۱۳:۵۹
۱۴۰۴/۱۱/۱۴

منافق‌های دلسوز

منافق‌های دلسوز
ظاهری نسبتاً مذهبی دارند، شروع می‌کنند از مشکلات گفتن و از قوه قضاییه گرفته تا مسائل اقتصادی و سیاسی کشور را مورد انتقاد قرار می‌دهند. در این میان با ابتکار اجتهاد کرده و از احادیث و تاریخ اسلام نیز برای گفته‌های خود مؤید می‌آورند. در نگاه این شخص، مذهب در نماز و روزه و برخی از احکام فردی محدود می‌شود و مسئولیت دینی بیشتری نخواهد داشت.
کد خبر: ۱۸۸۸۷

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: همراهی با ارتکازات ذهنی مخاطب و تائید بخشی از اعتقادات وی باعث می‌شود اعتمادسازی کنید و بتوانید سخنان خود را با نفوذ بیشتری در جان طرف مقابل‌تان قرار دهید. این شیوه یکی از روش‌های انجمنی‌ها برای گفتگو با افراد انقلابی یا حتی متمایل به انقلاب می‌باشد. انجمنی‌ها از این راه در مواقع مختلف استفاده می‌کنند؛ از دلسوزی برای انقلاب گرفته تا جدل برای ناکارآمدی نظام.

آنها که ظاهری نسبتاً مذهبی دارند(که باید در جای خود بحث شود)، شروع می‌کنند از مشکلات گفتن و از قوه قضاییه گرفته تا مسائل اقتصادی و سیاسی کشور را مورد انتقاد قرار می‌دهند. در این میان با ابتکار اجتهاد کرده و از احادیث و تاریخ اسلام نیز برای گفته‌های خود مؤید می‌آورند. مخاطب که ظاهر مذهبی و سخنان ناامید کننده‌شان را در زر ورقی از دینداری می‌بیند، ناامید شده و از کارآمدی نظام اسلامی مأیوس می‌شود. تکرار این مسئله باعث می‌شود کار به اینجا ختم نشده و یأس، پیشرفت کرده و تبدیل به بغض و کینه گردد. در مخاطب با تصور اینکه نظام جمهوری اسلامی به اسلام خیانت کرده است، نفرت ایجاد می‌شود و اگر ضد انقلاب نگردد و این مشکلات را به خود اسلام تعمیم ندهد، در بهترین حالت یک شخص مذهبی بی‌تفاوت نسبت به اتفاقات و رویدادهای اطراف خود خواهد شد؛ دیگر اهداف نظام اسلامی و مسائل سیاسی و اجتماعی کشور برایش مهم نخواهد بود. در نگاه این شخص، مذهب در نماز و روزه و برخی از احکام فردی محدود می‌شود و مسئولیت دینی بیشتری نخواهد داشت.

بیان نمونه‌هایی از این نوع رفتار منافقانه انجمنی‌ها (که خود را دلسوز نشان می‌دهند ولی تلاش می‌کنند تا نظام اسلامی را ناکارآمد نشان بدهند)، کمک می‌کند تا به طور ملموس‌تری روش ایشان را درک کنیم.

 

نمونه اول:

ع.ب یکی از افراد مهم در ساماندهی کلاس‌های انجمن حجتیه ارومیه می‌باشد.  وی سال‌هاست ذیل این فرقه فعالیت می‌کند و در انجمن ارومیه شناخته شده است. به دلیل ارتباط فامیلی، شبی در منزل ما مهمان بودند. طبق معمولِ دورهمی‌های خانوادگی، بخشی از گفتگوی جمع مردانه به مسائل روز و سیاسی کشیده شد. بحث به شکلی ادامه پیدا کرد که توجه جمع خانم‌ها هم که جداگانه دورهمی تشکیل داده بودند، جلب شد. آن دوران، شهید رئیسی، رئیس قوه قضائیه بودند. در میانه بحث، ع.ب شروع کرد به انتقاد از عملکرد قوه قضاییه و شهید رئیسی. شهید رئیسی فردی کاملاً انقلابی و نزدیک به مقام معظم رهبری شناخته می‌شد که تحولات مهمی در آستان قدس رضوی و قوه قضاییه ایجاد کرده بود. انتقادات به شکلی بود که شخص حاضر در آن مجلس کاملاً لمس می‌کرد که هدف از این سخنان، نه دلسوزی برای کشور و نظام بلکه اثبات ناکارآمدی نظام و یک مسئول انقلابی است.

در میانه سخنانش گفتم: «شما قبل از اینکه این سخنان را بگویید و از مسئولین حکومت اسلامی انتقاد کرده و برایش نسخه بپیچید به این سئوال پاسخ دهید که آیا اساساً معتقد هستید که حکومت اسلامی در دوران غیبت امام زمان علیه السلام برپا شود!؟» پاسخی نداد و خواست بحث را عوض کند.

دوباره محکم و صریح همین سئوال را پرسیدم و خواستم تا جواب دهد. مجدداً خواست بحث را عوض کند ولی نتوانست و گفت: «ما الان درباره قوه قضائیه صحبت می‌کنیم. چه ربطی دارد که من حکومت را قبول دارم یا ندارم؟» پاسخ دادم: «وقتی شما اصل تشکیل حکومت اسلامی را قبول ندارید، بنابراین لازم نیست خود را دلسوز نشان دهید و در مورد ساختار آن نظر بدهید.» وقتی دید دستش رو شده و نتوانست به هدفش برسد، سکوت کرد و دیگر حرفی نزد.

 

نمونه دوم:

ع.ح به قول خودش یک انجمنی‌زاده است و در بازار تهران، مغازه دارد. با وجود ۱۰ سال شرکت در کلاس‌های انجمن حجتیه، حتی اصول عقاید را درست نمی‌شناسد. همواره با بی‌احترامی نسبت به امامین انقلاب صحبت می‌کند. در ایام اعتراضاتی که منجر به اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ شد، دوباره آمد و شروع به صحبت کرد. صراحتاً ادعا می‌کرد برخی از دوستان انجمنی‌اش در اغتشاشات ۱۴۰۱ حضور داشتند و هم اکنون نیز در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند!

گفتم: «شما که به سیاست کار ندارید، چه شده که در مورد سیاست و جامعه صحبت می‌کنید؟» گفت: «به وضعیت اقتصاد اعتراض دارم و نمی‌خواهم مجبور باشم جنس‌هایم را با قیمت بالاتر تو پاچه مردم کنم.» اعتراض داشت. به نظام و بسیجی‌ها، ابتدا با شوخی و بعد جدّی بد و بیراه می‌گفت. با آب و تاب تعریف می‌کرد که: «چند صد تا بسیجی را در یکی از مناطق تهران سلّاخی کرده‌اند و...» همچنان با بغض نسبت به بسیجی‌ها صحبت می‌کرد.

با اعتراض گفتم: «شما اصلاً به چه چیزی اعتقاد دارید؟ این صحبت‌ها که اعتراض اقتصادی یا هر اعتراض دیگری نیست. بغض و کینه نسبت به جمهوری اسلامی است.» در جوابم گفت: «من الان فعلاً به چیزی اعتقاد ندارم و لائیک شده‌ام.»!

این تنها دو نمونه از رفتارهای دست‌پروردگان انجمن حجتیه بود. باید توجه داشت این یکی از ویژگی انجمن حجتیه‌ای‌هاست که خود را دلسوز نشان داده اما تیشه به ریشه اعتقادات کوچک و بزرگ می‌زنند. از همین روست که امام عزیزمان می‌فرمودند: «حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ایها همه چیزتان را نابود کرده‌اند.»

 

نویسنده: محمدحسین پیرپور

گزارش خطا
ارسال نظر