پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: برنامه تلویزیونی «محفل» که در شبهای ماه مبارک رمضان، با رویکردی نوآورانه و تعاملی، توانسته است مخاطبان بسیاری را جذب کند، بسیار جای تقدیر و تحسین دارد. این برنامه، با بهرهگیری از ظرفیت هنر و رسانه، تلاش میکند تا مفاهیم دینی و اخلاقی را به شیوهای جذاب و اثرگذار به مخاطبان ارائه دهد. با این حال، در برخی از قسمتهای اخیر این برنامه، شاهد طرح موضوعاتی بودهایم که از منظر علمی و تاریخی، محل تأمل و نقد هستند. یکی از این موارد، ادعای انتساب کوروش هخامنشی به شخصیت ذوالقرنین است که در این یادداشت، به بررسی انتقادی آن خواهیم پرداخت.
ریشه تاریخی و مذهبی ادعا
این ایده که کوروش همان ذوالقرنین است، نخستین بار توسط ابوالکلام آزاد، اندیشمند هندی، مطرح شد و بعدها توسط علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بازتاب یافت. با این توضیح که علامه نقلهای مختلف را بیان میکنند و میفرمایند بر اساس توصیفی که ابوکلام از کوروش دارد، این توصیف به شخصیت ذوالقرنین نزدیکتر است. اما این توصیفات بر اساس گزارههای تاریخی صحیح نمیباشد. با این حال، این نظریه از همان ابتدا با انتقادات جدی از سوی محققان و مورخان مواجه شد.
نقد محتوایی ادعا
۱. دعوت به یکتا پرستی: ذوالقرنین در قرآن به عنوان شخصیتی معرفی میشود که مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت میکرد. در حالی که کوروش، حاکم هخامنشی، خدایان متعددی از جمله مردوک را میپرستید و محبت او را جلب میکرد. مهمترین ایرادی که به این نظریه وارد است، تفاوت بنیادین در اعتقادات مذهبی کوروش و ذوالقرنین است. قرآن کریم، ذوالقرنین را به عنوان یک موحد و خداپرست معرفی میکند که همواره در مسیر رضای خداوند گام برمیدارد. در مقابل، شواهد تاریخی و باستانشناسی نشان میدهند که کوروش، به پرستش خدایان متعددی از جمله مردوک، خدای بابلیان، اعتقاد داشته است. در منشور کوروش نیز بارها به ستایش مردوک اشاره شده است: «آنگاه مردوک، خدای بزرگ، ... به کوروش، پادشاه انشان، ... فرمان داد که بابل را فتح کند.» (منشور کوروش، بند ۲۰)
۲. تفاوت در ماهیت سد: یکی دیگر از استدلالهای مطرح شده در رد این نظریه، تفاوت در ماهیت سدی است که در قرآن به ذوالقرنین نسبت داده شده و سدی که ابوالکلام آزاد به کوروش منتسب میکند. قرآن کریم، سد ذوالقرنین را به عنوان یک سازه عظیم و مستحکم توصیف میکند که باقی خواهد ماند و مانع خروج یأجوج و مأجوج خواهد شد. در حالی که سدی که ابوالکلام آزاد به کوروش نسبت میدهد، یک سد خاکی ساده بوده که در طول زمان از بین رفته است. سدی که به کوروش نسبت داده میشود در تاریخ و آثار باستانی به گونهای از بین رفته که راهی برای تطابق آن با سد ذوالقرنین که قرآن میگوید تا آخرالزمان باقی میماند، وجود ندارد.
۳. گوناگونی روایات: مفسران و روایات مختلف گزینههای دیگری را به عنوان ذوالقرنین معرفی کردهاند، از جمله اسکندر مقدونی و غیره، که با شخصیت کوروش متفاوتاند.
۴. روایت دانیال نبی: داستان خواب دانیال که ابوالکلام بر آن تمسک میکند و آن را به کوروش منتسب میداند، از تفسیر یکی از ضعیفترین بخشهای تورات است و به خواب دو شاخ اشاره میکند، که این داستان با داستان حکومت کوروش همخوانی ندارد.
۵. ظلم و ستم کوروش: در روایات تاریخی، کوروش به عنوان یک فرمانروا که در لشکرکشیهای خود ظلم میکرده به تصویر کشیده شده است، در حالی که ذوالقرنین به عدالت و دادگستری شناخته میشود.
علاوه بر ایرادات محتوایی، طرح این موضوع در یک برنامه تلویزیونی با رویکرد دینی و اخلاقی، نیز قابل نقد است. استفاده از گزارههای تاریخی و علمیِ اثباتنشده و قطعینبودنِ مستندات، میتواند به اعتبار و اثرگذاری برنامه خدشه وارد کند. به ویژه آنکه مخاطبان اینگونه برنامهها، اغلب به دنبال یافتن پاسخهای قطعی و روشن برای سؤالات خود هستند و طرح موضوعات اختلافی و مبهم، میتواند باعث سردرگمی و ایجاد شبهه در ذهن آنان شود.
پیشنهاد: با توجه به موارد فوق، پیشنهاد میشود که در برنامههایی از این دست، از طرح موضوعات اختلافی و اثباتنشده پرهیز شود و در صورت لزوم، به ارائه دیدگاههای مختلف و تبیین ابعاد گوناگون موضوع پرداخته شود. همچنین، استفاده از نظرات کارشناسان و محققان متخصص در زمینههای تاریخی، دینی و ادبی، میتواند به ارتقای سطح کیفی برنامه و افزایش اعتبار آن کمک کند.
در پایان، ضمن قدردانی از زحمات دستاندرکاران برنامه «محفل»، امیدواریم که این یادداشت، گامی در جهت بهبود و ارتقای سطح کیفی این برنامه ارزشمند باشد.