روایت حجت الاسلام کاشانی از مجلس روضه رهبر شهید؛ آیا یک توصیه موردی را باید منع منبر سیاسی دانست؟
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: اخیراً کلیپی از حجتالاسلام حامد کاشانی منتشر شده که ایشان نقل میکنند در برخی مجالس روضه خصوصی رهبر شهید، امام خامنهای، در ایام شهادت ائمه علیهمالسلام، از ایشان خواسته میشد که در آن مجلس وارد مسائل سیاسی نشوند و فقط از خودِ آن امام و معارف ایشان سخن بگویند.
اصل این نقل، روشن و قابل احترام است؛ اما برداشتی که برخی از این کلیپ میکنند، نیازمند دقت بیشتری است. یک سؤال ساده اینجاست: آیا از این فرمایش میتوان نتیجه گرفت که در هیچ منبری، در هیچ مجلسی و در هیچ شرایطی نباید درباره مسائل سیاسی سخن گفت؟ به نظر میرسد پاسخ روشن است: خیر.
اگر کسی بخواهد از این فرمایش چنین نتیجهای بگیرد، باید توضیح دهد که چرا یک توصیه درباره یک مجلس خاص را به یک حکم کلی درباره همه منبرها و همه مجالس تبدیل میکند؟
اتفاقاً تعبیر نقلشده نیز ناظر به همان مجلس است: «اینجا لازم نیست از مسائل سیاسی صحبت کنید؛ ما خودمان میدانیم. از خود آن امام صحبت کنید.» یعنی ظاهراً مسئله این بوده که در آن مجلس خاص، با آن موضوع و آن مخاطبان، اولویت با بیان شخصیت، معارف و سیره همان امام معصوم بوده است؛ نه اینکه منبر دینی اساساً نباید با مسائل سیاسی ارتباط داشته باشد.
اما یک سؤال مهمتر هم وجود دارد: منظور از «مسائل سیاسی» در این سخن دقیقاً چیست؟
آیا اگر عالمی از سیره سیاسی امیرالمؤمنین علیهالسلام، مسئله حکومت، عدالت، مبارزه با ظلم، مسئولیت حاکمان، رابطه مردم و حاکمیت، امر به معروف، جهاد، استکبارستیزی یا شیوه مواجهه اهلبیت علیهمالسلام با قدرتهای سیاسی سخن بگوید، این هم «صحبت سیاسی» به معنای مورد نهی در آن مجلس است؟
اگر پاسخ مثبت باشد، اساساً بخش مهمی از معارف سیاسی اسلام و سیره سیاسی اهلبیت علیهمالسلام باید از منبر حذف شود؛ در حالی که این معارف، بخشی از خودِ دین و بخشی از سیره معصومان علیهمالسلام است. همچنین مخالف سیره خود ایشان در سخنرانی هایشان در ایام شهادت اهل بیت عصمت و طهارت است.
به نظرم باید میان این دو کاملاً تفکیک کرد: یک چیز، تبیین معارف سیاسی اسلام و سیره سیاسی اهلبیت علیهمالسلام است؛ وچیز دیگر، ورود به مسائل سیاسی روز، اختلافات جناحی، عملکرد مسئولان، مشکلات اقتصادی، تورم، انتخابات و نقد سیاستهای جاری کشور است.
این دو را نمیتوان بدون دقت، تحت عنوان واحد «مسائل سیاسی» قرار داد. حتی اگر بگوییم مقصود آن توصیه، پرهیز از ورود به مسائل سیاسی روز در آن مجلس خاص بوده، باز هم نمیتوان از آن نتیجه گرفت که «پس منبر نباید سیاسی باشد» یا «روحانی حق ندارد درباره مسائل سیاسی اسلام سخن بگوید».
اتفاقاً اگر قرار باشد از «خود امام» سخن بگوییم، باید از همه ابعاد شخصیت و سیره امام سخن بگوییم؛ و مگر میتوان امیرالمؤمنین علیهالسلام را از حکومت، سیاست، عدالت، مبارزه با فتنه، نحوه مواجهه با دشمن، حقوق مردم و مسئولیت حاکم جدا کرد؟
بنابراین، پیش از اینکه از یک کلیپ، یک نتیجه کلی و مطلوب خودمان را استخراج کنیم، باید دو سؤال را دقیق پاسخ دهیم:
اول: آیا این سخن یک دستور کلی برای همه منبرهاست یا توصیهای متناسب با یک مجلس و شرایط خاص؟
دوم: آیا «مسائل سیاسی» در این نقل، شامل همه معارف سیاسی اسلام و سیره سیاسی اهلبیت علیهمالسلام است، یا ناظر به مسائل سیاسی روز و موضوعات جاری کشور است؟
این دو تفکیک اگر انجام نشود، ممکن است یک توصیه موردی و کاملاً قابل فهم، تبدیل به گزارهای شود که گوینده اساساً چنین چیزی را اراده نکرده است.
دکتر حمیدرضا کامل نواب