پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: دکتر مظاهریسیف، با سابقهای پربار در حوزه نقد و آسیبشناسی جریانهای فرقهای و معنویتوارههای نوظهور، از جمله با مدیریت مؤسسه «بهداشت معنوی» و همکاری با «پژوهشکده مطالعات معنوی»، همواره تحلیلی تازه در این عرصه ارائه کردهاند. در این گفتوگو، ایشان به بررسی ابعاد مختلف یوگا در ایران پرداختهاند، از جمله: ریشهها و تاریخچه ورود آن، تحولات، وضعیت کنونی، ابعاد سوداگرانه، وجوه آسیبزا و راهکارهای مقابله با آن. مشروح این مصاحبه در ادامه تقدیم مخاطبان میشود.
برای مقدمه، در خصوص ریشههای یوگا و سیر تحوالت ماهوی وساختاری آن از گذشته تا امروز توضیح دهید؟
یوگا یک جریان فرقهای است که ریشه آن به «یوگاسوترا» بازمیگردد. در ابتدا، یوگا در حاشیه فرهنگ هند قرار داشت، اما با تأسیس کمپانی هند شرقی توسط انگلیس، پروژههای گستردهای برای مطالعه و بازتعریف باورهای هندوها انجام شد. در نتیجه، هندوئیسم نوین شکل گرفت و یوگا به نماد آن تبدیل شد. پیش از این، هندوها خود را «شیواپرست» و «شکتیپرست» میدانستند، اما انگلیسیها هویت هندو را برای آنان تعریف کردند و یوگا را برجسته ساختند. استعمارگران دریافتند که اگر باورهای هندو را در غرب ترویج کنند، پذیرش نظام سرمایهداری آسانتر خواهد شد. این باورها، ثروتمندی را پاداش خوبیهای زندگی قبلی و فقر را نتیجه بدیها میدانند، بنابراین مردم را به پذیرش نابرابری سوق میدهند. با حذف ظاهر اعتقادی یوگا و ارائه آن بهعنوان یک ورزش آرامشبخش، زمینه پذیرش آن در جوامع غربی و دیگر کشورها فراهم شد، درحالیکه بنیانهای معنوی آن همچنان حفظ شده است. تحقیقات انجامشده در آمریکا و ایران نشان میدهد که اغلب افراد در ابتدا با هدف ورزش و سلامتی به یوگا جذب میشوند، اما در ادامه، به مفاهیمی مانند خودشناسی، تعالی روح و باورهای معنوی گرایش پیدا میکنند. در آمریکا، ۸۵ درصد مربیان یوگا با هدف ورزش وارد این حوزه شدهاند، اما در نهایت به آموزههای معنوی گرایش یافتهاند. نتایج مشابهی نیز در تحقیقات دانشگاه علامه طباطبایی در ایران مشاهده شده است. بهاینترتیب، یوگا نهتنها یک ورزش ساده نیست، بلکه ابزاری برای ترویج باورهای خاصی است که بهصورت نامحسوس در ذهن افراد نهادینه میشود.
یــوگا از چــه تاریخی به ایران وارد شــد؟ قدری دربــاره تاریخچــه ظهــور و رشــد آن در کشــور توضیح دهید؟
یوگا در سال ۱۳۴۳ توسط «مجید موقر»، یک فراماسون بانفوذ در دربار پهلوی، وارد ایران شد. او مأموریت خود در انگلستان را نیمهکاره رها کرد و در تهران به ترویج یوگا پرداخت. ابتدا در مجله «مهر» مقالاتی در مورد یوگا نوشت و سپس اولین مرکز آموزش یوگا را برای طبقه اشراف، ازجمله هویدا و دربار پهلوی، تأسیس کرد. حتی یک استاد یوگای هندی و یک مربی آمریکایی-انگلیسی برای آموزش خانواده پهلوی وارد کشور شدند. یوگا در ابتدا میان اشراف بهعنوان نمادی از مترقی بودن و روشنفکری رواج یافت. در سال ۱۳۵۵، «ژاله نمازی» با آموزش یوگا در تلویزیون ملی، آن را عمومی کرد. بسیاری از مربیان کنونی یوگا از شاگردان او هستند. این روند تا پیروزی انقلاب ادامه داشت، اما پس از انقلاب برای مدتی متوقف شد. از اواخر دهه ۶۰، شاگردان نمازی و چند نفر دیگر یوگا را در آسایشگاه کهریزک برای جانبازان اعصاب و روان احیا کردند. پس از انتشار گزارشهایی درباره تأثیر یوگا بر بهبود آنها، یوگا در فدراسیون ورزشهای همگانی بهعنوان یک ورزش ثبت شد و از سال ۷۴ یا ۷۶ رسمیت یافت. با ثبت رسمی، یوگا در استانها گسترش یافت و تشکیلاتی منسجم ایجاد کرد. امروزه، شبکه یوگا منسجمترین تشکیلات در ورزشهای همگانی است و حتی در شهرهای کوچک نیز کمیتههای فعال دارد. این شبکه علاوه بر کسبوکار، ارتباطات گستردهای با مراکز یوگای خارجی دارد. از دهه ۸۰، سازمانهای مردمنهاد مرتبط با یوگا نیز در حوزههای محیطزیست و امدادرسانی فعال شده و شبکهسازی گستردهای انجام دادهاند.
در صورت امکان،قدری جزئیتر و دقیقتر، بانیان اصلی توسعه یوگا در قالب ورزش در کشور -در موج عمومیسازی که ذکر فرمودید- و کیفیت اقداماتشان را مورداشاره قرار دهید؟
سه شخصیت برجسته در ترویج یوگا در ایران نقش داشتند: آقای «م» که کانون یوگا را در تهران تأسیس کرد و در راهاندازی کلاسهای یوگا در کهریزک کمک کرد، آقای «ع. م. ن» که در مرکز یوگای شیواناندا در هند آموزش دیده و نماینده رسمی آن در ایران شد، و خانم «مایا ماچائو» هندی که با نام «س. ا» در تأسیس انجمن یوگا همکاری کرد. این افراد جنبه ورزشی یوگا را برجسته کردند و همزمان کوشیدند آن را با اسلام تطبیق دهند. آنها ادعا میکردند که فرهنگ ایران و هند خویشاوندی دارد و تفاوتی اساسی میان هندوئیسم و اسلام نیست. برای این کار، از متون تاریخی مانند ترجمههای میرفندرسکی و اشارههای فارابی به یوگا بهره گرفتند. در این میان، مجله و مؤسسه «د.ی»، به مدیریت ع. م. ن، نقش مهمی در توسعه و تعمیق یوگا در ایران داشت. تحلیل محتوای ۱۷ سال انتشار این مجله نشان میدهد که ۵۰٪ مطالب مربوط به ورزش و سلامتی و ۵۰٪ به عرفان و معنویت هندی اختصاص دارد. این جریان سعی کرد آموزههای معنوی یوگا را با اسلام آمیخته کند؛ بهعنوانمثال، در کنار نقلقولی از شیواناندا یا اوپانیشادها، عباراتی از علامه طباطبایی یا آیات قرآن آورده و آنها را مشابهسازی میکردند تا پذیرش آن برای مخاطب ایرانی آسان شود. به این ترتیب، یوگا در ایران بهصورت سازمانیافته و گسترده در ابعاد معنوی و فرهنگی گسترش یافت.
جغرافیای کنونی یوگا در کشور به چه صورت است؟
در حال حاضر، یوگا تحت مدیریت آقای «ن.ش»، یک حقوقدان که خود یوگا کار نیست، گسترش مییابد. او با اشراف بر قوانین، پوششی قانونی برای این جریان فراهم کرده است. اقدامات اصلی وی شامل برگزاری دورههای مربیگری، رتبهبندی مربیان و صدور انبوه مجوزها است که یوگا را به ابزاری برای سودجویی تبدیل کرده است. برخی مربیان، حتی از خارج از ایران، از طریق دورههای مجازی درآمدهای دلاری کسب میکنند و مدارک دورهها از آمریکا به ارمنستان و سپس به ایران ارسال میشود. علاوه بر این، برخی جریانهای مرتبط با یوگا فعالیتهایی با ماهیت ضدامنیتی داشتهاند، مانند «هنر زندگی» (Living Of Art) به رهبری شریشری راوی شانکار که در ایران تبلیغات گستردهای داشت. این گروه، کلاسهای مختلط برگزار کرده و افراد را برای آموزش به هند فرستاده است. شانکار با سران اسرائیل، مقامات آمریکایی و دیگر شخصیتهای سیاسی ارتباط داشته است. هرچند نهادهای امنیتی بخشی از این فعالیتها را متوقف کردند، اما این جریان همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.
چه سبکهایی از یوگا ، بیشتر در ایران، کار شده و فعالیت دارد؟
مستند «یوگا در ایران» از پرس تیوی نشان میدهد که تمامی سبکهای یوگای دنیا در ایران وجود دارد. برخی از این سبکها از نظر اخلاقی ناسالم و از نظر جسمی آسیبزا هستند. اخیراً مفهومی به نام «سیف یوگا» برای تبلیغ یوگای ایمن مطرح شده، اما سؤال اینجاست که چرا با وجود آسیبهای یوگا، هنوز این موضوع حساسیتبرانگیز نشده است؟
یوگای ایران در دو سنت شیواپرستی و ویشناپرستی تعریف میشود. قبل از انقلاب، «هارکریشنا» نمایندگی رسمی در تهران داشت که بر ویشناپرستی مبتنی بود، اما پس از انقلاب، جریانهای مرتبط با مرکز شیواناندا که بیشتر شیواپرست هستند، وارد ایران شدند و امروز هر دو گروه رسماً فعالیت میکنند. مغز متفکر این جریانها «ب. ق» است که آثار ترجمهای زیادی دارد و فرد برجسته دیگر، «غ. الف»، مربی یوگای کودکان است. نسل جدید مربیان یوگا که در دهههای ۷۰ و ۸۰ آموزش دیدهاند، یوگا را با مسائل معنوی ترکیب کردهاند و آن را با نظام سرمایهداری و غرب تطبیق دادهاند. آنها در فضای عمومی بر ورزشیبودن یوگا تأکید میکنند، اما در اینستاگرام به جنبههای معنوی آن میپردازند. این روند مخاطبان را فریب میدهد، بهطوریکه تازه بعد از یکیدو سال متوجه میشوند در چه مسیری قرار گرفتهاند.
همانطور که مستحضر هستید و اشاره فرمودید،یکی از جنبههای مهم یوگا (به عنوان مولود نظام سرمایهداری)، ارتباط آن باحوزه اقتصادی و سودا گری اســت؛ در این رابطه توضیح دهید؟
مراکز یوگا در هند به غرب وابستهاند و برخی ارتباط نزدیکی با اسرائیل دارند. بسیاری از این مراکز در سرزمینهای اشغالی نمایندگی فعال دارند. «آلیانس یوگا» که در سراسر جهان فعالیت میکند، محلی برای کسبوکار شده است؛ با پرداخت مبلغ و گذراندن دوره، مدرک مربیگری ارائه میدهد. خانم مایا ماچائو نیز سایتی رسمی در کانادا ثبت کرده که مربیان خود را معرفی میکند. اغلب این مربیان ایرانی هستند که با پرداخت شهریه در ایران آموزش دیدهاند، درحالیکه چنین مرکزی در ایران وجود ندارد! افراد زیادی از این روند استفاده کردهاند و با اخذ مدرک مجازی و خرید اعتبار، کلاسهای یوگا در کشور برگزار میکنند. یوگا از نظر اقتصادی بسیار مهم است. گردش مالی این صنعت در جهان بیش از ۸۰ میلیارد دلار در سال است که از محل کلاسها، دورهها، تورها و اقامتهای یوگا تأمین میشود. در ایران، دورههای اقامتی یوگا بسیار پررونق است. گروههایی برای مدیتیشن، نیایش و… به بیابان و جنگل میروند که یک منبع درآمد بزرگ محسوب میشود. همچنین تجهیزات یوگا مانند لباسهای مخصوص (بهویژه برای زنان)، برندهای تولیدکننده تجهیزات و اشیای مقدس یوگا نیز تجارت گستردهای دارند. برخی از این اقلام مانند مجسمه «گانش»، خدای حکمت و فرزند شیوا، به قیمتهای بسیار بالا فروخته میشوند. فضای بسیاری از باشگاههای یوگا شبیه معابد است. انواع ابزارها مانند کاسه تبتی، شمع، عود و تسبیح مخصوص مانترا به فروش میرسد که تجارت بزرگی را شکل داده است. برخی از رؤسای کمیتههای استانی یوگا، افراد قابل مطالعهای هستند که آموزشدیده و هدفمند عمل میکنند. یکی از مربیان یوگا که جایگاه یک قطب را در میان شاگردانش دارد، اظهار کرده که آنچه در دین و اسلام نیافته، در یوگا یافته است. «س. ص»، فعال در مجله «د. ی»، به مراکز هندی وابسته است و دورههای مربیگری برگزار میکند. او افراد را به هند برده و میآورد. با شیوع کرونا و افزایش هزینههای سفر، بخش زیادی از این ارتباطات مجازی شده است، اما ارتباط با هند همچنان بسیار گسترده است. موضوع یوگا فراتر از ورزش است، و نسل دوم و سوم مربیان نیز همین رویکرد را دارند.
نظر شما در ارتباط با آنچه «یوگای ایرانیزه» خوانده میشود،چیست؟
یوگای ایرانیزه، چیزی متفاوت از آنچه در هند است، نیست. امروز میبینید در برخی مساجد کلاس یوگا برگزار میشود؛ در ابتدا دعای فرج میخوانند و در انتها سوره «والعصر». اصلش فرقی نکرده و همان یوگاست. من با خیلیها صحبت کردهام، هیچ چیز متفاوتی در ایران نیسـت. تمام مربیان تحت استانداردهای خارجی کار میکنند. تمام مربیان ما در هند آموزش دیدهاند. ا گر این مربی خودش در هند آموزش ندیده باشد، قطعا شاگرد کسی بوده که در هند آموزش دیده و مدرک هندی دارد. پس چیزی به عنوان یوگای ایرانی و ایرانیزه شده واقعا نداریم و یک ادعای واهی است که هیچ واقعیت و مابه ازای خارجی ندارد.
در توضیح سـبکها، اشاره به آسیبزا بودن یوگا داشتید؛ لطفا جنبههای این آسیب را قدریبیشتر توضیح دهید؟
آسیبهای جسمی یوگا بسیار گسترده است، اما آمار دقیقی از آن در ایران وجود ندارد و متأسفانه به این موضوع توجهی نمیشود. از میان سبکهای یوگا، سبک «آیینگر» بسیار آسیبزا است که در ایران هم رواج دارد، چراکه این سبک، چهره ورزشی یوگا را افزایش داد. تا پیش از این سبک، تنها هفتاد و چند آسانا وجود داشت، اما در قرن بیستم، «کریشنا ماچاریا» (استاد آیینگر) تعداد آساناها را افزایش داد و در آنها حرکت قرار داد. درحالیکه آساناها وضعیتهای بدنی کاملاً ثابت بودند. هدف یوگا توقف ذهن و آگاهی و پیوستن روح به خدایان است، اما کریشنا ماچاریا با ایجاد آساناهای متحرک این امر را تغییر داد. او که هیچ تخصصی در بدن، فیزیولوژی و آناتومی نداشت، کارهایی متفاوت انجام میداد که جلب توجه کند، اما بسیار آسیبزا بود. بهطوریکه هم خودش و هم کسانی که این سبک را دنبال کردند، آسیب زیادی دیدند. این سبک اکنون در ایران هم فعال است. آسیبهای دیگر سبکهای یوگا نیز قابلتوجه است، بهویژه سبک شمال و جنوب. سبک شمال بر جنبههای روحی، روانی و معنوی تأکید دارد، درحالیکه سبک جنوب بر ابعاد بدنی تمرکز میکند. سبک شمال در ایران توسط فردی با نام «س.ج. م.ن» رواج یافت که بیشتر بر مراقبه و مدیتیشن تمرکز داشت. این سبک باعث آسیبهای روحی و روانی شدید میشود؛ افراد دچار جنون شده، در تصورات خود خدایان، ارواح و مردگان را میبینند و گاهی دچار حالات نامتعادل میشوند. سبک جنوب که تحت آموزشهای کریشنا ماچاریا شکل گرفته، بیشتر به بدن توجه دارد و به آسیبهای جسمی فراوانی منجر میشود، ازجمله مشکلات مفاصل، استخوانها، گردن و ستون مهرهها. مقالات پزشکی متعددی این آسیبها را ثبت کردهاند، حتی نشریه «یوگا ژورنال» که تریبون رسمی یوگا در دنیا محسوب میشود، برخی از این آسیبها را منعکس کرده تا از مسئولیت حقوقی خود بکاهد. ادعای درمانگری یوگا تا حد زیادی ساختگی است. اگر در سایت پزشکی «پابمد» عبارت یوگا را جستجو کنید، عناوین مقالاتی را خواهید یافت که اغلب فاقد پشتوانه علمی هستند. برخی از گزارشهای رسانهای، بدون سند علمی منتشر میشوند، مثلاً بیان میشود که از ۲۰ نفر مبتلا به کمردرد، ۲ نفر با یوگا بهبود یافتهاند و این را بهعنوان ۵۰ درصد تأثیرگذاری معرفی میکنند، درحالیکه چنین مقالهای اصلاً وجود ندارد. علاوهبراین، بسیاری از تمریناتی که بهعنوان یوگا معرفی میشوند، درواقع تمرینات ابتدایی مانند «پاوان موکتاسانا» هستند و یوگای واقعی محسوب نمیشوند. بهطورکلی، دامنه آسیبها، خط بطلانی بر ادعاهای درمانگری یوگا است. اما دسته دیگر، آسیبهای اعتقادی و اخلاقی است. گزارشهای متعددی درباره مفاسد اخلاقی مربیان و بنیانگذاران یوگای مدرن مانند «ویشنو دواناندا»، «ساتیاناندا»، «پاتابی جویس» و دیگران وجود دارد. در کشورهای غربی، پروندههای اخلاقی آنها آشکار شده است، اما در ایران این موارد چندان بررسی نمیشود. بسیاری از این تخلفات تحت عناوین فریبندهای مانند «باز کردن چاکرا» و «انتقال انرژی» توجیه میشود. بهعنوان نمونه، منشی «ویشنو دواناندا» در شکایت خود عنوان کرده که او بارها به بهانه «باز کردن چاکرا» به وی تعرض کرده و این اقدامات را «یوگای تانتریک» نامیده است. یکی از ابعاد پنهان یوگا، ارتباط آن با تحریکات جنسی برای بیدار کردن چاکراها است. در تمرینات تانترا، رابطه بین یوگی و یوگینه برقرار میشود تا انرژی به سمت چاکرای بالاتر منتقل گردد و درنهایت فرد بهاصطلاح با خدایان ارتباط برقرار کند. این حقایق هرگز روز اول به مخاطب گفته نمیشود. یکی از پیشکسوتان یوگای ایران («خ.ش») در کتاب خود اذعان میکند که کندالینی سرّی است که نباید آن را افشا کرد و توضیح میدهد که یوگی و یوگینه باید در حضور استاد ارتباط برقرار کنند تا چاکرای ریشه بیدار شود. هر چاکرا خدای خاص خود را دارد، مانند داکنی، راکنی، شَکتی و… . فرد با رسیدن به هر چاکرا با آن ارتباط برقرار میکند و به تواناییهای خاصی میرسد. این فضای آلوده و مرموز، از ابتدا برای مخاطب روشن نمیشود. یکی از مدرسان یوگا در مصاحبهای با مجله «د.ی» تأکید کرده که در دو سال اول نباید حقیقت یوگا را به فرد گفت و فقط اصطلاحات اولیه مانند آسانا، پرانایاما، سامادی و نِتی را به او آموزش داد. این یعنی در سالهای اولیه یوگای واقعی به فرد آموزش داده نمیشود و حقیقت ماجرا پس از مدتی برای او آشکار میگردد. آسیبهای اعتقادی نیز در افرادی که بیش از یکیدو سال یوگا را دنبال میکنند، بیشتر دیده میشود. آنها رفتهرفته خدا را بهعنوان یک انرژی تلقی کرده، خورشید را منبع انرژی حیاتی میدانند، به تناسخ معتقد میشوند و نماز و عبادات شرعی را همردیف آساناهای یوگا میدانند. بهلحاظ اعتقادی، این افراد دچار تغییر و تزلزل شدید میشوند. دسته دیگر، آسیبهای سیاسی و امنیتی است. کسی که نظام اعتقادیاش تغییر یابد، ناخودآگاه به سرباز آن عقیده جدید تبدیل میشود. او تصور میکند که در حال انجام کار خیر است، به بشریت خدمت میکند و به صلح جهانی کمک مینماید، درحالیکه ممکن است درگیر فعالیتهایی شود که در نهایت، آسیب آن به خودش و جامعه بازمیگردد. درمجموع، آسیبهای یوگا نهتنها به بُعد جسمی محدود نمیشود، بلکه در حوزههای روانی، اخلاقی، اعتقادی و حتی امنیتی اثرات مخربی دارد. بسیاری از این مسائل از ابتدا برای مخاطب بیان نمیشود و بهتدریج، فرد را در مسیری قرار میدهد که بازگشت از آن دشوار است.
از میان این آسیبهایی که اشاره داشتید، برخی مانند آسیبهای ماورایی، ناظر بر امور روحی-روانی است؛ باتوجه به اهمیت عمق و گستره این آسیب،قدری بیشتر درباره آن توضیح دهید؟
یکی از آسیبهای روحی-روانی که در نتیجه تمرینات یوگا و مدیتیشن میتواند به وجود آید، اختلالات روانی مانند توهمات، پارانوییا و اسکیزوئید است. تمرینات یوگا، به ویژه مدیتیشن، که شامل ثابت نگهداشتن ذهن است، ممکن است منجر به حالت «محرومیت حسی» شود. در این حالت، کمبود ورودیهای حسی باعث میشود ذهن به خلق تصاویر و تصورات بپردازد. این فرایند در ابتدا ممکن است احساس خوشایندی ایجاد کند، اما با گذر زمان، سروتونین در مغز افزایش مییابد و میتواند به بروز اضطراب، توهمات و اختلالات روانی مانند کابوسها و دیوانگی منجر شود. این وضعیت در آزمایشات بالینی نیز تأیید شده است و نشان میدهد که در محیطهای فاقد محرکهای بیرونی، مانند اتاق سفید، ذهن انسان به تدریج شروع به ساخت تصاویری از ترسها و اضطرابهای نهفته میکند، که به اختلالات روانی میانجامد.
راهکار مواجهه با این پدیده وجلوگیری از بروز آسیبهای آن چیست؟
برای مقابله با گسترش یوگا در جامعه، ابتدا مسئولین باید آگاه شوند و سپس آگاهی عمومی از طریق رسانهها ایجاد شود. صدا و سیما باید مستندهای انتقادی و آسیبشناسانه تولید کند و در زمینه چاپ و نشر نیز نظارت دقیقتری بر کتابهای مروج یوگا وجود داشته باشد. علاوه بر این، برگزاری کارگاههای آموزشی برای مراکز مذهبی و امام جماعتها برای شناسایی و توضیح آسیبهای یوگا ضروری است. از طریق این اقدامات، مردم به تدریج از باشگاههای یوگا فاصله خواهند گرفت، که به ورشکستگی این مراکز منجر میشود. برای اجرایی شدن این اقدامات، نیاز به برنامهریزی و تدبیر از سوی نهادهای موثر مانند شورای انقلاب فرهنگی وجود دارد.
منبع: روشنگر مدیا