قاتل شهید حدادیان کجاست و برای که کار می‌کند؟

قاتل شهید حدادیان کجاست و برای که کار می‌کند؟
پنج سال حبس، عفو، آزادی و سپس فرار؛ مسیری که برای «عباس دهقان» نه به توبه انجامید و نه به سکوت. آنچه پس از آزادی رقم خورد، تبدیل یک محکوم امنیتی به کنشگر تمام‌وقت برانداز بود؛ مسیری که از جنایت گلستان هفتم آغاز شد و در اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ به اوج رسید.
کد خبر: ۱۸۸۷۳

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: نام عباس دهقان برای افکار عمومی با غائله خیابان گلستان هفتم گره خورده است؛ جایی که در جریان اقدامات خشونت‌بار و تروریستی دراویش تندروی گنابادی، «شهید محمدحسین حدادیان» به شهادت رسید. دهقان، عضو فعال فرقه گنابادی، در همان پرونده به‌عنوان یکی از متهمان اصلی و راننده خودروی سمند و عامل عملیات «زیرگیریِ مرگبار» شناسایی شد؛ پرونده‌ای که بنا به مستندات موجود، حتی با عنوان محاربه نیز مورد بررسی قرار گرفت، اما در نهایت به‌دلیل ملاحظات قضایی (قتل دسته‌جمعی)، مسیر دیگری را طی کرد.

پس از تحمل پنج سال حبس، وی در زمستان ۱۴۰۱ و در چارچوب عفو عمومی آزاد شد؛ فرصتی که می‌توانست نقطه بازگشت باشد. اما دهقان، آزادی را نه به‌مثابه بخشش، بلکه به‌عنوان فرصتی برای خیانت بیشتر به همان نظامی تعبیر کرد که به او مهلت دوباره داده بود.

دهقان تنها نبود. همسرش «لیلا نائب‌زاده» نیز در این مسیر همراه و هم‌صدا ظاهر شد؛ از رفتارهای هنجارشکنانه و حرمت‌شکنانه در محل شهادت شهید حدادیان و همراهی با فتنه موسوم به «مهسا» تا پیوستن عملی به پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی فرهنگی و اجتماعی علیه بانوان ایرانی. این زوج، پس از فرار از کشور و پناهندگی در آلمان، به‌سرعت جذب محافل برانداز شدند و نقش «کنشگر مجازی اجاره‌ای» را پذیرفتند؛ نقشی که بهای آن، وطن‌فروشی، مزدوری و تخریب امنیت ملی بود.

دهقان در محافل پناهندگی غربی، بلافاصله با انتشار ویدئوها و استوری‌های هدفمند، خود را «خبرنگار مستقل» جا زد؛ به دروغ‌پراکنی علیه جمهوری اسلامی پرداخت، از بهائیت و عناصر برانداز حمایت کرد و در هماهنگی آشکار با ادبیات رسانه‌های معاند، پروژه سیاه‌نمایی را کلید زد. از تحریک قوم بلوچ تا تطهیر مجرمان امنیتی و دفاع از عاملان عملیات‌های تروریستی و مرگبار به سبک خودِ وی، همگی در کارنامه پس از آزادی او ثبت شده است.

اوج این کنشگری خصمانه، در اغتشاشات و فتنه آمریکایی–صهیونیستی دی‌ماه ۱۴۰۴ رخ داد؛ جایی که عباس دهقان و همسرش به‌صورت شبانه‌روزی در فضای مجازی فعال بودند: تولید دروغ، تحریک افکار عمومی، سیاه‌نمایی سازمان‌یافته، حمایت از عناصر خشونت‌طلب و تروریستی و هم‌صدایی کامل با پروژه براندازی. این سطح از فعالیت نشان داد که ماجرا صرفاً همراهی با اعتراض یا حتی اغتشاش نیست؛ بلکه ایفای نقش در یک سناریوی مشخص علیه ملت، با هدف براندازی و تجزیه کشور است.

عباس دهقان، راننده «سمند مرگ»، امروز نه یک «قاتل فراری»، بلکه نماد یک مسیر خطرناک است؛ مسیری که از فرقه‌گرایی افراطی آغاز می‌شود، با خشونت خیابانی ادامه می‌یابد، با عفو پاسخ می‌گیرد و در نهایت به ناسپاسی، مزدوری برای دشمنان این سرزمین و خیانت آشکار ختم می‌شود.

امروز انتظار افکار عمومی این است که دستگاه قضایی، وی را در فهرست مجرمانی قرار دهد که باید مسیر استرداد آنان پیگیری شود تا پاسخ‌گوی جنایت‌ها، مزدوری و نقش‌آفرینی‌های خصمانه خود علیه ملت و کشور باشد.

گزارش خطا
ارسال نظر