۱۵:۱۰
۱۴۰۵/۰۶/۰۹

رفتار خداوند در مناظره کالینز و داکینز

رفتار خداوند در مناظره کالینز و داکینز
داوکینز با طرح اشکال «تناقض در رفتار خدا»، مداخلهٔ گاه وبی‌گاه خدا در جهان را ناسازگار با اصل ارادهٔ آزاد و قوانین طبیعی می‌داند، در حالی که کالینز با تفکیک بین نظام معمول جهان و موارد استثنایی مهم، راه حلی ارائه می‌کند. این گزارش پس از مرور دیدگاههای آن دو، به بررسی موضوع از منظر مبانی اسلامی می‌پردازد.
کد خبر: ۱۹۱۶۸
احمد منصوری ماتک
نویسنده :
احمد منصوری ماتک

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: بحث قدیمی دربارهٔ تعارض میان ارادهٔ آزاد انسان، قوانین طبیعت و دخالتهای معجزه‌آسای خداوند، بار دیگر در گفتگوی ریچارد داکینز (زیست‌شناس الحادی) و فرانسیس کالینز (دانشمند خداباور مسیحی) بازتاب یافته است. داوکینز با طرح اشکال «تناقض در رفتار خدا»، مداخلهٔ گاه وبی‌گاه خدا در جهان را ناسازگار با اصل ارادهٔ آزاد و قوانین طبیعی می‌داند، در حالی که کالینز با تفکیک بین نظام معمول جهان و موارد استثنایی مهم، راه حلی ارائه می‌کند. این گزارش پس از مرور دیدگاههای آن دو، به بررسی موضوع از منظر مبانی اسلامی می‌پردازد.

 

دیدگاه داکینز:

داکینز با رویکردی الحادی و طبیعت‌گرایانه، هرگونه دخالت خدا در جهان را زیر سؤال می‌برد. به باور او، اگر خداوند به انسانها ارادهٔ آزاد داده و قوانین طبیعی را بر جهان حاکم کرده، پس دخالت معجزه‌آسا (مانند نجات یک کودک از طوفان) نقض همان اصول است. از نگاه داکینز، این رفتار دوگانه (گاهی عدم مداخله و گاهی مداخله) نوعی تناقض در ذات و نقش خداوند محسوب می‌شود و جهان را قابل پیش‌بینی و فهم علمی نخواهد گذاشت.

 

دیدگاه کالینز:

فرانسیس کالینز به عنوان یک دانشمند باورمند به مسیحیت، بین «نظام طبیعی ثابت» و «مداخلات استثنایی الهی» تمایز قائل می‌شود. او معتقد است خداوند معمولاً از طریق قوانین طبیعی عمل می‌کند، اما در مواقع حیاتی (مانند ابلاغ پیامهای مهم به پیامبران) می‌تواند آن قوانین را به طور موقت معلق کند. کالینز تأکید می‌کند که اگر خداوند پیوسته و خودسرانه در طبیعت دخالت می‌کرد، نظم عالم از بین می‌رفت و زندگی بشر با هرج و مرج روبه رو می‌شد. (1)

 

تحلیل و بررسی بر اساس آموزه‌های اسلامی

بحث تعارض ظاهری میان اراده آزاد، قوانین طبیعی و مداخلات الهی (معجزات) از منظر اسلامی، در چارچوب مفهومی گسترده‌تری به نام «حکمت الهی» و «نظام اسباب و مسببات» حل و فصل می‌شود. دیدگاه اسلامی با استفاده از مبانی قرآنی، کلامی و فلسفی پاسخ اقناعی‌ به اشکال دوگانه‌انگاری داکینز ارائه می‌دهد.

۱. نظام علیّت و قوانین طبیعی در قرآن و سنت

اسلام بر نظام سببیت در جهان تأکید دارد. قرآن کریم انسان‌ها را به تفکر در «سنن الهی» (قوانین ثابت و جاری خداوند در جهان) دعوت می‌کند: «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ» (آل عمران:۱۳۷). این سنن، بیانگر نظم و پیش‌بینی‌پذیری جهان هستند که بستر لازم برای اراده آزاد و مسئولیت اخلاقی انسان را فراهم می‌کنند. در روایات نیز بر این امر تأکید شده است: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يَجْرِي الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَاب»؛ خداوند امور را جز از طریق اسباب جاری نمی‌سازد. بنابراین، جهان‌بینی اسلامی نه تنها با قوانین طبیعی ثابت منافات ندارد، بلکه آن را تجلی اراده و تدبیر حکیمانه خدا می‌داند.

۲. معجزه: تعلیق عادی اسباب، نه نقض حکمت

اشکال داکینز مبنی بر «تناقض» ناشی از مغالطه تسویه است؛ یعنی اینکه گمان کند مداخله الهی باید یا همیشه اتفاق بیفتد یا هرگز. در الهیات اسلامی، معجزه به معنای نقض علیت نیست، بلکه اعمال علتی برتر و فراتر از اسباب عادی است که در موقعیت‌های ویژه هدایتی رخ می‌دهد. قرآن تصریح می‌کند که معجزات در خدمت اهدافی خاص هستند: «مَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» (رعد:۳۸). یعنی معجزه، عملی خودسرانه نیست، بلکه با اذن خداوند و عموماً برای اثبات پیامبری و ابلاغ پیام الهی در مقاطع حساس تاریخ انجام می‌شود. این مطلب، مشابه نظر کالینز مبنی بر «تعلیق موقت قوانین برای اهداف حیاتی» است. تفاوت در مقیاس و هدف است: در نگاه اسلامی، این مداخلات کم‌شمار، حساب‌شده و دارای غایت حکیمانه هستند، نه پاسخ‌های مکرر به هر رخداد.

۳. اراده آزاد، شرور و حکمت پنهان

در مورد پرسش درباره رنج‌هایی مانند مرگ یک کودک در طوفان، کلام اسلامی با تبیین مفاهیم «ابتلاء» و «تمحیص» پاسخ می‌دهد. قرآن می‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (بقره:۱۵۵). این آیات نشان می‌دهند جهان، دارالامتحان است و وجود شرور طبیعی (که گاهی نتیجه عملکردهای انسانی نیز هست) منافی با عدل الهی نیست، بلکه بستری برای رشد اختیاری و اخلاقی انسان است. از سوی دیگر، حکمت الهی محدود به درک محدود بشری نیست: «وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ» (بقره:۲۱۶). بنابراین، عدم مداخله همیشگی خدا برای رفع هر رنج، نه نقض اراده آزاد است و نه نشانه بی‌تفاوتی، بلکه ممکن است حامل مصالحی بزرگ‌تر باشد که از دید ما پنهان است.

۴. جمع‌بندی نهایی: وحدت در حکمت

با این مبانی، تناقض ظاهری مطرح شده توسط داکینز مرتفع می‌شود:

  • قاعده اصلی: خداوند جهان را بر اساس نظام اسباب (قوانین طبیعی) آفریده تا بستر انتخاب و زندگی عقلانی بشر باشد.
  • استثنای حکیمانه: در مواردی نادر و برای اهداف هدایتی فوق‌العاده (مانند معجزات پیامبران)، خداوند از مجرایی فراتر از اسباب عادی عمل می‌کند، بی‌آنکه نظم کلی جهان یا اراده آزاد دیگران را نقض کند.
  • حکمت فراگیر: هم قاعده و هم استثنا تابع حکمت بالغه الهی هستند. بنابراین، دوگانگیِ تصور شده (یا همیشه مداخله کن یا هرگز) ناشی از نگاه محدود امثال داکینز است، در حالی که فعل الهی، واحد و ناظر به مصالحی گسترده و چندلایه است.

به بیان دیگر، معجزه شکستن قوانین طبیعت نیست، بلکه نمایش حاکمیت مطلق خداوند بر آن قوانین است. این نگاه، هم با عقلانیت علمی سازگار است (چون قوانین طبیعی را به رسمیت می‌شناسد) و هم با توان مطلق و حکیمانه خداوند (که می‌تواند در مقاطعی خاص، اسباب برتری را جاری سازد).

.(1)https://creation.com/en/articles/altogether-unbelievable-2?utm_source=chatgpt.com

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha