فرقههای نوپدید اینستاگرامی چگونه هستههای تروریستی مسلح شدند؟ / پروژه آشوب با پوشش معنویت، مدیتیشن و روانگردان! + عکس و فیلم
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: آنچه در موج اخیر آشوبهای خیابانی توسط هستههای تروریستی مسلح بیش از هر چیز جلب توجه میکند، نه صرفاً نقش جریانهای سیاسی کلاسیک، بلکه ورود سازمانیافته و هدفمند مروجان «معنویتهای نوپدید» به میدان التهاب اجتماعی است.
جریاناتی که سالها با ادعای فردگرایی، درمان، آرامش، خودآگاهی و «غیرسیاسی بودن» فعالیت کردهاند، اما در لحظه بحران، به یکی از فعالترین بازیگران تحریک خیابانی، مشروعیتزدایی از دین و فراخوان به نافرمانی تبدیل شدهاند.
بررسیهای فعالیتهای این گعدههای نوپدید که اغلب در فضای مجازی به ویژه اینستاگرام فعال هستند نشان میدهد که این چرخش ناگهانی از فرقه بازی به سوی هستههای شورش مسلحانه، اتفاقی یا احساسی نیست؛ بلکه پردهبرداری از کارکرد پنهان این جریانها در وضعیت بحرانی است.
عرفان حلقه نمونهای شفاف از فروپاشی ادعای «معنویت غیرسیاسی» است. محمدعلی طاهری، بنیانگذار این جریان، سالها کوشید عرفان حلقه را بهعنوان مسیری مستقل از سیاست معرفی کند، اما با اوجگیری ناآرامیها، بهصورت مستقیم وارد سازماندهی تجمعات خارج از کشور و صدور بیانیههای حمایتی از آشوبگران شد.
همچنین مصطفی الماسی، از مسترهای منشعب شده از عرفان حلقه، مسیر رادیکالتری را برگزیده است. او نهتنها از ادبیات اعتراض عبور کرده، بلکه بهصراحت از مبارزه علنی، اقدام میدانی و تشدید آشوب خیابانی سخن میگوید. در محتوای منتشرشده از سوی او، نیروهای نظامی و انتظامی مستقیماً مخاطب نافرمانی قرار میگیرند و مفهوم «فرمان آتش مستقیم» را بهعنوان راهبرد آشوب تبلیغ میکند.

در کنار عرفان حلقه، جریان یوگا و مدیتیشن نیز چهره واقعی خود را در بحران نشان داده است. بهاره شهیدی، از مروجان یوگا و ساکن خارج از کشور، نمونه روشنی از این الگوست.
او در حالی که خود در امنیت کامل خارج از ایران زندگی میکند، مخاطبان داخل کشور را به حضور خیابانی و تشدید اعتراضات دعوت میکند. این دعوت، با نفی صریح دین، تحقیر فرهنگ اسلامی و القای این گزاره همراه است که عامل عقبماندگی و مانع پیشرفتاند.
در این چارچوب، یوگا دیگر یک ورزش یا تمرین ذهنی نیست؛ بلکه پوششی برای عرفیسازی، سستکردن هویت دینی و سوقدادن مخاطب به کنش پرهزینه اجتماعی است.
سایر مروجان معنویتهای نوظهور نیز در همین مسیر حرکت کردهاند؛ از تفکر نوین و شبهعرفانهای روانگردان گرفته تا جریانهای ترکیبی که معنویت، سیاست و براندازی را در یک بسته رسانهای عرضه میکنند.
در بسیاری از این موارد، شاهد توهین صریح به مقدسات، حمله به اصل دینداری، القای فروپاشی قریبالوقوع و تولید امید کاذب به تغییر سریع از مسیر آشوب هستیم. این محتواها معمولاً با تصاویر احساسی، موسیقی، کلیپهای سینمایی و ادبیات شبهالهامبخش همراه میشوند تا پیام سیاسی، در لفافه معنویت منتقل شود.
حسین اورا کیست و با چه هدفی وارد آشوب مسلحانه شده است؟
از جمله فرقه های نوظهور فعال که عناصر متعددی از آن در اغتشاشات داعش گونه اخیر دستگیر شدند، میتوان به هوادارن فکری حسین اورا اشاره کرد. «اورا» (Aura) مفهومی خرافی برگرفته از معنویت مشرکانه هندویی به معنای «هاله انرژی اطراف انسان» است که «محمدحسین عرب زاده» (مشهور به حسین اورا)، متولد ۱۳۶۴ تهران، آن را برای نام مستعار خود در فضای مجازی به کار میبرد.
عرب زاده دوران کودکی و نوجوانی خود را در خانوادهای با روابط آشفته میان والدین که بعدها منجر به طلاق شد، سپری نمود. همین امر در کنار سایر ضعفهای شخصیتی، زمینه گرایش وی به اعتیاد، از دوران دبیرستان را فراهم آورد.
عرب زاده در سال ۱۳۸۲ در رشته معماری وارد دانشگاه میشود. وی در دانشگاه نیز موفقیت چندانی نداشته و به گفته خود دچار اعتیاد بوده است. این آشفتگیها موجب شد که او تحصیلات دوران کارشناسی خود را که دانشجویان به طور معمول در چهار سال طی میکنند، در هفت سال و نیم و با معدل ۱۲ به اتمام برساند.
اورا پس از اتمام دوران کارشناسی به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور میافتد. ابتدا برای دانشگاهی در فنلاند اقدام میکند که موفق به اخذ پذیرش نمیشود. پس از آن برای پذیرش در دانشگاه Texas A&M اقدام میکند که با توجه به روابط یکی از نزدیکان خانوادگی اش در این دانشگاه با پذیرش وی موافقت شده و در پائیز ۱۳۹۳ وارد آمریکا میشود.
دانشگاه تگزاس روابط بسیار عمیقی با نیروهای مسلح آمریکا دارد. این دانشگاه در سال ۱۸۷۶ با ماموریت پرورش نیروهای متخصص در حوزه نظامی تاسیس شد و در دوران جنگهای جهانی بسیاری از دانشجویان این دانشگاه به عنوان نیروی نظامی در ارتش آمریکا فعالیت میکردند. پس از آن بود که این دانشگاه از حمایت سنگینی برخوردار شد و توسعه زیادی یافت؛ به گونهای که امروزه به عنوان یکی از بزرگترین دانشگاههای آمریکا طبقه بندی میشود.
گفتنی است جورج بوش پدر یکی از حامیان اصلی دانشگاه تگزاس بود. به گونهای که یک دانشکده، کتابخانه و موزه به نام وی در این دانشگاه وجود دارد. پس از فوت وی در سال ۲۰۱۸ نیز، جسدش در همین دانشگاه دفن شد. پیش از وی نیز همسرش باربارا بوش و بسیار قبلتر از آن در سال ۱۹۵۳ دختر سه ساله معلولش در این دانشگاه دفن شده بود.
دانشگاه تگزاس جزء ۶ دانشکده ارشد نظامی مرتبط با وزارت دفاع آمریکاست و بسیاری از افسران نیروهای مسلح آمریکا در آن تحصیل میکنند. دانشجویان نظامی دانشگاه تگزاس با لباس فرم نظامی در این دانشگاه تحصیل میکنند. امروزه دانشجویان عادی این دانشگاه نیز میتوانند به صورت داوطلبانه در دورههای آموزش نظامی شرکت نموده و در صورت دلخواه به عنوان نیروی ذخیره برای نیروهای مسلح آمریکا ثبت نام نمایند. دانشگاه تگزاس هم اکنون یک واحد «سپاه دانشجویی» با ۲۵۰۰ عضو دارد.
مسلح شدن فرقههای نوپدید با فرمت مراد و مرید!
عرب زاده اندکی پس از ورود به دانشگاه تگزاس با «شیوا تامپسون»، دختر دورگه آمریکایی-ایرانی، آشنا شده و در اسفند همان سال با هم نامزد میکنند. شیوا تا خرداد ۸۹ به عنوان پژوهشگر با دانشگاه میشیگان همکاری داشته و سپس به نهادهای نظامی آمریکا متصل میشود. او چندین سال به عنوان متخصص در بخشهای مختلف وزارت دفاع آمریکا مشغول به فعالیت بوده است. شیوا همچنین دورههای آموزشی خود را در آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده موسوم به (USAID) از جمله بازوان فعال آمریکا در راهبری انقلابهای رنگی و مخملین، گذرانده است.
عرب زاده و شیوا چندماه پس از نامزدیشان از یکدیگر جدا میشوند و جالب آن که نامزد بعدی شیوا نیز در زمینه آموزش یوگا فعالیت دارد.
عرب زاده در دوران دانشجویی خود نیز با سازمانی خیریه در ارتباط بوده که ارتباطات نزدیکی با سازمان سیا دارد. این شخص مدعی است که آغاز تحول معنوی اش همزمان با ورودش به آمریکا شکل گرفته، وی نقطه آغاز تحول معنوی خود را در آشنایی با آثار نویسندهای یهودی معرفی میکند و پس از آن با سایر شخصیتهای مهم آمریکایی مروج معنویتهای نوظهور آشنا شده و به صورت ویژه بر گسترش تکنیکهایی به ظاهر معنوی همچون مدیتیشن و تلفیق آن با مصرف مواد روانگردان متمرکز میشود.
عرب زاده در سال ۱۴۰۰ پس از اخراج از شرکتی که در آن مشغول به کار بوده به ایران باز میگردد و به صورت جدی وارد فعالیت رسانهای در زمینه ترویج مباحث معنویتهای نوظهور میشود. وی ابتدا مطالب خود را در اینستاگرام منتشر میکرده و بازدید چندانی نداشته است. منتهی پس از آن که مجددا به آمریکا باز میگردد صفحه جدیدی راه اندازی و در مدت کوتاهی (خردادماه ۱۴۰۳) با رشدی انفجاری به نزدیک به ۸۰۰ هزار عضو میرسد.

این فرد با تحریک ذهنی، استفاده از روانگردان و مدیتیشن به مرور روی ذهن افراد کار کرده واز نظر ذهنی شیب رادیکال در آنها پدید آورده است، و با مرید سازی به تدریج صاحب شخصیت دیگران شده و هدایتگر میشوند.
نکته قابلتأمل این است که این جریانها هیچگاه مسئولیت پیامدهای دعوتهای خود را نمیپذیرند. آنها از بیرون مرزها، یا از موضع امن، مردم را به خیابان فرا میخوانند، اما هزینههای جانی، معیشتی و روانی آشوب را بر دوش همان مخاطبان رها میکنند. در این الگو، «مرید» ابزار است؛ ابزاری برای فشار، تولید تصویر رسانهای و گرمنگهداشتن آتش بحران است.