عرفان‌های جعلی و بحران اخلاق در عصر رسانه‌های جریان‌ساز

عرفان‌های جعلی و بحران اخلاق در عصر رسانه‌های جریان‌ساز
امروزه دیگر شبه‌معنویت صرفاً در سرفصل پژوهش‌های اجتماعی یا جلسات تخصصی پژوهشگاه‌ها جستجو نمی‌شود، بلکه به متن زندگی ما وارد شده است؛ از صفحه اینستاگرام بسیاری از سلبریتی‌ها گرفته تا تبلیغات پر زرق‌وبرق درمانگرهای خودخوانده، تا کانال‌های تلگرامی مدعی انرژی‌درمانی، همه و همه سهم قابل توجهی در بازتولید بی‌حسی اخلاقی و بی‌تعهدی جمعی دارند.
کد خبر: ۱۸۸۶۵
مهدی قیاسی کارگرمقدم
نویسنده :
مهدی قیاسی کارگرمقدم

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در سال‌های اخیر، شاهد رشد نگران‌کننده موج عرفان‌های نوپدید یا شبه‌معنویت‌ها هستیم؛ جنبش‌هایی که با تکیه بر روایت‌های جنجالی، کلاس‌های آنلاین، پکیج‌های پول‌ساز و بهره‌برداری از نفوذ بی‌سابقه رسانه‌های نوین، به‌سرعت در جامعه ایرانی نفوذ می‌کنند. امروزه دیگر شبه‌معنویت صرفاً در سرفصل پژوهش‌های اجتماعی یا جلسات تخصصی پژوهشگاه‌ها جستجو نمی‌شود، بلکه به متن زندگی ما وارد شده است؛ از صفحه اینستاگرام بسیاری از سلبریتی‌ها گرفته تا تبلیغات پر زرق‌وبرق درمانگرهای خودخوانده، تا کانال‌های تلگرامی مدعی انرژی‌درمانی، همه و همه سهم قابل توجهی در بازتولید بی‌حسی اخلاقی و بی‌تعهدی جمعی دارند.

یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که باید به آن پرداخت، بحران اخلاق و مسئولیت اجتماعی است؛ عارفان نوپدید، عمدتاً وعده آرامش و موفقیت شخصی را جای مسئولیت اجتماعی و دغدغه جمعی قرار می‌دهند. آموزه‌هایی چون همه‌چیز در دست توست، جهان، بازتاب انرژی توست، باور کن و جذب کن، عملاً فرد را در دایره‌ای فردمحور محبوس می‌کنند و به‌تدریج حس همدلی، مسئولیت نسبت به دردهای دیگران، و حتی نقد ساختارهای غیرعادلانه را از بین می‌برند.

رسانه‌ها، به عنوان اصلی‌ترین خط مقدم معرفی و جریان‌سازی این ایدئولوژی، نقش بی‌بدیلی دارند. تنها کافی است به حجم تبلیغات مربوط به تکنیک‌های قانون جذب، دوره‌های شکرگزاری، سمینارهای انگیزشی، یا حتی درمان‌های مبتنی بر انرژی نگاهی بیندازیم؛ هزینۀ برخی از این دوره‌ها گاهی تا چند ده میلیون تومان می‌رسد و در عین حال هیچ ضمانت علمی یا اخلاقی پشت آن‌ها نیست. مشاهده می‌شود که برخی از مدعیان معنویت، آشکارا بخش‌هایی از آموزه‌های دینی و علمی را برمی‌دارند و با حذف نقد، بخش‌های چالش‌برانگیز یا فقط انتخاب جملاتی دلخواه، نسخه‌ای شخصی و کاملاً تحریف‌شده ارائه می‌دهند.

به عنوان نمونه، در یکی از وبینارهای پرطرفدار جذب ثروت مبتنی بر قانون جذب، سخنران با استناد مکرر به آیات قرآنی و احادیث نبوی، عملاً شکرگزاری تحریف‌شده را تبلیغ می‌کرد؛ شکرگزاری نه در مسیر رشد اخلاقی و تقویت حس مسئولیت، بلکه ابزاری فقط برای جذب پول و برآورده شدن خواسته‌های مادی. در مقابل، در آموزه‌های اصیل اسلامی، شکرگزاری همواره مقید به رعایت اخلاق، توجه به فقرای جامعه، و تقویت ارزش‌های جمعی بوده است، نه صرفاً ابزار افزایش حساب بانکی فردی. این نوع تحریف تدریجی، نه‌تنها آسیب اخلاقی دارد، بلکه در بلندمدت جامعه را با موجی از بی‌حسی و بی‌تفاوتی اجتماعی مواجه می‌سازد.

اما بحران منحصر به فضای اخلاقی نیست؛ در بسیاری از موارد، شبه‌معنویت‌ها وارد حوزه روابط فردی و خانوادگی می‌شوند. تبلیغ آزادی جنسی و بی‌بندوباری با استناد به رهایی معنوی، یا توصیه به شرکت در مهمانی‌های مختلط با هدف انرژی‌درمانی، مستقیماً بنیان خانواده را تهدید می‌کند. مورد رسانه‌ای قابل توجه، رهبران فرقه‌ای هستند که با قدرت‌نمایی و بهره‌برداری از وضعیت روانی اعضا، حتی دستور جدایی از همسر یا بی‌اعتمادی به خانواده را صادر می‌کنند. بسیاری از قربانیان، بعدها اذعان کرده‌اند که تحت تأثیر همین آموزه‌ها و فشار گروهی، سلامت روانی و امنیت خانوادگی‌شان را از دست داده‌اند.

در این میان، رسانه‌های مستقل و جریان‌ساز وظیفه دارند نه با شعار، بلکه با تحلیل ریشه‌ای و مستند، اذهان مخاطبان را بیدار نگه دارند. باید با گزارش‌های عمقی، مستندات آموزش‌های آسیب‌زا، مصاحبه با قربانیان، و افشای پشت‌پرده‌ی سودجویی این جنبش‌ها، مخاطب را نسبت به اختلاف ماهیت معنویت اصیل با شبه‌معنویت‌های بازاری آگاه کنند. سهل‌انگاری رسانه‌ها در این حوزه، مستقیماً به گسترش بحران اخلاقی، فردگرایی افراطی و آسیب‌های روانی و خانوادگی دامن می‌زند.

در نهایت، باید هشدار داد؛ اگر رسالت رسانه در نقد و معرفی عرفان اصیل تضعیف شود و جریان‌سازی مثبت مصادره گردد، نه‌تنها فرصت رشد و تعالی معنوی جامعه از بین خواهد رفت، بلکه بنیان‌های اخلاقی، روانی و خانوادگی جامعه نیز در معرض خطر قرار می‌گیرند. رسانه‌ها باید با شناخت جامع جامعه هدف خود، جریان‌های پویا علیه عرفان‌های انحرافی را بسازند، و این خط مقدم را تنها با دغدغه علمی و تعهد اجتماعی پیش ببرند.

گزارش خطا
ارسال نظر