یوگا؛ از باشگاههای ورزشی تا آیینهای پنهان؛ آسیبشناسی یک معنویت وارداتی
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در ذهن بسیاری از مردم، یوگا چیزی شبیه نرمش، کشش بدنی یا نهایتاً روشی برای آرامسازی اعصاب است. اما این تصویر عمومی، محصول یک فرآیند پنهانسازی تدریجی است؛ نه بازنمایی صادقانه واقعیت. یوگا در اصل، نه ورزش بوده و نه تکنیک سلامت، بلکه به تصریح متون کلاسیک و اعتراف صریح چهرههای محوری آن در ایران، یک آیین دینی هندویی و مسیر پرستش خدایان هندو است؛ آیینی که امروز در قالب ورزش، ذهنآگاهی و سبک زندگی سالم بازتولید میشود.
یوگا در متون سنتی؛ آیین، نه تمرین بدنی
ریشه نظاممند یوگا به حدود دو قرن پیش از میلاد و تدوین «یوگاسوترا» توسط پَتَنجَلی بازمیگردد. در این متن، هدف یوگا نه سلامت جسم، بلکه «رهایی» (موکشا) از طریق مهار ذهن، خاموشکردن فرد و اتصال به واقعیت متعالی در جهانبینی هندویی است. مفاهیمی مانند چاکرا، نادی، پرانا، سامادهی و کندالینی دقیقاً در همین چارچوب دینی تعریف میشوند؛ مفاهیمی که هیچیک پشتوانه تجربی یا زیستشناختی در علم پزشکی و روانشناسی ندارند و بهوضوح به نظام نمادین و اسطورهای هندویی تعلق دارند. با این حال، آنچه امروز به جامعه عرضه میشود، نه این ریشه واقعی، بلکه نسخهای بزکشده و ورزشنماست؛ نسخهای که دین را انکار نمیکند، بلکه آن را بینام و غیرشفاف منتقل میکند.
اعترافات صریح پدر یوگای ایران
برخلاف تصور رایج، خطر یوگا یک «ادعای ذهنی» نیست؛ بلکه در متون فارسی منتشرشده توسط مروجان اصلی یوگا در ایران بهصراحت بیان شده است. برای نمونه، سیدجلالالدین موسوینسب که از او بهعنوان «پدر یوگای ایران» یاد میشود، در کتاب گنجینه اسرار یوگا (صفحات ۴۰ تا ۴۶) بدون هیچ ابهامی تصریح میکند که: یوگا یک «دین کامل» است و ادیان توحیدی، از جمله اسلام، در قیاس با آن «ناقص» هستند!
این دیگر تفسیر منتقدان نیست؛ نقل مستقیم از متن است. در همان کتاب، در صفحه ۱۱۶، او به وضوح توصیه میکند که برای مدیتیشن، در اتاق خود مجسمهی شیوا (یکی از خدایان اصلی هندویی) را قرار دهید یا مانترا = ذکر «اوم ناما شیوایا» را تکرار کنید. این توصیهها، نه ورزشیاند، نه روانشناختی؛ بلکه مناسک عبادی هندویی هستند. سؤال سادهای که مخاطب باید از خود بپرسد این است: اگر یوگا صرفاً نرمش و تنفس است، مجسمه شیوا در اتاق مدیتیشن چه کار میکند؟
یوگا و عبور از مرزهای انسانی
نمونه خطرناکتر را میتوان در کتاب «یوگا برای همه» نوشته خسرو شریفپور دید؛ جایی که برای رسیدن به «بیداری کندالینی»، دستوراتی مطرح میشود که نهتنها غیرعلمی، بلکه عمیقاً ضدانسانی و مشمئزکننده است. در این کتاب، از توصیه به مصرف بقایای جسد نیمسوز یا خاکسترنشده سخن گفته میشود؛ دستوراتی که ریشه آنها به آیینهای تانترایی افراطی در هند باستان بازمیگردد. این موارد را نمیتوان با برچسب «تفاوت فرهنگی» توجیه کرد. اینها نشان میدهند که یوگا، در سطوح عمیقتر خود، بدن انسان را از کرامت انسانی تهی کرده و آن را به ابزار سلوک آیینی شرک آلود تبدیل میکند.
باشگاهها، اینستاگرام و آیین زیرزمینی
نکته کلیدی اینجاست که این آموزهها منسوخ نشدهاند. هنوز هم هر کسی بخواهد به «بیداری کندالینی» برسد -مفهومی که در یوگای مدرن جذابسازی شده - ناچار است وارد باشگاههای زیرزمینی، جلسات خصوصی و دورههای غیرمجاز در ایران شود. این فضاها معمولاً مسیر جذب یکسانی دارند: آغاز با حرکات بدنی و آرامسازی، سپس ورود مفاهیم انرژی، چاکرا و نادی، بعد تمرینهای تنفسی شدید و مدیتیشن هدایتشده و در نهایت، مواجهه با مانتراها، اسامی خدایان و آموزههای هندوئیسمی، یوگای جنسی و یوگای برهنه و... که فرد برای آنها وارد باشگاههای غیر مجاز میشود. این مسیر اغلب از طریق اینستاگرام و فضای مجازی شروع میشود و گاه حتی برخی باشگاههای رسمی، مرحله اول این فرآیند را عادیسازی و دعوت به باشگاههای خانگی را انجام میدهند!
علم کجای ماجراست؟
حامیان یوگا اغلب ادعا میکنند که مفاهیمی مانند چاکرا و کندالینی «علمی» یا «اثباتشده» هستند. این ادعا نادرست است. هیچیک از این مفاهیم در آناتومی، نوروساینس یا فیزیولوژی انسان شناسایی نشدهاند. چاکراها نه انداماند، نه غده، نه شبکه عصبی. آنها تنها در تفکر هندویی هستند، نه واقعیت زیستی. آنچه در مطالعات علمی بررسی شده، صرفاً تأثیرات عمومی کشش بدنی، تنفس و ریلکسیشن است؛ نه تأیید جهانبینی یوگایی. خلط این دو، نمونه آشکار علمگریزی در پوشش علم است.
چرا این مسئله باید جدی گرفته شود؟
مسئله یوگا، مخالفت با ورزش یا آرامش نیست. مسئله، جا زدن یک آیین دینی بیگانه و شرکآلود در قالب سلامت و بیطرفی است. وقتی مربیای که خود را «غیرمذهبی» معرفی میکند، ناخواسته مانترا آموزش میدهد؛ وقتی بدن، پیش از ذهن، وارد مناسک میشود؛ و وقتی دین، بدون نام، اما با عمل بازتولید میشود، دیگر با سرگرمی مواجه نیستیم، بلکه با نفوذ نرم اعتقادی روبهرو هستیم.
یوگا اگر قرار است ورزش باشد، باید از متافیزیک، خدایان، مانترا و وعدههای بیداری معنوی تهی شود و اگر این عناصر حذفناپذیرند، پس دستکم باید صادقانه گفته شود: یوگا آیین است، نه ورزش. پنهانکردن این حقیقت، بزرگترین آسیب آن است؛ آسیبی که بدن مردم، نخستین میدان تجربه آن میشود.