عرفان یهودی مرکاوا در دارک سولز

عرفان یهودی مرکاوا در دارک سولز
در بازی‌های پرطرفدار دارک سولز، ایدئولوژی باطل یهودی این چنین جریان پیدا کرده است. بازیکن ممکن است هیچ وقت متوجه نشود که هنگام بازی مشغول به سیر و سلوک یهودی است، اما جهان‌بینی یهودزده کاملا برای وی ملموس شده و بازی مقدمه‌ای می‌شود برای پذیرش آیین‌های شیطانی.
کد خبر: ۱۸۲۸۶

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: مضمون گیلگول یا تناسخ قبالایی، در بازی‌های سبک سولز جریان دارد. در بررسی فلسفی بازی‌های پر طرفدار دارک سولز(Dark Souls) می‌بینیم که قهرمان بازی برای رسیدن به پایان و به انجام رساندنِ هدفی که دارد بایستی مکان‌های مختلفی را طی کند.
از جملهٔ مهم‌ترینِ این مکان‌ها که طراحی جذاب و چشم‌نوازی هم دارد قصرهایی است که بعضی موجودات از آن محافظت می‌کنند. یعنی سیر بازی‌های دارک سولز(Dark Souls) به گونه‌ای است که مهم‌ترین اتفاقات بازی درون قصرها اتفاق می‌افتد. بازیکن هم بایستی برای پیشروی در بازی با محافظان درگیر شده و آن‌ها را نابود کند تا ادامهٔ مسیر باز شود.
در پایان بازی نیز معمولا شخصیتی به عنوان پادشاه حضور دارد که با شکست آن بازیکن جای پادشاه را گرفته و به نوعی تبدیل به موجودی خداگونه می‌شود.
دقیقا همین مضمون در سیر و سلوک معنویت یهودی، شاخهٔ مرکاوا، وجود دارد. در مرکاوا خدا واقعا در آسمان به مثابه یک پادشاه حضور دارد. (رک گرایش‌ها و مکاتب اصلی عرفان یهود، گرشوم گرهارد شولم، ترجمه علیرضا فهیم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، بهار ۱۴۰۰، صص ۹۹ و ۱۹۳)
سالک یهودی برای رسیدن به خدا، بایستی وارد قصرهایی ماورائی شود؛ اما فرشتگان، برای ممانعت از رسیدن به مقصود، به سالک هجوم می‌برند.(همان، ص۹۲)
در واقع در بازی‌های دارک سولز، با اقتباس از نگاه معنویت یهودی مرکاوا، سیستم بازی چیده شده است و موجودی الهی که بازیکن را یاری دهد وجود ندارد و غالبا به‌تنهایی با دشمن طرف می‌شویم.
متأسفانه عرفان مرکاوا به‌دلیل اسطوره‌زدگی و آمیخته‌شدن با آموزه‌های گنوسی، نگاهی غلط به موجودات الهی و فرشتگان را ترویج می‌کند که در سده‌های بعدی به شیطان‌گرایی منجر شد.

در حالی که یکی از مهم‌ترین متحدان انسان‌های صالح و نیک، فرشتگان هستند. مرکاوا نقش فرشتگان را به‌ جای یاری رساندن به انسان در مسیر رسیدن به خداوند متعال که در ادیان الهی از جمله اسلام وجود دارد تبدیل به نقشی مخرّب کرده که باعث می‌شود در این نگاه یهودی، جهان را سیاهی و تاریکی فرا گرفته، حتی فرشتگان هم مانع حرکت ما به سمت خداوند هستند!
این تحریف‌ها برای مختل کردن سلوک انسان بوده تا به‌جای استمداد از نیروهای الهی، در ذهن فرد یهودی نگاهی منفی به فرشتگان و در نهایت به خود خداوند شکل بگیرد.
از طرفی در بازی‌های دارک سولز، ابزارهای جنگی مختلفی برای گذر از این جهان‌ها وجود دارد؛ اما یکی از پرکاربردترین آن‌ها، مُهر و انگشتر‌هایی است که منقّش به طرحی خاص، برای بازیکن قدرت‌های ویژه‌ای ایجاد می‌کند تا راحت‌تر مراحل را بگذارند و دشمن‌هایش را نابود کند. بخشی از این نشان و انگشترها، جنبهٔ دفاعی دارد و مثلا باعث می‌شود بازیکن دیرتر بمیرد؛ بخشی هم برای قوّت پیدا کردن برای نابودی راحت‌تر دشمنان است. بعضی از مناطق بازی هم با نشان‌های خاصی باز می‌شود.
در مرکاوا، سالک برای سیر در آسمان‌ها، نیازمند مهر و نشانی سحرآمیز بودند تا شیاطین و فرشتگان متخاصم، به آن‌ها آسیبی نزده و فرار کنند. هر مرحله نیازمند مهر و نشانی تازه است. (همان، ص۸۹)
مهرها باید دو نوع باشد: یکی سپر برای محافظت و دیگری سلاحی سحرآمیز. (همان، ص۹۱)
البته اینکه اذکار و اوراد باعث تسهیل مسیر سلوکی می‌شود، اشتباه نیست؛ اما این اذکار چنانکه معنی کلمهٔ ذکر می‌رساند بایستی الهی بوده و انسان را متوجّه حضور خداوند کند. همچنین اذکار بایستی باعث ایجاد پیوند قلبی با خداوند متعال، معصومین و نیروهای خیر در جهان شود تا به برکت این حُبّ و عشق، سالک به سمت خداوند کشیده شود.

مع الأسف در عرفان یهودی مرکاوا و همچنین برخی نگاه‌های قبّالایی، خبری از ذکر خدا نیست و جادو، سحر و دستورالعمل‌های ساختگی و بی‌سند که می‌تواند منجر به جذب شیاطین شود، جای یاد خدا و ارتباط قلبی با اولیاء خدا را گرفته است. در نحله‌های دیگر معنویت یهود، اساسا خدا حذف شده و نگاه‌های اومانسیتی و شیطان‌گرا غلبه پیدا کرده است.

بهشت اشاره شده در مرکاوا، یعنی صعود به عالم غیب که موجب اتصال مستقیم به ذات الهی می‌شد(یهودیت بررسی تاریخی، ایزیدور اپستاین، ترجمه بهزاد سالکی، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، چاپ اول، ۱۳۸۵، ۲۷۳)

اما این معنویّت به دلیل نگاه اشتباه به هستی و استفاده از دستورالعمل‌های مخلوط با سِحر و جادو، این هدف را تبدیل به هدفی دست‌نیافتنی کرد. به همین دلیل مرکاوا به‌جای ترویج خداپرستی، این معنویت یهودی را به پایه‌ای برای شیطان‌پرستان مدرن تبدیل کرد و رگه‌های خداگرایانهٔ آن هم در طول تاریخ به‌کلی نابود شد.

جالب توجه است که در بازی‌های پرطرفدار دارک سولز، ایدئولوژی باطل یهودی این چنین جریان پیدا کرده است. بازیکن ممکن است هیچ وقت متوجه نشود که هنگام بازی مشغول به سیر و سلوک یهودی است، اما جهان‌بینی یهودزده کاملا برای وی ملموس شده و بازی مقدمه‌ای می‌شود برای پذیرش آیین‌های شیطانی.
همچنین این بازی‌ها نمونه‌ای از «بازی‌های دینی» هستند؛ رهبری اخیرا فرمودند که معارف را از طریق بازی برای مخاطب منتقل کنید.

نگارنده معتقد است آیات، روایات و عرفان اسلامی با نگاه فطری و جذابی که دارد، بهترین منبع اقتباس برای بازی‌سازان است؛ هر چند بازی‌سازی با این نگاه نیاز به مطالعه، پژوهش، مشورت و زحمت دارد، اما بازی‌هایی مثل دارک سولز نشان می‌دهد که بازیِ دینی و اسلامی، اصلا دور از دسترس نیست.

نویسنده: مسیح عرفان

گزارش خطا
ارسال نظر