پرونده‌ای برای یک جعل تاریخی؛ باستان‌گرایی و خدمت به پروژه صهیونیسم

پرونده‌ای برای یک جعل تاریخی؛ باستان‌گرایی و خدمت به پروژه صهیونیسم
صهیونیسم می‌دانست که تا زمانی که ایرانیان خود را بخشی از این امت ببینند، تضعیف آن‌ها دشوار خواهد بود. از این رو، با دامن زدن به ناسیونالیسم باستان‌گرا، کوشید تا پیوند ایرانیان را با برادران مسلمان خود در منطقه قطع کند و آن‌ها را درگیر افتخارات واهی و نزاع‌های نژادی کند.
کد خبر: ۱۸۵۱۴
حجت الاسلام مهدی قیاسی کارگرمقدم
نویسنده :
حجت الاسلام مهدی قیاسی کارگرمقدم

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در دنیای امروز، دیگر نمی‌توان ناسیونالیسم و باستان‌گرایی افراطی را پدیده‌هایی بی‌ریشه یا صرفاً واکنشی به مسائل داخلی دانست. پشت پرده این جریان‌ها، دست‌های پنهان و آشکاری در کار است که هدفی جز تجزیه و تضعیف هویت واقعی ملت‌ها، به ویژه ملت‌های اسلامی، ندارد. زرتشت‌گرایی و باستان‌گرایی ایرانی در تاریخ معاصر، از همان ابتدا در خدمت پروژه‌ای بزرگتر، یعنی پروژه صهیونیسم، تعریف شده‌اند.

صهیونیسم، ایدئولوژی نژادپرستانه‌ای است که ریشه در توهم «برتری نژاد یهود» دارد و همواره به دنبال سرزمینی است که آن را «سرزمین موعود» می‌خواند. اما برای رسیدن به این هدف، نیاز به تضعیف دشمنان و ایجاد تفرقه در میان آن‌ها دارد. چه راهی بهتر از اینکه ملت‌ها را از ریشه‌های اصیل و قدرتمند خود، یعنی دین و فرهنگ اسلامی‌شان، دور کنیم و به گذشته‌ای موهوم و تحریف‌شده دلخوش سازیم؟

اینجا بود که مستشرقان یهودی و محافل فراماسونری وارد میدان شدند. افرادی مانند «سر جان ملکم» و «سر هنری راولینسون»، با طرح نظریه «برتری نژاد آریایی» و «تمدن شکوهمند پیش از اسلام»، بذر نفاق را در دل جامعه ایرانی کاشتند. آن‌ها با تحریف متون تاریخی و حتی جعل اسناد، تصویری ایده‌آل از زرتشت و هخامنشیان ساختند که هیچ سنخیتی با واقعیت نداشت. زرتشتی که «پیامبر اخلاق» شد، در حالی که آیینش مملو از تبعیض‌های نژادی، طبقاتی و جنسیتی بود. کوروشی که «آزادی‌بخش ملت‌ها» شد، در حالی که خود از بزرگترین نابود کننده تمدن‌ها و اشغالگران تاریخ بود.

اما هدف چیست؟ هدف، جدا کردن ملت ایران از هویت اسلامی‌اش بود. اسلامی که نه تنها باعث عزت و قدرت ایرانیان شد، بلکه آن‌ها را به بخش جدایی‌ناپذیری از «امت واحده اسلامی» تبدیل کرد. صهیونیسم می‌دانست که تا زمانی که ایرانیان خود را بخشی از این امت ببینند، تضعیف آن‌ها دشوار خواهد بود. از این رو، با دامن زدن به ناسیونالیسم باستان‌گرا، کوشید تا پیوند ایرانیان را با برادران مسلمان خود در منطقه قطع کند و آن‌ها را درگیر افتخارات واهی و نزاع‌های نژادی کند.

رسانه‌ها و ابزارهای تبلیغاتی، نقش مهمی در این پروژه ایفا کردند. از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی گرفته تا کتاب‌های درسی و برنامه‌های تلویزیونی، همه و همه در خدمت ترویج این «هویت جعلی» بودند. امروز نیز، همین روایت‌ها از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان و شبکه‌های اجتماعی، به خورد جوانان ایرانی داده می‌شود. به این دلیل که نهادهای صهیونیستی و سرویس‌های اطلاعاتی غربی، سرمایه‌گذاری عظیمی بر روی این جریان‌ها کرده‌اند، چرا که بهترین راه برای تجزیه ایران و تضعیف محور مقاومت، دامن زدن به تفرقه‌های داخلی و مشغول کردن مردم به گذشته‌ای خیالی است. باستان‌گرایی، نه تنها راهگشای پیشرفت نیست، بلکه ابزاری است در دست دشمن برای ضربه زدن به امنیت ملی و هویت دینی ما.

گزارش خطا
ارسال نظر