۱۰:۲۱
۱۴۰۴/۱۱/۲۵
در گفت‌وگو با سیده فاطمه حسینی، پژوهشگر و کارشناس سیاسی مطرح شد؛

بازیگر غیردولتی در سایه؛ نقش تشکیلات بهائیت در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات

بازیگر غیردولتی در سایه؛ نقش تشکیلات بهائیت در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات
جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل نشان داد که در معادلات امنیتی امروز، تنها ارتش‌ها تعیین‌کننده نیستند؛ شبکه‌های فراملی و بازیگران غیردولتی نیز می‌توانند در سطوح اطلاعاتی، سایبری و شناختی اثرگذار باشند. در همین چارچوب، برخی تحلیل‌ها با اشاره به ساختار متمرکز و برون‌مرزی تشکیلات بهائیت و جایگاه نهاد مرکزی آن یعنی بیت‌العدل اعظم، این شبکه را در کنار تحولات جنگ ۱۲ روزه و نیز اغتشاشات دی‌ماه، به‌عنوان یک بازیگر بالقوه در جنگ ترکیبی مورد ارزیابی قرار می‌دهند؛ ارزیابی‌ای که فراتر از ساحت اعتقادی، در سطح تحلیل‌های امنیت ملی مطرح می‌شود.
کد خبر: ۱۸۸۹۴

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در پی تحولات پرتنش ماه‌های اخیر، از جنگ ۱۲ روزه تحمیلی اسرائیل علیه ایران تا ناآرامی‌ها و اغتشاشات دی‌ماه، بار دیگر مسئله نقش و کارکرد بازیگران غیردولتی در بستر جنگ‌های ترکیبی و شناختی مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، برخی تحلیل‌ها بر این باورند که تشکیلات بهائیت و نهاد مرکزی آن یعنی بیت‌العدل اعظم، با توجه به ساختار فراملی و شبکه سازمان‌یافته خود، می‌تواند در چنین بزنگاه‌هایی فراتر از یک اقلیت مذهبی صرف ارزیابی شود و در چارچوب ادبیات امنیتی مورد بررسی قرار گیرد.

برای واکاوی ابعاد این موضوع و بررسی نسبت آن با تحولات اخیر، درباره نقش بهائیت در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات دی‌ماه با سرکار خانم سیده فاطمه حسینی، پژوهشگر و کارشناس سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 

فرقه نیوز: عملکرد تشکیلات بهائی در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی اسرائیل علیه ایران، با وجود سکوت ظاهری بیت‌العدل و دستگیری عوامل بهائی در جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات به‌حق معیشتی مردم در دی‌ماه ۱۴۰۴ که تبدیل به اغتشاش و براندازی و عملیات تروریستی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و ایرانی شد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در ابتدا تأکید ‌کنم که در مباحث امنیت ملی، ارزیابی تهدیدات نه بر اساس باورهای فردی یا اعتقادات شخصی، بلکه بر مبنای رفتار سازمانی، ساختار تشکیلاتی، الگوهای کنش جمعی و نسبت یک جریان با منافع حیاتی دولت-ملت‌ها انجام می‌شود. از این منظر، موضوع بهائیت در ایران صرفا یک بحث مذهبی یا حقوق اقلیت‌ها نیست (ضمن اینکه اساساً بهائیت یک دین الهی نیست که از همان ابتدای تأسیس آن و حمایت‌کنندگان این تشکیلات، مانند انگلیس و آمریکا و بعد رژیم کودک‌کش صهیونیستی، این موضوع ثابت شده بود)، بلکه در سطحی بالاتر، به عنوان یک بازیگر فراملی با پیامدهای بالقوه امنیتی و یک سازمان سیاسی و بازیگر غیردولتی و دست‌نشانده دشمنان ایران مورد بررسی نهادهای تصمیم‌ساز قرار می‌گیرد.

صحبت ما ناظر بر «تشکیلات سازمان‌یافته بهائیت» است و میان افراد بهائی به عنوان شهروند ساده و سازمان به عنوان کنشگر جمعی تفکیک قائل می‌شود؛ تفکیکی که در ادبیات امنیت حرفه‌ای، یک اصل بنیادین محسوب می‌شود.

در ادامه می‌خواهم به ساختار تشکیلاتی و جایگاه بیت‌العدل بپردازم. یکی از نقاط کانونی در تحلیل امنیتی بهائیت، ساختار متمرکز و فراملی آن است. بیت‌العدل به عنوان عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری این تشکیلات، خارج از مرزهای ایران و در شهر حیفا واقع در فلسطین که امروزه در قسمت‌های اشغالی رژیم صهیونیستی واقع شده است؛ منطقه‌ای است که از منظر ژئوپلیتیکی، در همجواری و هم‌پوشانی با منافع راهبردی رژیم صهیونیستی قرار دارد.

ویژگی‌های کلیدی ساختار بیت‌العدل هم عبارت است از:

  رهبری متمرکز و فرامرزی

  سلسله‌مراتب تشکیلاتی مبتنی بر اطاعت سازمانی

  شبکه ارتباطی بسته و درون‌گروهی

  امکان انتقال سریع پیام، دستور و روایت در شرایط بحرانی به مافوق

در مطالعات امنیتی، چنین ویژگی‌هایی به‌ویژه در شرایط تعارض سیاسی یا نظامی، یک ظرفیت بالقوه تهدیدزا تلقی می‌شوند؛ حتی اگر در شرایط عادی، به صورت فعال بروز نکنند. در اینجا باید به نکته مهم شکاف میان گفتمان رسمی و کنش میدانی بیت‌العدل اشاره کنم.

 
تشکیلات بهائیت، برخلاف گروه‌های شبه‌نظامی مسلح، معمولا در صف مقدم درگیری‌های خشونت‌بار ظاهر نمی‌شود. اما در جنگ ترکیبی، خشونت تنها وجه فیزیکی درگیری نیست؛ جنگ در عرصه‌های شناختی، اطلاعاتی و اجتماعی به مراتب تعیین‌کننده‌تر است.

تشکیلات سیاسی-امنیتی بهائیت در سطح رسمی و رسانه‌ای، همواره بر مفاهیمی چون «عدم مداخله در سیاست»، «اطاعت از قوانین کشور محل سکونت» و «صلح‌طلبی» تأکید کرده است. با این حال، از منظر امنیتی، هم‌زمانی معنادار فعالیت شبکه‌های وابسته به تشکیلات با بحران‌های امنیتی کشور، موجب شکل‌گیری تردید جدی نسبت به این گفتمان شده است؛ که من آن را شکاف میان گفتمان رسمی و کنش میدانی می‌نامم؛ یعنی جایی که رفتار میدانی یک تشکیلات، با روایت رسمی آن هم‌خوانی کامل ندارد که از جمله کنش سازمان‌های سیاسی غیردولتی است.

سابقه این‌گونه عملکردها از اعضای بهائی دور نیست و اتفاقاً تاریخی است، به طور مثال همکاری حسینعلی نوری مؤسس تشکیلات بهائی در ترور ناصرالدین‌شاه، خوشحالی سران بهائی در اشغال فلسطین توسط تروریست‌های رژیم صهیونیستی، اقدام به قتل صبح ازل توسط برادرش حسینعلی نوری، استخدام قاتل توسط عباس افندی پسر حسینعلی نوری برای کشتن مخالفان، قتل و سلاخی خانواده‌ای پنج‌نفره توسط بهائیان در ابرقوی یزد، قتل‌عام ۱۱ مسلمان توسط بهائیان شیراز در محله سعدی شیراز، احتکار ماسک و دارو در زمان کرونا وقتی مردم نیاز مبرم به ماسک و دارو داشتند، دست داشتن در اعمال تحریم‌های ظالمانه علیه مردم ایران و جرم و جنایت‌های سریالی که در این گفت‌وگو جای نمی‌گیرد.

جنگ ۱۲ روزه تحمیلی میان ایران و اسرائیل و دستگیری تعدادی از عوامل بهائی بیت‌العدل، نمونه‌ای روشن از بهائیان به مثابه یک بازیگر غیردولتی است که نقش پررنگی ایفا کردند. در این جنگ، علاوه بر درگیری‌های مستقیم نظامی، شاهد عملیات گسترده سایبری، جنگ روانی و بهره‌برداری از شبکه‌های اطلاعاتی بودیم. در چنین فضایی، هر شبکه تروریستی بهائیت به عنوان منبع جمع‌آوری اطلاعات یا پشتیبان لجستیکی عملیات مورد استفاده قرار می‌گرفت.

نکته حائز اهمیت آن است که تشکیلات بهائیت، برخلاف گروه‌های شبه‌نظامی مسلح، معمولا در صف مقدم درگیری‌های خشونت‌بار ظاهر نمی‌شود. اما در جنگ ترکیبی، خشونت تنها وجه فیزیکی درگیری نیست؛ جنگ در عرصه‌های شناختی، اطلاعاتی و اجتماعی به مراتب تعیین‌کننده‌تر است. توانایی یک بازیگر غیردولتی مانند بهائیت برای ایجاد اختلال در انسجام ملی، تضعیف مشروعیت حکومت و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، می‌تواند به‌عنوان سلاحی کارآمد در دست طرف مقابل به کار رود. تشکیلات با تکیه بر شبکه‌های خود و با بهره‌گیری از گفتمان صلح و حقوق بشر، از ظرفیت بالایی برای اثرگذاری در این عرصه‌ها برخوردار است.

در جمع‌بندی می‌توان گفت که تشکیلات سیاسی-امنیتی بهائیت با توجه به ساختار فراملی و تشکیلاتی و مرکزیت خارج از ایران و سابقه تاریخی تحلیل‌شده در گفتمان امنیتی داخلی، در زمره بازیگران غیردولتی قرار می‌گیرد که ظرفیت ایفای نقش در جنگ‌های نامتقارن را داراست. این نقش لزوماً به معنای مشارکت مستقیم در عملیات نظامی یا جاسوسی نیست، بلکه در قالب نفوذ نرم، جنگ شناختی و فراهم آوردن بسترهای اطلاعاتی غیررسمی متجلی می‌شود. اسناد داخلی و بیانات رهبران انقلاب اسلامی همواره بر این پتانسیل تأکید کرده و آن را به‌عنوان یک تهدید سازمان‌یافته شناسایی نموده‌اند. بنابراین، نادیده گرفتن این ظرفیت و احتمال بهره‌برداری طرف‌های متخاصم از آن، می‌تواند پیامدهای جدی به همراه داشته باشد.


فرقه نیوز:
با این تعریف‌ها، سازمان یا تشکیلات بهائیت در زمره کدام شبکه‌های امنیتی قرار می‌گیرد؟

شاید بهتر باشد تشکیلات بهائی را در زمره بازیگران غیردولتی در جنگ‌های نامتقارن محسوب کنیم. در ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات امنیتی، اصطلاح «بازیگر غیردولتی» به فرد یا سازمانی اطلاق می‌شود که از نفوذ سیاسی قابل توجهی برخوردار است، اما به هیچ دولت خاصی وابسته نیست. این بازیگران طیف گسترده‌ای از نهادها را شامل می‌شوند؛ از سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های فراملیتی گرفته تا گروه‌های مذهبی منسجم و حتی شبه‌نظامیان مسلح. در این چارچوب، پرسش اصلی آن است که آیا تشکیلات بهائی را می‌توان به‌عنوان یک بازیگر غیردولتی مؤثر در صحنه جنگ‌های نامتقارن و ترکیبی تحلیل کرد؟

پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی سه رکن اصلی است: ساختار تشکیلاتی و فراملیتی، پتانسیل نفوذ سیاسی و شناختی، و قابلیت بهره‌برداری اطلاعاتی در عملیات غیرمتعارف. بر پایه اسناد موجود و تحلیل‌های امنیتی داخلی، تشکیلات بهائیت از هر سه این مؤلفه‌ها برخوردار است. ساختار این تشکیلات حول محور بیت‌العدل اعظم در حیفا سازمان‌یافته و شبکه‌ای جهانی از محافل روحانی ملی و محلی را در بر می‌گیرد. این گستره فراملی و استقلال از حکومت‌های ملی، نخستین ویژگی یک بازیگر غیردولتی است. در ساختار فراملیتی بهائیت و جمع‌آوری اطلاعات، مناطقی از جهان که بهائیان در آنجا حضور دارند به ۱۷ هزار کلاسر تقسیم‌بندی شده است که عوامل بهائی در این مناطق با بحث قرائت از منطقه به جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازند.

در عین حال، سند منتشر شده از سوی محفل روحانی ملی آلمان در ژانویه ۲۰۲۶ تأکید می‌کند که پیروان تشکیلات باید از هرگونه فعالیتی که ممکن است به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مداخله در امور سیاسی یک دولت تعبیر شود، پرهیز کنند. کد‌یابی پیام این است که نه تنها نشان‌دهنده حساسیت تشکیلات به حفظ ظاهر بی‌طرفی است، بلکه حاکی از آگاهی عمیق از توان بالقوه سیاسی و نفوذی است که این شبکه می‌تواند اعمال کند.

 

فرقه نیوز: اگر تشکیلات بهائیت به‌طور رسمی پیروان خود را از هرگونه مداخله سیاسی منع می‌کند، چه سازوکارهایی وجود دارد که امکان بهره‌برداری امنیتی و اطلاعاتی از این شبکه را ــ حتی بدون کنش مستقیم اعضا ــ برای بازیگران متخاصم فراهم می‌سازد؟

در تحلیل‌های امنیتی، تشکیلات بهائیت همواره به عنوان یک «تهدید سازمان‌یافته» شناسایی شده است. امام خمینی در بیانات خود از سال ۱۳۲۳ به بعد، این تشکیلات را نه یک فرقه مذهبی ساده، بلکه یک ساختار منسجم با قابلیت نفوذ در ارکان حکومت پهلوی معرفی می‌کرد. ایشان در سخنرانی‌های متعدد، از «تشکیلات» بهائیت به‌مثابه ابزار پروژه‌های نفوذ فراملی یاد کرده و خطر آن را هم‌سطح با بنی‌امیه ارزیابی نموده است. این نگاه، مبتنی بر مشاهده حضور افراد وابسته به این شبکه در پست‌های کلیدی فرهنگی، اقتصادی و حتی امنیتی دوران پهلوی بوده است. از منظر امام خمینی، بهائیت تنها یک عقیده انحرافی نبود، بلکه یک «حزب یهود» با نقش‌های بلندمدت برای تأثیرگذاری بر سرنوشت ایران و منطقه به شمار می‌رفت.

در جنگ‌های نامتقارن و ترکیبی، بازیگران غیردولتی از ابزارهایی مانند جنگ شناختی، نفوذ نرم و شبکه‌های اطلاعاتی پنهان استفاده می‌کنند تا بدون درگیر شدن مستقیم در درگیری‌های نظامی، توازن قوا را به نفع خود تغییر دهند. تشکیلات بهائیت با دارا بودن شبکه‌ای منظم از اعضا در سراسر جهان و دسترسی به کانال‌های ارتباطی فراملی، از ظرفیت قابل توجهی برای اجرای عملیات نفوذ نرم برخوردار است. این شبکه می‌تواند در قالب فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی، مفاهیم و گفتمان‌های مورد نظر خود را در جامعه هدف تزریق کند یا در زمان بحران در ایران از عوامل غیرایرانی خود استفاده کند؛ مانند اتباعی که در دوره‌های مختلف فتنه در ایران، از طرف تشکیلات آموزش‌های فرا گرفته بودند جهت خرابکاری یا کشته‌سازی. نمونه بارز این رویکرد را می‌توان در تأکید مکرر بیت‌العدل در «ساختن جوامعی مبتنی بر امید و اتحاد» مشاهده کرد؛ شعارهایی که در عین ظاهر صلح‌طلبانه، می‌توانند به مثابه ابزار جلب اعتماد و نفوذ در اقشار مختلف جامعه عمل کنند.


فرقه نیوز:
اگر شکاف میان گفتمان رسمیِ بی‌طرفی و کنش میدانیِ شبکه‌ای را بپذیریم، سؤال این است که چه زمانی و بر اساس چه نشانه‌هایی یک تشکیلات مذهبیِ مدعی عدم مداخله، در عمل به سطح کنشگر پرریسک امنیتی ارتقا پیدا می‌کند؟

در این بین، تشکیلات در پروپاگاندای رسانه‌ای ادعا می‌کند که جمهوری اسلامی بهائیان را به دلیل فقط بهائی بودن دستگیر می‌کند؛ نکته امنیتی مهم این است که در شرایط جنگ یا درگیری مستقیم، آستانه تحمل امنیتی دولت‌ها به حداقل می‌رسد؛ بنابراین، هرگونه انتقال اطلاعات مکانی، تصویری یا زیرساختی، حتی در سطح فردی، اگر در راستای تقویت توان عملیاتی دشمن ارزیابی شود، ذیل عنوان تهدید مستقیم علیه جان شهروندان و تمامیت ارضی قرار می‌گیرد و حتماً با این دسته از افراد برخورد امنیتی می‌شود که از جمله دستگیری اشخاص است، حال این افراد بهائی باشند یا از پیروان هر دین یا مذهبی که باشند.

 
«مظلوم‌نمایی سازمان‌یافته» یکی از ابزارهای شناخته‌شده برای افزایش هزینه برخورد امنیتی دولت‌ها، جذب حمایت نهادهای بین‌المللی و ایجاد سپر رسانه‌ای است که بهائیت از ابتدای تأسیس از این ترفند استفاده تشکیلاتی می‌کند

در چنین شرایطی و با توجه به سابقه تشکیلات بهائی و با وجود یک شبکه فراملی با مرکزیت در سرزمین دشمن (اسرائیل) یا هم‌پیمان دشمن، به طور طبیعی در کانون توجه و سخت‌گیری امنیتی بیشتری قرار می‌گیرد. نکته مهم در اینجا آن است که اثبات قضایی، مستندات فنی و دادرسی عادلانه شرط لازم برای اعتبار حقوقی هر اتهام است، که خوشبختانه همه موارد ذکر شده از سوی نهادها و سازمان‌های مربوطه راستی‌آزمایی می‌شود.

اما به این نکته توجه کنید که ادراک تهدید در زمان جنگ، خود به‌تنهایی موجب تغییر سطح مواجهه امنیتی می‌شود! تخریب مساجد، نمادهای دینی و عناصر هویتی توسط عوامل آموزش‌دیده بهائی صرفاً یک اقدام فیزیکی تلقی نمی‌شود، بلکه نوعی خشونت نمادین است که کارکرد آن تضعیف انسجام اجتماعی، تشدید شکاف‌های هویتی و قطبی‌سازی جامعه است؛ دقیقاً در همین نقطه سطح مواجهه امنیتی تغییر می‌کند.

چنانچه نهادهای امنیتی به این جمع‌بندی برسند که مشارکت سازمان‌یافته، هدایت شبکه‌ای یا هم‌پوشانی تشکیلاتی میان اعضای یک فرقه و چنین اقدامات خشونت‌آمیزی وجود دارد، آن فرقه از جایگاه «اقلیت اجتماعی» به سطح کنشگر پرریسک امنیتی ارتقا داده می‌شود.

در حوزه امنیت نرم و جنگ روایت‌ها، «مظلوم‌نمایی سازمان‌یافته» یکی از ابزارهای شناخته‌شده برای افزایش هزینه برخورد امنیتی دولت‌ها، جذب حمایت نهادهای بین‌المللی و ایجاد سپر رسانه‌ای است که بهائیت از ابتدای تأسیس از این ترفند استفاده تشکیلاتی می‌کند که تا به امروز ادامه دارد و شما می‌توانید در رسانه‌هایی مانند ایران‌وایر و شبکه ماهواره‌ای منوتو به‌خوبی نظاره‌گر باشید. ضمن اینکه مظلوم‌نمایی از جمله دستورات رهبر سوم این تشکیلات یعنی شوقی افندی جهت دستیابی به قدرت و اجرا و برپایی عصر ذهبی بهائیت است که در پروتکل هفت‌گانه شوقی به آن اشاره شده است، که به مختصر بازگو می‌کنم: مجهولیت، مظلومیت، انفصال، استقلال، رسمیت، عصر ذهبی بهائیت و در انتها استقرار سلطنت بهائی.

حال اگر یک تشکیلات، هم‌زمان خود را قربانی مطلق معرفی کند اما در بزنگاه‌های امنیتی در کنار جریان‌های معارض یا دشمن خارجی قرار گیرد، این وضعیت ذیل مفهوم راهبرد روایت دوگانه قابل تحلیل است. از منظر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تشکیلات بهائیت نه به عنوان یک باور دینی فردی، بلکه به مثابه یک سازمان فراملی با سابقه تعارض ادراکی و عملی با حاکمیت، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در اینجا اشاره کنیم که مهم‌ترین مؤلفه‌های ریسک امنیتی عبارت‌اند از رهبری خارجی و غیرپاسخ‌گو به حاکمیت ملی، هم‌زمانی معنادار با بحران‌های امنیتی، ابهام در مرزبندی عملی با دشمنان خارجی و بهره‌گیری از ابزارهای حقوق بشری برای خنثی‌سازی فشار امنیتی.

گزارش خطا
ارسال نظر