نقش دراویش گنابادی در فتنه آمریکایی - صهیونیستی
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: اعتراضات معیشتی و مطالبات بهحق بازاریان و اقشار مختلف مردم، اینبار نیز بهسرعت در تیررس یک پروژه سازمانیافته فتنهانگیز از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت؛ پروژهای که با فراخوان علنی رضا پهلوی و جریان سلطنتطلب در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و با حمایت عریان ترامپ و نتانیاهو، مسیر اعتراض اقتصادی را با آشوبطلبی و خشونتهای کور «به سبک داعش» منحرف کرد.
خروجی این فتنه، صرفاً جنجال رسانهای نبود؛ بلکه هزینهای مستقیم، سنگین و چندلایه از جان مردم بود. چند هزار نفر از نیروهای حافظ نظم و امنیت و شهروندان عادی، در کوچه و بازار هدف حملات مستقیم با سلاح سرد و گرم، آتشافروزی، ضربوشتم و اقدامات کور قرار گرفته و بیگناه جان خود را از دست دادند و تعداد زیادی زخمی و مجروح شدند؛ قربانیانی که هیچ نسبتی با پروژه خشونت و براندازی نداشتند.
در کنار این تلفات انسانی، اموال عمومی و خصوصی مردم نیز آماج تخریب سازمانیافته قرار گرفت. خساراتی که هزینههای آن مستقیماً بر روی دوش مردم واقع شد.
در این میان، بررسیهای میدانی و رصدهای رسانهای نشان میدهد نقشآفرینی فرقههای ضاله، بویژه پیروان فرقه دراویش سلطانعلیشاهی گنابادی، چه در میدان و چه در فضای مجازی، نقشی حاشیهای یا اتفاقی نبوده است. این فرقه که سابقه نقشآفرینی مستقیم در فتنههای امنیتی، وقایع خشونتبار گلستان هفتم در زمستان ۱۳۹۶ را در کارنامه دارد، در آشوبهای اخیر نیز در استانهای مختلف، حضوری معنادار و فراتر از یک کنش اجتماعی ساده از خود نشان داد.
واکنشهای قطب فرقه مذکور، بیش از آنکه نشانه مدیریت و مسئولیتپذیری باشد، تصویری روشن از سکوتی پرهزینه و معنادار ارائه میدهد. در شرایطی که بخشی از پیروان این فرقه با بازنشر گسترده تصاویر اغتشاش، روایتهای تحریکآمیز و ویدئوهای میدانی، عملاً به تشدید ناامنی کمک کردند، نهتنها موضعگیری صریحی برای مهار فضا دیده نشد، بلکه از فرصت باز بودن خانقاهها در سراسر کشور نیز برای هشدار و انذار به پیروان، مرزبندی با فتنهگران یا حتی اعلام برائت از افراد خاطی فرقه، استفاده نشد.
همزمان، بازخوانی بیانیههای تند و تقابلی قطب اسبق فرقه در حسینیه مرکزی و محافل درونفرقهای و فعال شدن دراویش گنابادی خارجنشین به محوریت مصطفی آزمایش و وحید بهشتی (مرتبط با سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی)، با تریبونهایی نظیر «دُرتیوی»، عملاً به آتش افروزی رسانهای برای آشوبگران دامن زدند. دعوت به خشونت، مشروعسازی تخریب، تحریک به اقدامات فوق رادیکال و ترور، مکمل میدانی جنایاتی شد که قربانیان اصلی آن مردم عادی بودند.
در سطحی دیگر، فعال شدن مجدد گروهک تندروی «دراویش مجذوبان نور» و حضور لیدرهای شناختهشده با سابقه محکومیت امنیتی، از جمله نعمتالله ریاحی، نشان داد الگوی آشوبسازی ۱۳۹۶ نهتنها کنار گذاشته نشده، بلکه در التهابات اجتماعی اخیر دوباره احیا شده است. انتشار بیانیه و کلیپ تصویری ریاحی به نمایندگی از «جمع کثیری از دراویش گنابادی»، مطالبه آزادی محکومان قضایی فرقه از جمله حمید قرهحسنلو (از عوامل قتل شهید روحالله عجمیان)، هجمه مستقیم به نظام و زیر سؤال بردن اسلامیت جمهوری اسلامی و تهمت جرم و جنایت به نظام، مصداق روشن دمیدن بر آتش فتنه و همراستایی کامل با خط دشمن بود.
اکنون، این پرسش بهصورت علنی و بیپرده پیش روی افکار عمومی قرار دارد: سهم فرقه دراویش گنابادی از این خونها، این ویرانیها و این خسارتهای سنگین مالی چیست؟
ادامه دوگانگی میان «ادعای صلحکل و عدم ورود و دخالت دراویش در سیاست» و «رفتار میدانی پرهزینه در فتنهها»، دیگر قابل توجیه نیست. فرقه و بهویژه قطب آن، در برابر یک انتخاب شفاف و تاریخی قرار دارد:
یا باید با موضعی صریح، روشن و بدون بازی با کلمات، از خشونت، آشوب، تخریب اموال عمومی و پروژه براندازی اعلام برائت کند و بهصراحت اعلام نماید کسانی که به نام فرقه با پروژه فتنه آمریکایی–صهیونیستی همراهی کردند، از ما نیستند.
یا مسئولیت تبعات اجتماعی، اخلاقی و امنیتی این مسیر را بپذیرد.
در فتنهای که هزینهاش با جان مردم و پول بیتالمال پرداخت شده، سکوت و ابهام، خود نوعی مشارکت در جرم است؛ و افکار عمومی، دیگر حاضر نیست بهای این سکوت را بپردازد.