اصل دوم این که، ما از سهیم شدن در شکل های فرهنگی عامه پسند کسب لذت می کنیم. اگر چنین نبود، در آن فرهنگ مشارکت نمی کردیم و آن فرهنگ هم دیگر مردم پسند نمی بود. این همه در حکم این فرض است که رفتار آدمی، کمابیش شالوده ای فایده جویانه دارد[2] و اگر تجربه ای ارضا کننده نباشد، آنگاه دیگر مردم به طور دسته جمعی و مختارانه آن را استمرار نمی دهند.
اصل سوم این که، لذت ما از سهیم شدن در شکل های فرهنگی عامه پسندانه، از دو منبع سرچشمه می گیرند.[3] نخستین منبع، این لذت ها عبارت است از ارضاءهای شهوانی و لذت جویانه این دنیایی که ممکن است فراهم باشد. منبع دوم، قوت قلب و لذتی است که از ماهیت لزوماً اجتماعی فعالیت های فرهنگی عامه پسندانه بر می آید و لذت اخروی مترتب آن است. البته در برخی مواقع هر دو منبع قابل جمع هستند، یعنی برای انجام و شریک شدن در گسترش فرهنگ عامه، هم لذت دنیایی داشته باشد و هم لذت اخروی.
بعد اصول حاکم بر فرهنگ عامه، کارکردهای فرهنگ عامه مطرح است. فرهنگ عامه براي تصديق و تجويز نهادهاي ديني، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و معتبر ساختن نقش و وظيفه آنها درجامعه بكار ميرود. فرهنگ عمومي در انتقال معلومات ارزشها، ويژگيها و تدبيرهاي آموزشي يك نسل به نسل ديگر، نقش و وظيفه مهمي به عهده دارد. این فرهنگ با انتقال اين معرفتها به پايداري و دوام فرهنگ و القاي آداب و معيارهاي اخلاقي و مشتركات جمعي به افراد جامعه كمك ميكند.
وقتی سخن از فرهنگ عامه به میان می آید، بسیاری از خرده فرهنگ هایی که گاهی در یک قبیله، خانواده و شهری کوچک رواج دارند، از دایره بحث خارج می شوند. از این رو لازم است تا ویژگی های فرهنگ عامه برشمرده شود تا خطایی در این زمینه صورت نگیرد.
انشالله ادامه دارد...
بر گرفته از کتاب جایگاه نماد در فرهنگ عامه، نوشته مهدی سالاری.
[1] . این اختیار و قدرت انتخاب یکی از ویژگی های انسان است، اما بسیاری از انسان ها بر اساس همین اختیار معمولاً در رفتار و عمل کرد خود، رضای خداوند را در نظر نگرفته، انتخاب های نادرست می کنند.
[2] . فرایندی که منجر به انجام عمل می شود: اول: شناخت عمل، انسان باید اول بداند چه می خواهد انجام دهد، علم به عمل داشته باشد. تا علم نداشته باشد کاری انجام نمی دهد. دوم نفع عمل: اگر انسان بخواهد کاری انجام دهد اما در آن نفعی نبیند قطعا انجام نخواهد داد. سوم کشش، علاقه و میل: ممکن است نسبت به عملی فهم و درک داشته باشیم و نفعی هم در آن ببینیم، اما میلی به انجام آن عمل نداشته باشیم، در این صورت باز هم آن عمل را انجام نخواهیم داد. چهارم تصمیم گرفتن بر انجام عمل: تصمیم و اراده در مرحله چهارم از فرایند انجام عمل قرار دارد. اگر تصمیمی نباشد باز هم عمل انجام نمی شود. پنجم توان جسمی: اگر کسی چهار مرحله شناخت، نفع، کشش و تصمیم را فراهم کند و تمام این شرایط را دارا باشد، اما توان جسمی برای انجام عمل نداشته باشد. هیچ گاه عملی انجام نخواهد شد. این فرایند بسته به انتخاب انسان هم می تواند در جهت رضای خداوند اتفاق بیفتند و هم در مسیر غیر خداوند.
[3] . روانکاوی فرهنگ عامه، بری ریچاردز، ترجمه: حسین پاینده، ص32.