به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز، دکتر مرتضی پیروجعفری، عضو هسته نقد نئوآتئیسم در یادداشتی با عنوان «علم و دین؛ کلان پروژهای که نیاز به توجّه دارد» نوشت:
مقوله علم و دین هم برای الهیدانان حائز اهمیّت است هم برای خداناباوران. مناقشهای که برنده هر کدام، نقش تعیین کنندهای در همراهی جامعه فرهیختگان و اندیشمندان دارد. در میان این کارزار، موسسهها و بنیادهای خودجوشی بوجود آمدهاند تا با حمایت از برنامهها و پروژههای تحقیقاتی در راستای حل مناقشات علم و دین، غبار برخاسته از این کارزار را فرو بنشانند و چشمها به حقیقت تعامل میان این دو روشن شود.
پیروزی جبهه خداباوری بدون پشتوانه مالی و برنامههای مدوّن تحقیقاتی و حمایت از اندیشمندانی که تلاش دارند به پرسشهای بنیادین علم و دین پاسخ دهند، تقریباً غیر ممکن است. در غرب مسیحی، سیستم وقف، تمام قد در حمایت از این پروژهها ایستاده است و بنیادهای دارای حامی مالی برای تحقیقات در تلاش هستند برنامههای الحاد علمی را خنثی کنند؛ یکی از این بنیادها، بنیاد فارادی است. موسسه مطالعات میان رشتهای مستقر در کمبریج انگلستان که تمرکز خود را بر علم و دین گذارده است؛ این موسسه با حمایت مالی ۲ میلیون دلاری از بنیاد تمپلتن کار خود را در سال ۲۰۰۶ آغاز کرد؛ میزبانی کارگاه آموزشی "تحوّلات اجتماعی، سیاسی و مذهبی زیستشناسی" در سپتامبر ۲۰۰۷. کتاب برخاسته از کنفرانس «زیستشناسی و ایدئولوژی - از دکارت تا داوکینز» در سال ۲۰۱۰ توسّط انتشارات دانشگاه شیکاگو منتشر شد. پروژهای در مورد تکامل، ایمان و چارلز داروین و... .
امّا کار اصلی یعنی حمایت مالی را بنیاد تمپلتن انجام میدهد. این مرکز در سال ۱۹۸۷ باهدف ترویج و پژوهش در حوزههای علم و پاسخگویی به سؤالات اساسی حوزه علم و دین شروع به فعالیّت نمود (آدرس: www.templetonpress.org)
بنیاد تمپلتن بر اساس گزارشی که توسّط خود بنیاد منتشر شده، سالانه حدود ۷۰ میلیون دلار صرف کمک به پژوهشها و برنامههای مختلف میکند. در سال ۲۰۱۶ رقم سرسامآور ۱۵۰ میلیون دلار برای برنامههای علم و دین در این بنیاد اختصاص داده شد تا حوزههای مختلف علوم تجربی از جمله علوم زیستی، فیزیک، روانشناسی و هر آنچه که به پیشبرد کلان پروژه علم و دین کمک میکند صرف شود.
حال سوال اینجاست که جایگاه علم و دین و همراه ساختن بنیادهای خیریّه و حامیان مالی مردمی در ایران کجاست؟ چقدر در مهد علم و دین، یعنی ایران، به اهمیّت این مقوله در حال حاضر و آینده نه چندان دور دوران سخت گذار فرهنگی ایران پرداخته شده است؟ در خلأ نبود برنامههای راهگشا از سوی دو نهاد تمدّنی؛ یعنی حوزه علمیّه و دانشگاه، باید بدنه مردمی و خیّران را به کار گرفت. غرب مسیحی به خوبی به اهمیّت این کلان پروژه در آینده دینداری در جوامع مسیحی پی برده است و اعتراف به این حقیقت نیز سخت است که ما فعلاً باید مصرفکننده کتابهای ترجمه شدهای باشیم که با حمایت مالی موسسات ریز و درشت غربی در حمایت از دین و سازش با علم به نگارش در آمدهاند و جای نبوغ دانشمندان مسلمان در این میان خالی است. /انتهای پیام