً به معنای تحریف لفظی نیست؛ اما ممکن است نشانهای از تحریف معنایی باشد. متأسفانه برخی از مفسران به جای اعتماد به تأییدات متعدد قرآن بر کتب پیشین، به فهم خود از این تفاوتها تکیه میکنند و آنها را نشانهای از تحریف میدانند. این در حالی است که قرآن بارها به تورات و انجیل بهمثابه کتابهای الهی اشاره و آنها را تأیید کرده است.
مثلاً تفاوتهای روایی در داستانهای انبیا مانند داستان حضرت ابراهیم(ع)، حضرت یوسف(ع) و حضرت یعقوب(ع) در قرآن و تورات، نیازمند بررسی دقیق و علمی هستند. این تفاوتها ممکن است ناشی از تفاوتهای فرهنگی، زبانی یا تاریخی باشد و لزوماً به معنای تحریف نیست. در جای دیگری، ما این تفاوتها را با ابزارهای هرمنوتیک بررسی کرده و به تحلیل دقیق و علمی آنها پرداختهایم و تطابق معنایی و صحت هر دو روایت را با وجود تفاوت ظاهری نشان دادهایم.
قرآن و اسلام رویکردی کاملاً روادارانه و تعاملی به ادیان دیگر داشتهاند. این موضوع به وضوح در سورههای قرآن، بهویژه سوره مائده مشاهده میشود. این سوره با تأکید بر وفای به عهد و پیمانها آغاز میشود که نشاندهنده دعوت قرآن به تفاهم، عقد قرارداد و پایبندی به تعهدات است. این رویکرد، پایهای برای ایجاد روابط مسالمتآمیز و پایدار بین جوامع گوناگون محسوب میشود.
پیامبر اسلام(ص) در طول حیات خود حدود ۱۰ جنگ انجام داد؛ اما کمتر به این موضوع اشاره شده است که ایشان چندین برابر این تعداد، صلحنامه و قراردادهای تفاهمآمیز با اقوام و ادیان مختلف منعقد کرد. از جمله این قراردادها میتوان به صلح حدیبیه و عهدنامه مدینه اشاره کرد. این عهدنامهها نه تنها در زمان پیامبر(ص)، بلکه در طول تاریخ نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ برای مثال، مسیحیان ارمنستان از عهدنامه رسولالله(ص) با مسیحیان نجران برای رفع فشار حکومت عثمانی بر آنها استفاده کردند. حتی در دوره صفویه، زمانی که شاه طهماسب قصد داشت ارمنیها را از اصفهان اخراج یا آنها را مجبور به مسلمانشدن کند، آنها به همان عهدنامه رسولالله(ص) استناد و از حقوق خود دفاع کردند. این نشاندهنده قدرت و اعتبار این عهدنامههاست؛ عهدنامههایی که میراث عظیم پیامبر اسلام(ص) برای ما محسوب میشود.
در آیات ابتدایی سوره مائده، قرآن به موضوع تعاون (همکوشی) اشاره و دعوت میکند که از تفکر جمعی و مشاوره استفاده کنیم. این مفهوم در جهان امروز که جوامع به شدت بزرگ و پیچیده شدهاند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در چنین جوامعی، کار فردی دیگر پاسخگو نیست و باید به سمت کار مشارکتی و جمعی حرکت کرد. متأسفانه با وجود تأکید قرآن بر مشارکت و مشاوره، در جهان اسلام کمتر شاهد اجرای این آموزهها هستیم، در حالی که در جهان غیرمسلمان، این رویکرد بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این ضعف در اجرای آموزههای قرآنی باعث شده که در بسیاری از موارد، در کارهای مشارکتی ناتوان باشیم.
آیه سوم این سوره که به اکمال دین و اتمام نعمت اشاره میکند، از آیات بسیار مهم سوره مائده است. در این آیه، خداوند میفرماید که دین را کامل و نعمت را تمام کرده است. تفاوت بین اکمال و اتمام در این است که آنچه هنوز کامل نشده، کارایی دارد؛ اما کارایی کامل ندارد، در حالی که آنچه تمام نشده، هنوز به مرحله کاربرد نرسیده است؛ برای مثال اتومبیلی که چرخهایش نصب نشده، هنوز تمام نشده است؛ اما اگر رنگ نشده باشد، کامل نشده است. خداوند در این آیه بیان میکند که نعمت خود را تمام و دین را کامل کرده است. این به آن معناست که پیش از نزول این آیات، نعمت خداوند هنوز به مرحلهای نرسیده بود که بتواند کارایی کامل خود را در جامعهای که به سرعت در حال گسترش بود، نشان دهد؛ جامعهای که امپراتوریهای بزرگ مانند روم شرقی و ایران را دربرمیگرفت و بدون این آیات نمیتوانست به حیات خود ادامه دهد. این برداشتی خاص از آیه است که البته میتواند اعتبار نسبی و نه مطلق داشته باشد. باید مراقب باشیم که کارکرد جامع آیه را به دیدگاهی خاص منحصر نکنیم.
بلافاصله پس از آیه اکمال دین، در آیه چهارم سوره مائده، خداوند به موضوع همزیستی مسالمتآمیز با اهل کتاب اشاره میکند و میفرماید که غذای اهل کتاب بر شما حلال و غذای شما نیز بر آنها حلال است. این آیه بسیار مهم است؛ چرا که پایهای برای ایجاد همزیستی و تعامل مسالمتآمیز بین مسلمانان و پیروان دیگر ادیان محسوب میشود. در ادامه، خداوند ازدواج با اهل کتاب را مباح میداند که نشاندهنده پذیرش اختلاط و تعامل با پیروان دیگر ادیان است، در حالی که مثلاً در دین یهود، چنین ازدواجهایی غیرمجاز شمرده میشود؛ اما اسلام آن را مجاز دانسته است. متأسفانه در فقه اسلامی، به صورت این آیه توجه شده که فقط ازدواج مردان مسلمان با زنان اهل کتاب را مجاز شمرده است، در حالی که قرآن معمولاً احکام خود را خطاب به مردان بیان میکند؛ ولی عموم آن احکام میتواند به زنان نیز تعمیم داده شود و بنابراین باید گفت که قرآن بهطور کلی به این موضوع اشاره کرده است و باید بهصورت هوشمندانهتر و مفهومی به آن نگاه کرد. در طول تاریخ، همواره بسیاری از زنان توانستهاند با تأثیرگذاری بر شوهران خود، آنها را به سمت دین حق هدایت کنند.
در آیات ۱۳ و ۴۱ سوره مائده، خداوند به موضوع تحریف معنایی از سوی برخی از یهودیان اشاره میکند. در این آیات، تأکید شده است که برخی از یهودیان کلام را از موضع آن تغییر میدهند. موضع کلام به معنای مقصود و هدف کلام است، نه جایگاه لفظی آن در جمله. این تحریف معنایی به معنای دستبرد در کتاب نیست، بلکه به معنای پنهانکردن و تفسیر به رأی حقایق کتاب است. برخی از یهودیان، به عمد یا از روی جهل، حقایق کتاب خود را پنهان یا از بیان آن خودداری میکردند. خداوند در این آیات، به این موضوع اشاره میکند و هشدار میدهد که این کار باعث محرومیت آنها از بهرهایست که باید از حقیقت میبردند.
پیامبر اسلام(ص) در حدیثی فرموده است: «گمان نکنید که آنچه درباره اهل کتاب در قرآن ذکر شده، فقط ویژه آنهاست، از قوم من هم کسانی پیدا میشوند که همان کارها را انجام دهند.» این حدیث نشان میدهد که هشدارهای بالا فقط متوجه اهل کتاب نیست، بلکه مسلمانان نیز باید مراقب باشند تا دچار تحریف معنایی و انحراف از حقیقت نشوند. در طول تاریخ، شاهد تحریف معنایی قرآن از سوی گروههایی از مسلمانان مانند خوارج بودهایم. اگر همه مسلمانان به آموزههای قرآن عمل میکردند، آیا امروز شاهد این همه تشتت و درگیری در جهان اسلام بودیم؟
بسیاری از تشتتها و تحریفهایی که در مفاهیم قرآنی رخ داده، از طریق احادیث صورت گرفته است. حتی معتبرترین کتابهای حدیثی، مانند اصول کافی در شیعه و صحیح بخاری در اهل سنت، فقط بخشی از احادیثشان دارای سند معتبر است؛ برای مثال، فقط یکسوم احادیث اصول کافی سند معتبر دارد و وضعیت صحیح بخاری نیز بهتر از این نیست. این موضوع نشاندهنده آن است که بزرگترین فاجعه و انحراف در اسلام، گرایش بیش از حد به احادیث و تفوق آنها بر کتاب الله (قرآن) است. این مشکل در یهودیت نیز با گرایش به تلمود و تفوق آن بر تورات مشاهده میشود.
در اهل سنت، این حدیث مشهور است: «کتاب الله و سنت رسولالله راهنماست.» در شیعه نیز این حدیث با تغییر کوچکی با عبارت کتاب خدا و عترت رسول(ع) بیان میشود؛ اما مشکل اصلی اینجاست که در اهل سنت، قرآن از طریق سنت و در شیعه، قرآن از طریق عترت فهم شود. این تعبیر درواقع به این معناست که پیامبر فرموده باشد من شما را منحصراً به سنت یا عترت دعوت میکنم، در حالی که امام صادق(ع) به صراحت فرموده است: «اگر گفتهای از ما با قرآن سازگار نبود، آن را دور بیندازید.» این حدیث نشاندهنده اهمیت تطابق احادیث با قرآن است، نه تطابق آیات قرآن با احادیث.
قدیمیترین منابع حدیثی اهل سنت، مانند صحیح بخاری، به سال ۲۶۰ هجری بازمیگردد و قدیمیترین منابع حدیثی شیعه، مانند اصول کافی، به سال ۳۲۹ هجری. این به آن معناست که این احادیث بیش از ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال پس از رسولالله(ص) جمعآوری شدهاند.
متأسفانه در طول قرنها، کار جدیای برای گزینش احادیث درست از غلط انجام نشد. این مشکل در مسیحیت نیز وجود داشت، به صورتی که تا سال ۱۰۰ میلادی، بیش از ۱۰۰ انجیل مختلف وجود داشت و آبای کلیسا بهموقع اقدام و فقط چهار انجیل را با عنوان اناجیل معتبر انتخاب کردند که این اناجیل مورد تأیید قرآن با عنوان «بین یدی» هستند. امروزه با استفاده از ابزارهای هرمنوتیک، نقد متنی، نقد تاریخی، نقد ادبی، نقد جغرافیایی و... میتوان احادیث را بررسی و پالایش کرد.
غربال و پالایش احادیث یک ضرورت است؛ چرا که بسیاری از واگراییها و خشونتها در جهان اسلام، در احادیث ضعیف و نادرست ریشه دارد؛ برای مثال گروههایی مانند داعش، اعمال خشونتآمیز خود را با استناد به احادیث توجیه میکنند. اگر این احادیث به درستی بررسی و خالص شود، میتوان از بسیاری از این خشونتها جلوگیری کرد.
خداوند در سوره مائده، بارها قرآن را با عنوان نور، کتاب مبین و برهان ستوده است. قرآن باید محکمترین معیار و مبنای ما باشد. تحولات فرهنگی و زمانی باید با مرجعیت قرآن بررسی شود، نه با احکام و اندیشههایی که صدها سال پیش از سوی علما بیان شدهاند. به جای بازگشت به نظرات علما در گذشته، باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم که قرآن چگونه مسائل را بیان کرده است.
احادیث بیش از قرآن، زمانمند هستند؛ برای مثال اگر یکی از ائمه(ع) حکمی فقهی در زمان خود بیان کرده و با توجه به شرایط نظری داده است، گاه این نظر مربوط به زمان خودشان بوده و از سوی ائمه بعدی تغییر کرده است، مانند حکم خمس یا تقیه که از ابتدا وجود نداشت یا نواب امام که تا زمان خاصی اعتبار داشتند و پس از آن امام غایب نیابت را ملغی کرد؛ بنابراین نمیتوان همه احادیث را به زمانهای بعدی تعمیم داد و اصولاً حکمت تداوم و پیوستگی امامت و سپس مرجعیت شیعه در همین حقیقت نهفته است؛ درواقع هر امامی، امام زمان خود بوده، نه امام زمانهای بعدی. این در حالیست که محدودیت زمانی قرآن کمتر و اعتبار و جامعیت آن بیشتر است، بهطوری که قرآن همواره اولین، مهمترین و پایدارترین مرجع برای ائمه(ع) و مجتهدین پس از آنان بوده، هست و بدون تردید، فصلالخطابی برای همه مسلمانان است.
قرآن فرازمانی است و میتوان آن را به ۱۴۰۰ سال پیش تا زمانهای بعدی تعمیم داد. بسیاری از احادیث در طول زمان تغییر کردهاند و حکمشان عوض شده است؛ چرا که بعضی از روایات ائمه(ع) با شرایط زمانی و مکانی مردم عصر آن امام منطبق بوده است.
در آیه ۳۲ سوره مائده، خداوند میفرماید: «هرکس فردی را بکشد، گویی همه انسانها را کشته است و هرکس فردی را زنده کند، گویی همه انسانها را زنده کرده است.» این آیه بیانگر ارزش والای زندگی هر انسان است. این تعبیر میتواند هم معنای فیزیکی و هم معنای معنوی داشته باشد. از منظر وجودی، هر انسان جهانی صغیر است که نسخه خاصی از جهان کبیر را در خود دارد و با خاطرات، دانش و انگارههای خود به این جهان خاص، رنگ و معنای یگانهای میدهد؛ بنابراین کشتن یک انسان به معنای نابودی یک جهان خاص و بیهمتاست و زندهکردن یک انسان به معنای احیای یک جهان.
امام صادق(ع) در پاسخ به پرسشی درباره این آیه فرموده است که درمان یک فرد به دست طبیب را نمیتوان مصداق این آیه شمرد؛ ولی نجاتدادن از آب یا آتش میتواند مصداق زندهکردن باشد. ایشان در ادامه میفرماید که نجات یک فرد از کفر عالیترین مصداق این آیه است؛ به این ترتیب از بیان امام متوجه میشویم که حیات معنوی از حیات جسمانی بسیار مهمتر است.
در ادامه و در آیه ۳۵ سوره مائده، قرآن میفرماید: «و به سوی او وسیلهای بجویید.» این آیه بیانگر این مفهوم است که هر آنچه از جنس خوبی، درستی و عدالت باشد، امری خداگونه است و میتواند وسیلهای برای نزدیکترشدن به حقیقت خداوند باشد. عالیترین این وسایل، ادیان و فضایل اخلاقی هستند که ما را به سمت خدا هدایت میکنند؛ بنابراین ادیان گوناگون و ابزارهای گوناگونی وجود دارد که میتواند ما را به خدا نزدیکتر کند. رسولالله(ص) فرمود: «انما الدین نصیحه؛ دین راستی است» و امام صادق(ع) فرمود: «هل الدین الا الحب؛ آیا دین چیزی غیر از محبت است؟» پس راستی و عشق ابزارهایی برای نزدیکشدن انسان به خدا هستند.
آیات ۴۴ تا ۴۸ سوره مائده، محکمترین مستمسک برای تفاهم بین ادیان گوناگون هستند. در آیات ۴۴ و ۴۵، خداوند به تورات اشاره میکند و میفرماید: «ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است.» در پایان آیه ۴۵، خداوند تأکید میکند که اگر اهل تورات به آنچه در تورات است، عمل نکنند، خسران کردهاند. این تأکید نشاندهنده این است که تورات هنوز اعتبار دارد و اهل تورات باید به آن عمل کنند.
در آیات ۴۶ و ۴۷، خداوند همین موضوع را برای انجیل بیان میکند و میفرماید: «ما انجیل را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است.» خداوند تأکید میکند که اهل انجیل نیز باید به احکام انجیل و دین خود به درستی عمل کنند. این آیات نشاندهنده این است که اعتبار تورات و انجیل حتی در زمان نزول قرآن وجود داشته و بعد از آن نیز این اعتبار برای آنان باقی است.
در آیه ۶۶، خداوند میفرماید: «اگر اهل کتاب تورات و انجیل را برپا دارند، از بالای سرشان و از زیر پایشان برکت میفرستیم.» در آیه ۶۸، خداوند به اهل کتاب میفرماید: «شما برحق نیستید، مگر اینکه تورات و انجیل را برپا دارید.» این آیات تأکیدات بسیار قوی بر اعتبار ادیان دیگر به موازات اسلام دارد و نشاندهنده این است که اهل کتاب شایسته است به کتابهای خود عمل کنند. البته آیه ۱۹ این سوره بیان میکند که رسولالله(ص) برای اهل کتاب نیز بشیر و نذیر است و به این طریق، قرآن به اهل کتابی که شاهد نزول قرآن و ناظر به حقیت زنده و ناطق هستند، تلویحاً گوشزد میکند که مسلماً گرایش به یک رسول زنده اولیتر از ماندن بر تعلیمات یک رسول غایب است.
خداوند اگر نقدی به اهل کتاب دارد، در مواردیست که آنها به کتابهای خود عمل نمیکنند. این درس مهمی برای مسلمانان است که اگر به کتاب خود (قرآن) عمل نکنند، از راه خارج میشوند. اگر امروزه پیامبری برای مسلمانان مبعوث میشد و یا امام زمان(عج) ظهور میکرد، مسلماً همان ایرادها را از مسلمانان نیز میگرفت.
در ادامه این سوره و در آیه ۴۸، خداوند حرف آخر را میزند و میفرماید: «این قرآنی که به سوی تو فرستادیم، حامی تورات و انجیل است.» خداوند تأکید میکند که برای هر یک از ادیان، شریعت و راه خاصی قرار داده است. اگر میخواست همه ادیان را یکی میکرد؛ اما نخواست چنین کند تا اینکه انسانها را در امانتداری بیازماید که چگونه رفتار میکنند. خداوند دستور بسیار زیبایی میدهد: «ای اهالی ادیان مختلف، اگر مدعی برحقبودن هستید، در نیکیها از یکدیگر پیشی بگیرید.» این دستور به جای تکفیر و حذف یکدیگر، بر رقابت در نیکیها تأکید میکند.
خداوند در پایان این آیه میفرماید: «خداوند میداند که شما اختلاف دارید. وقتی همه شما در آخرت به سمت ما آمدید، آنجا به شما اطلاع میدهیم که اختلافات شما بر سر چه بود.» این بیان نشاندهنده این است که اختلافات بین ادیان ممکن است ناشی از حقهای مختلف باشد و در نهایت، خداوند است که حقیقت جاودان، فرازمانی، فرامکانی و فرادینی را آشکار میکند. خداوند در قرآن به شکل واقعبینانه رفتار اهل کتاب را نقد میکند و در مواردی که اهل کتاب حقایق را پنهان، جانبداری یا حق را تکذیب میکردند، این رفتارها را تقبیح کرده است. امروز نیز اگر حتی مسلمانان به نام دین چنین رفتارهایی داشته باشند، مورد بغض خداوند خواهند بود.
متأسفانه دشمنان ادیان از نادانی و انحرافات برخی دینداران سوءاستفاده میکنند و به ادیان تهمت میزنند. این در حالیست که هیچکس حق ندارد برای تخلف یک فرد مسلمان یا مسیحی، به اسلام یا مسیحیت تهمت بزند. خداوند در آیات ۵۱ و ۸۲ سوره مائده به ما هشدار میدهد که از دوستی با افراد به ظاهر دینداری که خیانت میکنند، اجتناب کنیم. در عین حال، خداوند به کارهای خوب برخی از اهل کتاب نیز اشاره و آنها را تحسین میکند؛ برای مثال برخی از مسیحیان وقتی آیات خدا را میشنوند، اشک از چشمانشان جاری میشود و به حقانیت کلام خدا شهادت میدهند.
برای فهم عمیق و علمی از متون دینی، باید به منظور و معنای آیات توجه کنیم، نه صرفاً به صورت ظاهری آنها. جهان و جوامع انسانی فوقالعاده پیچیدهاند و در طول تاریخ، این پیچیدگیها بیشتر شده است؛ بنابراین منطقاً ما نمیتوانیم به راحتی و با تکیه بر مصادیق دنیای جدید، درباره جوامع ۲۵۰۰ سال پیش یا حتی ۱۴۰۰ سال پیش قضاوت کنیم؛ چرا که این جوامع فرهنگهای بسیار متفاوتی داشتهاند و بنابراین لازم است بسیار محتاطانه، منصفانه و با اطلاعات دقیق اظهار نظر کرد، نه مانند دینستیزان غربی دو سده گذشته، بیپروا و جسورانه. البته بسیاری از آن نظرات امروزه از اعتبار ساقط شده است.
در نظر بگیرید که حتی امروزه ما برای تدوین قوانین چندساله، صدها نفر را در یک پارلمان جمع میکنیم؛ اما گاه یک فرد با عنوان به اصطلاح اندیشمند یا دانشمند ممکن است به خود اجازه دهد قوانین یک دین، خواه اسلام و خواه سایر ادیان را که برای بیش از هزار سال تدوین شده است، با دانش محدود خود تفسیر و نقد کند. چنین نقدهای غیرعلمی، غیرمستند و سلیقهای امروزه از منظر دانش هرمنوتیک، پدیدارشناسی، جامعهشناسی و مردمشناسی مردود است؛ چرا که شرایط فرهنگی زمان نزول متون دینی را لحاظ نمیکند.
در مطالعه تطبیقی ادیان، باید به همسازی درونی نظامهای نجات توجه کنیم؛ برای مثال مصلوبشدن حضرت مسیح(ع) با نظام نجات در مسیحیت کاملاً منطبق است. اگر ما این رویداد را انکار کنیم، اساس نظام نجات مسیحیت به هم میریزد. در حالی که در اسلام، نظام نجات به گونهای دیگر تعریف شده است. وسیلهای که در مسیحیت برای نجات بشر استفاده میشود، با وسیلهای که در اسلام بهکار میرود، متفاوت است. ما باید این تفاوتها را بفهمیم و به راههای متنوع نجات که در ادیان مختلف وجود دارد، احترام بگذاریم.
منبع: ایکنا