سازمان سیاسی بهائیت؛ از «اعتراض صنفی» تا پروژه آشوب رسانهای
پایگاه خبری تحیلی فرقه نیوز: رصد محتوای منتشرشده از سوی رسانهها، صفحات و کنشگران وابسته یا همسو با جریان بهائیت در روزهای اخیر، از شکلگیری یک واکنش هماهنگ، پرحجم و هدفمند نسبت به اغتشاشات خبر میدهد؛ واکنشی که فراتر از اطلاعرسانی، واجد مؤلفههای تحریک، سازماندهی ذهنی و بهرهبرداری سیاسی از اعتراضات است.
از ۸ دیماه، شبکه های رسانهای همسو با بهائیت، فعالیت خود را در قالب پوشش گسترده اغتشاشات، خبرسازی، شایعهپراکنی و تولید روایتهای احساسی تشدید کرده است. در این میان، سایت و پیج ایرانوایر با پوشش سراسری و جهتدار، تلاش کرد تصویری فراگیر و رو به گسترش از ناآرامیها ارائه دهد. همزمان، صفحاتی نظیر آسو (وابسته به بنیاد تسلیمی)، سایت و پیج دیالوگ و همچنین صفحات شخصی فعالان شناختهشدهای چون سالومه سیدنیا و امیرا ذوالقدر، به بازنشر، تقویت و تفسیر رادیکال این رخدادها پرداختند.
در کنار این شبکه رسانهای، برخی چهرههای منتسب به خانوادهها و محافل فرهنگی مرتبط با بهائیت نیز موضعگیری علنی داشتند؛ از جمله حمایت دختر بهرام بیضایی از فتنه مهسا امینی در صفحه BBC (۱۲ دی)، که نشاندهنده پیوند میان لایه فرهنگی و رسانهای این جریان با پروژههای اعتراضی است.

الگوی مشترک محتوا
تحلیل محتوای منتشرشده نشان میدهد فعالیتهای این شبکه در چند محور اصلی متمرکز بوده است:
نخست، بازنمایی گسترده و بزرگنمایی اعتراضات از طریق انتشار مکرر تصاویر، ویدئوها و طراحیهای گرافیکی با هدف القای تداوم و گسترش ناآرامیها به سایر مناطق کشور.
دوم، سیاسیسازی اعتراضات صنفی؛ بهگونهای که مطالبات اقتصادی بازاریان بهسرعت با شعارهای ضدنظام، ضد رهبری و ضد نهادهای امنیتی پیوند زده شد و اعتراض بهعنوان رویارویی مستقیم با حاکمیت بازتعریف گردید.
سوم، اتصال رخدادهای اخیر به ناآرامیهای گذشته؛ پیوند دادن حوادث دی 1404 با دیماه ۱۳۹۶ و سایر اغتشاشات، با هدف القای وجود یک «روند تاریخی اعتراض» و نه یک مطالبه مقطعی.
چهارم، گسترش دامنه کنشگران؛ دعوت آشکار از دانشجویان، کارگران، معلمان و حتی اقوام مختلف – بهویژه در صفحه «بهائیان ایران» – برای پیوستن به اغتشاشات و ایجاد همافزایی میان اعتراضات پراکنده.
پنجم، آموزش و توانمندسازی میدانی و رسانهای؛ انتشار توصیههای امنیت سایبری، روشهای فرار از دستگیری، نکات پزشکی و حتی ایدهپردازی در شیوههای آشوب، که نشاندهنده تلاش برای آمادهسازی مخاطبان جهت حضور فعال و پرهزینه در میدان ناآرامیهاست.
ششم، قربانیسازی و فشار روانی؛ تمرکز بر روایتهای احساسی از برخورد نیروهای انتظامی، برجستهسازی احتمال سرکوب، و همزمان سیاهنمایی وضعیت اقتصادی و اجتماعی با هدف ایجاد یأس عمومی.
تقسیم کار تشکیلاتی
نکته قابلتوجه آن است که مطابق الگوی پیشین، منابع رسمی و رأس تشکیلات بهائی تاکنون از اظهارنظر مستقیم درباره حوادث ایران خودداری کردهاند؛ در مقابل، بدنه فعال، لیدرها، تئوریسینها و رسانههای وابسته نظیر آسو، توانا، هرانا و صفحات شخصی کنشگران، بار اصلی تحریک و جهتدهی را بر عهده گرفتهاند. این مسئله با دستورالعملهای پیشین سایت «ضیافت» در حفظ انسجام درونگروهی و مدیریت رفتار بهائیان ایران همخوانی دارد و از وجود نوعی سنگربندی و تقسیم کار رسانهای از پیش طراحیشده حکایت میکند.
مجموع شواهد نشان میدهد که شبکههای وابسته یا همسو با بهائیت، اغتشاشات اخیر را نه بهعنوان یک رخداد اجتماعی محدود، بلکه بهمثابه فرصتی رسانهای و سیاسی تلقی کرده و کوشیدهاند با بازتعریف معنایی آن، اعتراض صنفی را به پروژهای تقابلی و بیثباتساز تبدیل کنند. در این الگو، مطالبات اقتصادی صرفاً نقطه آغاز زنجیرهای از کنشهای رسانهای، احساسی و آموزشی است که هدف نهایی آن تشدید شکاف اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی میشود.