سکوت ساختاری؛ آقاخان و پارادوکس «خدمات اجتماعی» در برابر «سکوت سیاسی»
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: سفر رحیم آقاخان به هند و رایزنیهای او درباره توسعه اجتماعی، خدمات بهداشتی و صنایع، بار دیگر تصویر یک «شخصیت بشردوست و بیطرف» را در رسانهها برجسته کرد. رسانههای غربی و برخی رسانههای داخلی، این سفر را فرصتی برای نمایش چهرهای «مدرن و معتدل» از رهبر اسماعیلیان معرفی کردند؛ چهرهای که به جای ورود به منازعات سیاسی، به فکر ساختن بیمارستان و مدرسه است. اما این تصویر، بخشی از یک استراتژی قدیمی است: جدا کردنِ ظاهری «خدمات اجتماعی» از «سکوت سیاسی» در برابر جنایات نظامی. پرسش اصلی این است که چرا شبکه آقاخان که مدعی خدمت به جوامع مسلمان در اقصی نقاط جهان است، در برابر کشتار مسلمانان در غزه و یا ترور رهبران مسلمان، سکوتی مرگبار اختیار کرده است؟ آیا این سکوت، تصادفی است یا بخشی از یک سیاست آگاهانه برای حفظ منافع در ساختار قدرت جهانی؟
دوگانگی نهادینه: انساندوستی در هند، سکوت در غزه
نهاد آقاخان (AKDN) بهطور سنتی در هند، پاکستان، افغانستان و کشورهای آفریقایی در حوزههای بهداشت، آموزش و توسعه روستایی فعال است. این فعالیتها بیشک مفیدند و در بسیاری از مناطق محروم، تنها منبع خدمات اولیه به شمار میروند. اما این خدمات در یک خلأ سیاسی تعریف میشوند. وقتی همین نهاد در برابر بمباران بیمارستانها، کشتار کودکان و آوارگی میلیونها غیرنظامی در غزه هیچ بیانیهای صادر نمیکند، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا «خدمات اجتماعی» بهانهای برای فرار از مسئولیت اخلاقی در قبال مسلمانان تحت ستم است؟ آیا نمیتوان هم در هند مدرسه ساخت و هم در برابر نسلکشی در غزه موضع گرفت؟ سکوت آقاخان در قبال غزه، در حالی که همین نهاد در زمینههای دیگر بسیار پرصدا ظاهر میشود، نشان میدهد که این سکوت نه از سر بیطرفی، بلکه از سر محاسبه سیاسی است.
پیوندهای پنهان و آشکار با غرب
رحیم آقاخان و شبکهاش همواره روابط نزدیکی با لندن و واشنگتن داشتهاند. این روابط، که در قالب «دیپلماسی بشردوستانه» توجیه میشود، در عمل به معنای همسویی با همان قدرتهایی است که در جنایات علیه مسلمانان نقش مستقیم یا غیرمستقیم دارند. دیدار با سران کشورهایی که به اسرائیل سلاح میفرستند، در حالی که از محکوم کردن کشتار مسلمانان خودداری میشود، نشاندهنده یک انتخاب سیاسی آگاهانه است: حفظ منافع نهادی و روابط با قدرت، بر وفاداری به امت مسلمان تقدم دارد. آقاخان به عنوان یک نهاد بینالمللی، از مزایای همکاری با غرب—از کمکهای مالی گرفته تا حمایت سیاسی—بهره میبرد و این همکاری، بهای خود را دارد: سکوت در برابر رفتار غرب.
سکوت در برابر ترور رهبران مسلمان
اگر نهاد آقاخان واقعاً دغدغه مسلمانان را دارد، چرا در برابر ترور رهبران مسلمان—از فلسطین تا لبنان و ایران—هیچ واکنشی نشان نمیدهد؟ ترورهای هدفمند که با چراغ سبز آمریکا و اسرائیل انجام میشود، بخشی از همان جنگی است که آقاخان ترجیح میدهد درباره آن «بیطرف» بماند. این سکوت، نه بیطرفی، بلکه نوعی همراهی خاموش با نظم موجود است. وقتی رهبران مسلمان یکی پس از دیگری ترور میشوند و نهادهایی که خود را نماینده بخشی از جهان اسلام میدانند، حتی یک کلمه محکومیت صادر نمیکنند، معنایش این است که آنها نیز در چارچوب همان نظمی تعریف میشوند که این ترورها را مجاز میداند.
پارادوکس «بشردوستی تبعیضآمیز»
آقاخان و نهادش مدعی خدمت به همه انسانها، فارغ از دین و قومیت هستند. اما در عمل، خدمات آنها بیشتر در مناطقی متمرکز است که با منافع غرب همراستا هستند. در غزه، جایی که مردم تحت محاصره و بمباران قرار دارند، نهاد آقاخان حضوری پررنگ ندارد. این پارادوکس، «بشردوستی تبعیضآمیز» را آشکار میکند: خدمت به مسلمانان در هند و آفریقا، اما سکوت در برابر کشتار آنها در فلسطین. این رویکرد، نه تنها اخلاقاً قابل دفاع نیست، بلکه در بلندمدت مشروعیت نهادهای مدنی وابسته به قدرت را نیز خدشهدار میکند.
بر این اساس سیاست آقاخان را نمیتوان صرفاً «دوگانه» خواند؛ این یک سیاست تکرویه است که در آن «خدمات اجتماعی» ابزاری برای مشروعیتسازی و «سکوت سیاسی» ابزاری برای بقا در ساختار قدرت غربی است. تا زمانی که این نهاد از محکوم کردن جنایات علیه مسلمانان خودداری کند، هر مدرسه و بیمارستانی که بسازد، نمیتواند نقاب از چهره این پارادوکس اخلاقی بردارد. خدمت به مسلمانان بدون ایستادن در کنار آنها در برابر جلاد، خدمتی ناقص و در بهترین حالت، نوعی «بشردوستی تبعیضآمیز» است. پرسش نهایی این است: آقاخان تا کی میخواهد با سکوت خود، شریک خاموش جنایاتی باشد که علیه همان مردمانی انجام میشود که ادعای خدمت به آنها را دارد؟