۱۴:۰۵
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

وجوه مبارزاتی اهل‌ سنت

وجوه مبارزاتی اهل‌ سنت
مروری بر فراز و نشیب‌های انقلاب‌اسلامی، از لحظه شکل‌گیری تا پیروزی آن در بهمن‌ماه 1357، نمایانگر آن است که جامعه اهل‌سنت ایران نیز دوشادوش سایر مبارزین در صف مقابله و قیام علیه رژیم طاغوت قرار داشته و به اشکال مختلف در مسیر پیشبرد و به ثمر نشاندن آن در حوزه‌های گوناگون ایفای نقش نموده‌اند؛ از اتحاد و همکاری با روحانیون شیعه و مبارزه فرهنگی تا بذل جان خویش.
کد خبر: ۱۸۸۷۸

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: مروری بر فراز و نشیب‌های انقلاب‌اسلامی، از لحظه شکل‌گیری تا پیروزی آن در بهمن‌ماه 1357، نمایانگر آن است که جامعه اهل‌سنت ایران نیز دوشادوش سایر مبارزین در صف مقابله و قیام علیه رژیم طاغوت قرار داشته و به اشکال مختلف در مسیر پیشبرد و به ثمر نشاندن آن در حوزه‌های گوناگون ایفای نقش نموده‌اند؛ از اتحاد و همکاری با روحانیون شیعه و مبارزه فرهنگی تا بذل جان خویش. در این نوشتار، برخی از محورهای این نقش‌آفرینیِ همدلانه و وحدت‌بنیان، مورد اشاره قرار می‌گیرد: 

1) همکاری و حمایت از روحانیون شیعه تبعیدی به مناطق سنی‌نشین؛ 

یکی از اقدامات رژیم پهلوی برای مقابله با روحانیون مبارز، تبعید آن‌ها به مناطق دورافتاده و محروم یا حوزه‌های تسنن‌نشین بود، ‌با این تصور که با ورود روحانیون شیعه، اختلافات مذهبی در این مناطق، بالا گرفته و با منزوی ساختن روحانیون تبعیدی، مبارزان از اهداف خود بازخواهند ماند. اسناد متعددی در این رابطه در ساواک موجود است. برای نمونه، در یکی از این اسناد در سال ۱۳۵۵ «درباره شیخ احمد کروبی (فرزند محمود)» پس از گزارش سوابق وی و گردش کار، ساواک در نظریه‌ای می‌نویسد: «نظر به اینکه اعمال و گفتار خلاف مشارالیه کماکان ادامه دارد در صورت تصویب[،] وی به مناطق کردستان یا آذربایجان‌غربی که پیرو مذهب تسنن هستند و اهالی این‌گونه مناطق به حرف‌های امثال او توجهی نخواند نمود، تبعید شود.»

یا در اواخر سال ۱۳۵۶ در تلگراف رمزی از اطلاعات شهربانی به مراکز استان‌ها تأکید شده‌است: «با تهیه مدارک مثبته نسبت به دستگیری وعاظی که مردم را علیه مصالح کشور تحریک می‌نمایند، اقدام و آنان را به کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی تحویل تا به مناطق سنی‌نشین تبعید نمایند.»

هرچند رویکرد قاطبه اهل‌سنت تحت ارشادات ماموستا و روحانیون سنی این مناطق، این تصورات را به خیالی خام مبدل نمود و چه‌بسا در برخی مناطق به سبب همراهی و حمایت‌های بسیار اهل‌سنت با روحانیون تبعیدی شیعه، برای رژیم شاهنشاهی، دردسرساز گردید. «حجت‌الاسلام مرتضی فهیم» در این رابطه اظهار می‌دارد: «به تصور دولت [رژیم پهلوی]، تبعید روحانیون به منطقه کردستان برای آنان یک نوع تنبیه تلقی می‌‌شود، اما برعکس، تبعید آنان به این‌گونه مناطق مانند طی دوره عالی از لحاظ سیاسی، اجتماعی و مذهبی است؛ زیرا آنان توانستند در این مناطق، «دوستان خوبی» به‌دست آورند و سیاست تفرقه رژیم را بین اهل تشیع و تسنن خنثی نمایند». 

یک نمونه جالب از نتیجه عکس عکس اهداف رژیم، تبعید آیت‌ا... خامنه‌ای به «ایرانشهر» است که در نهایت، موجب همبستگی و بسترسازی برای نضج و تموج انقلاب در این منطقه گردید. ایشان به عنوان یک روحانی تبعیدی در کمک به مردم سیل‌زده ایرانشهر، نقش مهمی ایفا نمود، به‌طوری‌که در گزارش‌های ساواک نیز منعکس گردیده: «خبر رسیده حاکیست کدخدا درّا امیری ساکن اسپکه از بخش‌های اطراف شهرستان ایرانشهر و از آشنایان منبع که در ساعت ۱۱ مورخه ۲۵۳۷/۵/۲۳[۱۳۵۷] به عنوان ملاقات با منبع تماس داشته اظهار نموده در حادثه سیلی که چندی قبل در ایرانشهر جاری و به اهالی خسارت مالی زیادی وارد و زندگیشان تباه شده، یک نفر از آخوندهای تبعیدی به نام شیخ [حضرت آیت‌ا...] خامنه‌ای که از یکی از شهرستان‌های ایران به جرم برهم زدن نظم و امنیت و همچنین دادن شعارهای ضدمیهنی و ملی در شهرستان ایرانشهر به‌سر می‌برد، به مردم شهرستان مزبور کمک نقدی و جنسی(از قبیل پتو، خواربار از هر رقم) می‌نماید و کمک وی باعث رفع گرفتاری مردم شده و اهالی ایرانشهر اظهار می‌دارند اگر دولت لطفی بکند و دو یا سه نفر از این شیخ‌ها و آخوندها را به شهرستان ایرانشهر تبعید کند، برایشان بس است که به آن‌ها کمک بکنند تا جبران خسارتشان بشود.»(1)
 
در این زمینه، خاطرات «آیت‌ا... مهدوی‌کنی» نیز درباره محبت اهل‌سنت «بوکان» به وی در دوران تبعید، قابل اشاره است: «فراموش نمی‌کنم مردم بومی بوکان که کرد و اهل سنت بودند، نسبت به حقیر بیش از حد اظهار محبت می‌کردند. مردم آنجا با اینکه سنی بودند به من خیلی احترام می‌گذاشتند، آن‌ها چون روحانی خود را ماموستا می‌نامند مرا هم ماموستا می‌گفتند، من به هر مغازه‌ای که برای خرید لوازم‌ می‌رفتم مثلاً اگر قصابی بود و صف بود یا دو سه نفر ایستاده بودند، قصاب می‌گفت: ماموستا مهمان ماست و احترام او واجب است، اجازه دهید ایشان را اول رد کنیم تا معطل نشود، در هر مغازه‌ای می‌رفتم صندلی می‌گذاشتند، چای می‌آوردند، اگر به حمام می‌رفتیم مرا مقدم می‌داشتند و می‌گفتند ایشان مهمان ماست.»(2)

نمونه دیگر، استقبال مردم اهل‌سنت بانه از «حجت‌الاسلام شاه‌آبادی» است و روابط نزدیکی میان وی و بزرگان اهل‌سنت این منطقه به وجود آمد که بستری شد برای شکل‌گیری مبارزات در این شهر. یکی از علمای اهل‌سنت شهر بانه در این‌باره می‌گوید: «شاید بتوانم به جرئت ادعا کنم که آقای شاه‌آبادی، در مدت تبعید خود هیچ‌یک از نمازهای یومیه‌اش را در منزل نخواند، بلکه در همه جماعات شرکت می‌کرد و حتی در یک یا چند مسجد خاص نماز نمی‌خواند، بلکه سعی می‌کرد که در همه 14 مسجدی که در این شهر بود به نوبت شرکت کند.»(3) 

2) شرکت در تظاهرات، راهپیمایی‌ها و اعتصابات سراسری؛ 

مشارکت مردم در منطقه سیستان و بلوچستان، به‌ویژه در شهرهای زاهدان و زابل، از اواخر سال 1356 و اوایل سال 1357 در برگزاری تظاهرات، تعطیلی برخی اماکن و اعتصاب کارکنان ادارات با تلاش، همت و همکاری «آیت‌ا... کفعمی» و «مولوی عبدالعزیز»، در این زمینه قابل‌ اشاره است. چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در 6 اسفندماه 1357، مولوی عبدالعزیز در دیدار با امام خمینی(ره) بیان داشت: «من از طرف تمام روحانیون بلوچستان و تمام طبقات مردم، از عشایر تا غیر عشایر، همبستگی خود را، وابستگی خود را، فداکاری خود را برای این نهضت اسلامی خدمت شما اعلام می‌‌کنم».(4)

3) اعلام همبستگی و وفاداری

یکی دیگر از مظاهر و ابعاد مهم مبارزه سیاسی اهل‌سنت، مجموعه اقدامات و موضع‌گیری‌های روحانیون جامعه اهل‌تسنن کشور به عنوان نمایندگان این جامعه در مناطق مختلف است. همسو با تلاش‌های هدفمند امام‌خمینی(ره) و دیگر روحانیون شیعه در مسیر استحکام بنیان‌های وحدت بین‌ مذاهب و ادیان، بسیاری از روحانیان اهل‌سنت، به این رویکرد، لبیک گفته، از طریق سخنرانی در منابر مساجد و مکان‌های عمومی، مردم را در پیوستن به انقلاب تشویق می‌کردند. سازماندهی تظاهرات و راهپیمایی‌ها و بسترسازی برای کنشگری‌های دینی و سیاسی، از دیگر فعالیت‌های مهم این قشر است. نفوذ و اثرگذاری روحانیون یا ماموستاها در میان اهل‌تسنن، برگ برنده‌ای بود که جامعه مبارزان را به سمت یکدستی و وحدتی تمام‌عیار سوق می‌داد. 

پی‌نوشت: 

1.  انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 8 (مرداد سال 1357)، تهران، مرکز اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 364.
2.  خاطرات آیت‌ا... مهدوی کنی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۵۳.
3.  زندگی و مبارزات شهید مهدی شاه‌آبادی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۹۴.
4.  امام خمینی، صحیفه امام، ج 6، «سخنرانی امام در جمع روحانیون سیستان و بلوچستان»، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(س)، 1378، صص 224-223.

 

منبع: روشنگرمدیا

گزارش خطا
ارسال نظر