مازندران خاستگاه مقاومت در برابر فتنه بابیه است/ نقش استراتژیک حاج مصطفیخان سورتیچی در پشتیبانی از علما و صیانت از تشیع
حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ابتدای سخنان خود با تبریک اعیاد رجبیه و گرامیداشت یاد شهدای انقلاب اسلامی، شهدای استان مازندران و بهویژه شهدای دانشگاه آزاد اسلامی، بر ضرورت بازخوانی تاریخ برای درک امروز و فردا تأکید کرد و گفت: نمیتوان برای فردای کشور اندیشید بدون آنکه دیروز و تحولات تاریخی را به درستی دید. شناخت مجاهدانی که در برابر فتنههای جریانهای انحرافی ایستادند، برای نسل امروز و فردا حیاتی است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به نقش مخرب استعمار در تاریخ معاصر ایران تصریح کرد: متأسفانه دورههای قاجار و پهلوی، دوران نفوذ و تلاش استعمار روسیه، انگلیس و بعدها آمریکا برای ایجاد تفرقه در جامعه ایران بود. در حالی که عرفا و متصوفه اصیل همیشه در خدمت مردم و سیر و سلوک بودند، در این دوران شاهد تبدیل شدن برخی تشکیلات صوفیانه به فرقههایی علیه جریان اصیل دینی بودیم.
تبارشناسی انحراف؛ از شیخیه تا بهائیت
استاد خسروپناه در ادامه به تشریح روند شکلگیری فرقه بابیت و بهائیت پرداخت و با اشاره به ریشههای آن در تفکرات شیخیه گفت: بابیت انشعابی از تفکر شیخ احمد احسائی بود. پس از او سید کاظم رشتی اصطلاح رکنِ رابع یا باب امام زمان را مطرح کرد؛ ادعایی که من در آثار خودِ شیخ احمد احسایی نیافتم اما در سخنان جانشین او متبلور شد.
وی با تبیین سیر تکاملی ادعاهای واهی علیمحمد باب افزود: او که ابتدا به سید ذکر معروف بود، ابتدا مدعی بابیت امام زمان شد، سپس خود را امام زمان نامید، در ادامه ادعای نبوت کرد و در نهایت به ادعای الوهیت رسید. این انحرافات فتنههای بزرگی در دوره قاجار ایجاد کرد که با درایت و قاطعیت شخصیتهایی همچون امیرکبیر خاموش شد.
استاد خسروپناه به شکافهای درونی این جریان پس از اعدام علیمحمد باب اشاره کرد و گفت: پس از باب، میان میرزا یحیی نوری (صبح ازل) و برادرش میرزا حسینعلی نوری (بهاء) بر سر جانشینی اختلاف افتاد. در این میان، روسها و سپس انگلیسیها از حسینعلی بها حمایت کردند که منجر به شکلگیری فرقه بهائیت شد، در حالی که برادرش فرقه ازلیه را راه انداخت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود به ساختار تشکیلاتی بهائیت اشاره کرد و اظهار داشت: این جریان پس از حسینعلی بها، توسط عباس افندی و سپس شوقی افندی هدایت شد و در نهایت به یک ساختار سیستماتیک به نام بیتالعدل رسید. نکته تاملبرانگیز این است که مرکزیت این مجموعه ۹ نفره در قلب سرزمینهای اشغالی و تحت حمایت رژیم غاصب صهیونیستی قرار دارد.
استاد خسروپناه، به تبعات اجتماعی و امنیتی این فرقهها در تاریخ ایران اشاره کرد و یادآور شد: جریان بابی در مقاطع مختلف دست به شورش و کشتارهای وحشیانه در کشور زدند که یکی از کانونهای این آشوبها استان مازندران بود. این فتنهها در دوران ضعف دولت مرکزی، از جمله پس از مرگ محمدشاه قاجار، شدت یافت تا اینکه با ظهور امیرکبیر، مقابله جدی با این جریانهای انحرافی صورت گرفت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به بازخوانی نقش قهرمانانه خطه مازندران در صیانت از حریم دین و کشور پرداخت و جزئیات تکاندهندهای از نفوذ تشکیلاتی بهائیت در ارکان رژیم پهلوی را فاش کرد.
استاد خسروپناه با توصیف مازندران به عنوان سرزمین علم، فرهنگ و محبت اهلبیت (ع)، یاد و خاطره بزرگان این دیار را گرامی داشت و گفت: مازندران سرزمین پاک علویان است. شخصیتهای بزرگی همچون سعیدالعلمای مازندرانی در این خاک زیستهاند؛ عالمی که همبحث شیخ انصاری بود و شیخ با آن عظمت علمی، مردم را برای مرجعیت به ایشان ارجاع میداد. این نشاندهنده تراز علمی و تقوایی علمای این منطقه است.
اتحاد علما و سرداران؛ حماسهای برای پاکسازی فتنه
وی با اشاره به ایستادگی نخبگان مازندرانی در برابر آشوبهای جریانات انحرافی افزود: بزرگانی همچون سعیدالعلمای مازندرانی و میرزا محمدتقی مجتهد ساروی در کنار سرداران شجاعی همچون حاج مصطفیخان سورتیجی و برادر شهیدش عبداللهخان، قیامی تاریخی را رقم زدند. سردارانی چون جعفرقلیخان هزارجریبی، خلیلخان سوادکوهی و عباسقلیخان لاریجانی با همراهی مجاهدان، فتنه بابیت را که توسط افرادی چون محمدعلی بارفروشی ایجاد شده بود، از این سرزمین پاک کردند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تمجید از شخصیت حاج مصطفیخان سورتیجی (که همایش به یاد او برگزار شده)، اظهار داشت: او تنها یک سردار نظامی نبود، بلکه عالمی اندیشمند، متمول و در عین حال اهل تهجد و نافله شب بود که ثروت خود را وقف ساخت مساجد و حوزههای علمیه کرد. این پیوند میان معنویت، تخصص و جهاد، رمز موفقیت او در کنار علما بود.
کپیبرداری استعمار؛ شباهت عجیب بهائیت و فرقه قادیانی
استاد خسروپناه با تبیین استراتژی تفرقه توسط استعمار، به شباهتهای ساختاری فرقههای دستساز در جهان اسلام اشاره کرد و گفت: بهائیت که از تشیع انشعاب یافت، دقیقاً کپیبرداری از فرقه احمدیه یا قادیانی در میان اهل سنت هند و پاکستان است. هر دو فرقه ادعای نبوت، انکار خاتمیت و انکار معاد را مطرح کردند و با ترویج اباحهگری و انحرافات اخلاقی، به دنبال جذب جوانان و تخریب هویت دینی جامعه بودند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به نفوذ عمیق بهائیت در دوران پهلوی اشاره کرد و گفت: سران بهائیت توانستند در دولت پهلوی اول نفوذ کنند. رضاخان تحت تأثیر این جریان، محمدرضا و اشرف را برای تحصیل به مدرسه بهائیان فرستاد تا از کودکی با این تفکر رشد کنند. همچنین نقش عینالملک هویدا (پدر امیرعباس هویدا) که خود بهایی بود، در کشف و برکشیدن رضاخان بسیار پررنگ بود؛ جریانی که در کنار افرادی چون محمدعلی فروغی، مسیر را برای حذف قاجار و روی کار آمدن پهلوی هموار کرد.
دکتر خسروپناه بر اهمیت عقبه تاریخی تأکید کرد و گفت: شناخت مجاهدانی که در برابر جریانهای انحرافی ایستادند، برای امروز و فردای ما حیاتی است. نمیتوان برای آینده اندیشید بدون آنکه تحولات گذشته را دید؛ چراکه رخدادهای دیروز با سرنوشت امروز و فردای ما پیوندی ناگسستنی دارد.
استاد خسروپناه مازندران را دیار علویان و دژ مستحکم دین دانست و با تجلیل از شخصیت سعیدالعلمای مازندرانی گفت: ایشان چنان تراز علمی والایی داشت که شیخ انصاری مردم را به مرجعیت ایشان ارجاع میداد. در دوران فتنه بابیت، این عالم بزرگ به همراه میرزا محمدتقی مجتهد ساروی و سردارانی مخلص همچون حاج مصطفیخان سورتیجی و برادرش عبداللهخان (که به شهادت رسید) در برابر کشتارهای وحشیانه بابیها ایستادگی کردند.
وی در تمجید از حاج مصطفیخان سورتیجی افزود: او الگوی یک عالمِ متمول و مجاهد بود که ثروت خود را وقف امور خیریه، مساجد و حوزهها کرد و در عین حال، مردی متعبد و اهل نافله شب بود که با همراهی سایر سرداران نظیر جعفرقلیخان هزارجریبی و خلیلخان سوادکوهی، فتنه را در منطقه پاکسازی کرد.
نقد مدرنیته پهلوی؛ راهآهن در خدمت انگلیس، نه توسعه ملی
دکتر خسروپناه با بازخوانی دوران رضاخان، به نقد دیدگاههای سادهانگارانه درباره خدمات پهلوی اول پرداخت و اظهار داشت: رضاخان مدرنیته را در خدمت استعمار آورد. در حالی که شهید مدرس به عنوان یک عالم نوگرا، طرفدار جاده ابریشم و راهآهن شرق به غرب برای رونق اقتصادی بود، رضاخان راهآهن شمال به جنوب را صرفاً برای انتقال نفت و نیازهای لجستیکی انگلیس احداث کرد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با افشای لیست بلندپایه مقامات بهایی در دربار محمدرضا پهلوی گفت: استعمار ۲۶ سال اجازه تاجگذاری به شاه نداد تا مهرههای خود را در ارکان قدرت تثبیت کند. از عبدالکریم ایادی (پزشک شاه) و هویدا (نخستوزیر ۱۳ ساله) گرفته تا وزرایی چون منصور روحانی (آب و برق)، فرخرو پارسا (آموزش و پرورش)، منوچهر تسلیمی (بازرگانی) و غلامرضا کیانپور (دادگستری)، همگی از این فرقه بودند. حتی حبیبالله ثابت، تئوریسین ساواک و مؤسس تلویزیون، شیوههای شکنجه را از رژیم صهیونیستی وارد کرد.
سناریوی خطرناک؛ تجزیه ایران و تغییر مذهب رسمی
وی بیان کرد: نقشه استعمار در دهه ۵۰، ابتدا تجزیه ایران (با شروع از بحرین و تحریک در کردستان و خوزستان) و سپس اعلام بهائیت به عنوان مذهب رسمی در جغرافیای باقیمانده بود. امام خمینی (ره) با انقلاب اسلامی، نه تنها رژیم سلطنتی را سرنگون کرد، بلکه مانع از نابودی هویت ملی و مذهبی ایران شد. اگر انقلاب دو سال دیرتر به پیروزی میرسید، سناریوی رسمیسازی بهائیت اجرا شده بود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به شباهت بهائیت با فرقه قادیانی در میان اهل سنت، هر دو را ساخته دست استعمار برای اباهیگری و نابودی ادیان توحیدی دانست و افزود: بهائیت امروز یک جریان ضدامنیتی و نیروی نیابتی رژیم صهیونیستی است. مرکزیت آنها در اسرائیل (بیتالعدل) قرار دارد و در تمامی فتنههای اخیر و حتی در دوران جنگ تحمیلی، نقش ستون پنجم دشمن را ایفا کردهاند.
دکتر خسروپناه در پایان با تأکید بر اینکه ایران مملکت امام زمان (عج) است، خاطرنشان کرد: این کشور با دعای شهدا و رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری، از تمام فتنهها عبور خواهد کرد. وظیفه ما روشنگری بدون افراط و تفریط است تا جوانان بدانند که انقلاب اسلامی چگونه استقلال و عزت این سرزمین را حفظ کرد.