عرفانهای نوظهور، مهرههای تحریک در میدان آشوب
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در میان شورشهای خیابانی و ناآرامیهای اخیر، صدای چهرههایی به گوش میرسد که در فرقههای به ظاهر معنوی خود، از ابتدا به عنوان مدافع آرامش و راهنمای اخلاقی معرفی شده بودند. اما در واقعیت، این افراد، با استفاده از ادعاها و ابزارهای شبه معنوی و فکری، نقشی فعال و هدفمند در تشدید تنشها و تحریک اغتشاشات ایفا کردهاند.
این جریان، که تحت عنوان عرفانهای نوظهور شناخته میشود، در بخشی از فضای مجازی، به عنوان پلی برای انتقال پیامهای سیاسی بیبنیان و تحریک به خشونت عمل کرده است.
در این مصاحبه، حجتالاسلام مهدی قیاسی کارگرمقدم، قائم مقام موسسه فرق و ادیان حقپژوهی و مسئول گروه علمی نقد معنویتهای نوپدید، در مورد این پدیده تحلیل میکند و نشان میدهد که این عرفانها نه دنبال تجدید اخلاق، بلکه دنبال تخریب نظام و تولید بحران هستند.
سلام علیکم با تشکر از شما، لطفا در خصوص آشوبهای اخیر، برخی اخبار نقش فعال و جهتدار برخی چهرههای منتسب به عرفانهای نوظهور را نشان میدهد. به نظر شما، چگونه میتوان این سطح از همسویی این جریانها با پروژههای براندازانه را تحلیل کرد؟
سلام علیکم تشکر میکنم از شما. آنچه ما در رصد فعالیتهای این افراد مشاهده کردیم، فراتر از صرفاً اعتراض معیشتی بود. این جریانها که عمدتاً حول محور عرفانهای فردگرا، یوگا، تفکر نوین و مکاتب وارداتی شکل گرفتهاند، ذاتاً با ساختار دینی و جمهوری اسلامی ایران مشکل بنیادین دارند. در زمان بحران، آنها از فرصت استفاده کرده و ماسک معنویت را کنار میزنند. فکتهای مستند نشان میدهد که اینها نه برای آرامش روح، بلکه برای تحریک به اغتشاش خیابانی تجهیز شده بودند.
میتوانید دقیقتر اشاره کنید کدام مکاتب و افراد، فعالترین نقش را در تحریک میدانی ایفا کردند؟
قطعاً بخشهایی از این جریانها، ابزارهای بسیار فعالی برای تشدید تنش شدند. به عنوان مثال، فردی مانند مصطفی الماسی (از مسترهای عرفان حلقه) که مدعی عرفان است، مستقیماً پیام «فرمان آتش به اختیار» منتسب به رضا پهلوی را بازنشر کرده و نیروهای نظامی و امنیتی را به نافرمانی و «اغتشاش» فراخواند. این اوج خیانت به ادعای معنوی و تحریک مستقیم به شکاف امنیتی است.
همچنین، فعالانی مانند بهاره شهیدی (مروج یوگا و مدیتیشن) که خود در خارج از کشور هستند، با پرسشهایی مانند «آیا برای اعتراض به خیابان برویم؟» و پاسخ قطعی «اگر ایران بودم قطعاً به خیابان میرفتم»، مردم را به حضور پرهزینه و تشدید اغتشاشات دعوت کردند. نکته مهم این است که ایشان همزمان با تحریک آشوب، دین و فرهنگ اسلامی را منشأ عقبماندگی القا میکرد؛ یعنی عملیات نرم همراه با تحریک سخت.
ظاهراً برخی دیگر از این مکاتب نیز، علیرغم تأکید بر عدم دخالت سیاسی، فعال شدند؟
بله، دقیقاً. محمدعلی طاهری، بنیانگذار عرفان کیهانی حلقه، از طریق سایت رسمی خود رسماً از اغتشاشگران اعلام حمایت کرد. این نشان میدهد که ساختار فکری این مکاتب، همواره در انتظار لحظه براندازی و خدمت به جبههی استکبار و معاندین نظام اسلامی بوده است در حالیکه همین آقای طاهری در ایران ادعا کرده بود: عرفان حلقه سیاسی نبوده، نیست و نخواهد بود! حتی در مورد مکاتب متأثر از جریانهای سنتیتر، مشاهده کردیم که محسن خاتمی (مروج فرقه انحرافی اوشو) سعی در جهتدهی سیاسی به آشوبگران داشت.
رویکرد رسانهای این افراد چگونه بود؟ آیا فقط تحریک مستقیم داشتند یا نقش هدایت عملیاتی هم ایفا کردند؟
هدایت عملیاتی نیز به وضوح دیده شد. رسانههای منتسب به این جریانها، آموزشهای میدانی ارائه دادند. به عنوان مثال، رسانه توانا (وابسته به تشکیلات بهائی)، اقدام به آموزش طراحی ماسک چهرهدار برای اغتشاشگران و ارائه نکات ایمنی برای فیلمبرداری و شناسائی نشدن در صحنه آشوب کرد. این دیگر صرفاً یک موضعگیری نیست، بلکه پشتیبانی لجستیک رسانهای برای اعمال خشونت است.
جریان حسین اورا که با تکیه بر مفاهیم هندوئیسم و روانگردان فعالیت میکند، چگونه از یک مروج به ظاهر معنوی به عنصری فعال در هستههای آشوب مسلحانه تبدیل شد؟ و ارتباط او با مراکز قدرت خارجی چیست؟
حسین اورا که اسم واقعی او محمد حسین عربزاده است نمونهای از تلفیق معنویت کاذب با اهداف براندازی است. او با اتکا به مفاهیم خرافی هندوئیسم مانند اورا اشاره به هاله انرژی اطراف انسان و استفاده از مدیتیشن و مواد روانگردان، به تحریک ذهنی و رادیکالسازی مخاطبان میپردازد و آنها را به سمت کنشهای پرخطر و تروریستی هدایت میکند. نکته مهمتر، سوابق تحصیلی او در دانشگاه تگزاس است؛ دانشگاهی که روابط عمیقی با نهادهای نظامی آمریکا دارد. همچنین، ارتباط نامزد وی با نهادهای نظامی و ارتباط خود او با سازمانهای نزدیک به سیا، نشان میدهد که این جریان صرفاً یک انحراف معنوی فردی نیست، بلکه یک پروژه هدایتشده است که از طریق مریدسازی، ذهن افراد را برای تبدیل شدن به عناصر آشوب آماده میکند.
در نهایت، نقش مرید در این ساختارهای به ظاهر معنوی و در عمل سیاسی چیست؟ آیا این افراد واقعاً پیگیر اصول معنوی هستند یا معنویت صرفاً ابزار است؟
آنچه در تمام این جریانها، از عرفان حلقه تا حسین اورا، مشترک است، تبدیل شدن مرید به یک ابزار مصرفی است. این افراد مسئولیت پیامدهای دعوتهای خود به اغتشاش را نمیپذیرند. آنها از موضع امن بیرون مرزها یا با ادعای معنویت، مردم را به خیابان فرا میخوانند؛ اما نقش اصلی مرید در این الگو، فشار میدانی، تولید محتوای رسانهای تحریکآمیز و حفظ آتش بحران است. به محض آنکه کنش هزینهبر شد، رهبران جریان موضع خود را عوض کرده و مرید را تنها رها میکنند.
جمعبندی شما در مورد نقش کلی این عرفاننماها در حوادث اخیر چیست؟
جمعبندی ما این است که این عرفاننماها در زمان بحران، دیگر داعیهدار سلوک فردی نیستند؛ بلکه به سنگربانان فعال و سخنگویان آشوب تبدیل میشوند. آنها با استفاده از ادبیات معنوی، تلاش میکنند خشونتهای میدانی (که متأسفانه منجر به فجایع زیادی شد) را موجه جلوه داده و آن جنایتها را به یک خیزش یا انقلاب معنوی تقلیل دهند، در حالی که در واقع، تحت تأثیر دستورالعملهای بیرونی، به مهرههای تشدید آشوب تبدیل شدهاند که هدف نهایی آنها، نه رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم، بلکه براندازی جمهوری اسلامی و خدمت به دشمنان ملت ایران و تخریب اموال عمومی مردم است.