جنگ شناختی رسانه دراویش صهیونیستی علیه تشییع میلیونی رهبر شهید

جنگ شناختی رسانه دراویش صهیونیستی علیه تشییع میلیونی رهبر شهید
در برابر این حماسه عظیم، رسانه‌های وابسته به جریان انحرافی دراویش صهیونیستی، یک جنگ شناختی تمام‌عیار را به راه انداختند تا از عظمت این حضور بکاهند و روایت مورد نظر خود را جایگزین واقعیت کنند. این جریان رسانه‌ای که پیش‌تر نیز سابقه همسویی با جریان‌های ضدانقلاب و تلاش برای تحریف واقعیت‌های میدانی را داشته، این بار نیز با بهره‌گیری از سه راهبرد مشخص، در صدد وارونه‌نمایی این حماسه تاریخی برآمد.
کد خبر: ۱۹۱۳۳
سید رضا موسوی
نویسنده :
سید رضا موسوی

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: مراسم باشکوه تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، با حضور بی‌سابقه و خودجوش میلیون‌ها ایرانی از اقصی‌نقاط کشور، به یکی از بزرگترین رویداد‌های تاریخی ملت ایران تبدیل شد. جمعیتی که با وجود گرمای طاقت‌فرسای تابستان، از شهر‌های دور و نزدیک خود را به خیابان‌های تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد رساندند، پیام روشنی به جهانیان مخابره کردند: ملت ایران با وجود تمام فشار‌ها و توطئه‌ها، همچنان بر آرمان‌های خود و وفاداری به رهبری استوار است. اما در برابر این حماسه عظیم، رسانه‌های وابسته به جریان انحرافی دراویش صهیونیستی، یک جنگ شناختی تمام‌عیار را به راه انداختند تا از عظمت این حضور بکاهند و روایت مورد نظر خود را جایگزین واقعیت کنند. این جریان رسانه‌ای که پیش‌تر نیز سابقه همسویی با جریان‌های ضدانقلاب و تلاش برای تحریف واقعیت‌های میدانی را داشته، این بار نیز با بهره‌گیری از سه راهبرد مشخص، در صدد وارونه‌نمایی این حماسه تاریخی برآمد.

سکوت مغرضانه و انکار حقیقت

نخستین راهبرد، سکوت مغرضانه و انکار حقیقت بود. بسیاری از شبکه‌های صهیونیستی و معاند در قبال تشییع میلیونی رهبر شهید در لاک سکوت فرو رفتند یا با بزرگ‌نمایی حاشیه‌ها، از عظمت این حماسه کاستند. این رفتار، مصداق بارز «سکوت مغرضانه» و تاکتیکی برای انکار حقیقتی است که نمی‌خواهند مخاطبانشان شاهد آن باشند. آنها به خوبی می‌دانند که روایت «تضعیف جمهوری اسلامی» با این تصاویر باشکوه در هم می‌شکند؛ بنابراین، سکوت اختیار کردند یا تنها به گزارش‌های سطحی و حاشیه‌ای بسنده نمودند. دوگانگی رفتاری رسانه‌های معاند نشان می‌دهد که آنها به دنبال تحقق اهداف سیاسی و روانی هستند، نه انعکاس واقعیت. در حالی که تعداد انگشت‌شماری از رسانه‌ها ناچار شدند از «مملو بودن خیابان‌های تهران» گزارش دهند، برخی دیگر با سانسور شدید این رویداد، سعی کردند پیام بزرگ ملت ایران را مخفی کنند؛ پیامی که حکایت از اتحاد ملی و شکست راهبرد بی‌ثبات‌سازی داشت.

دراویش صهیونیستی

 

وارونه‌سازی و فرمایشی جلوه دادن حضور میلیونی مردم

دومین راهبرد این رسانه‌ها، وارونه‌سازی و فرمایشی جلوه دادن حضور میلیونی مردم بود. آنها تلاش کردند با چشمانی بسته بر خیل عظیم جمعیت، این حضور خودجوش را به گونه‌ای جلوه دهند که گویی صرفاً یک نمایش از پیش برنامه‌ریزی‌شده توسط نظام است؛ روایتی که نه تنها با مشاهدات عینی و گزارش‌های متعدد از ازدحام بی‌سابقه جمعیت در خیابان‌های پایتخت همخوانی نداشت، بلکه تلاشی آشکار برای کوچک‌نمایی عمق اراده و ایمان مردمی بود که با پای پیاده و با اشک و آه به استقبال پیکر رهبر خود آمدند. این جریان رسانه‌ای با تکیه بر همان الگوی عملیات روانی که پیش‌تر در بحران‌های مختلف به کار گرفته بود، سعی کرد این حضور عظیم را «سفارشی» و ناشی از فشار نظام معرفی کند و از هرگونه اذعان به ماهیت خودجوش و مردمی این رویداد تاریخی سر باز زد؛ غافل از اینکه این تحریف‌ها جز رسوایی بیشتر آنها در برابر افکار عمومی چیزی در پی نخواهد داشت.

دراویش صهیونیستی

 

شایعه‌پراکنی هدفمند

سومین راهبرد، شایعه‌پراکنی هدفمند بود که با ادعا‌های گوناگون شکل می‌گرفت از جمله می‌توان به ادعای اجبار معلمان برای دعوت از دانش‌آموزان برای شرکت در تشییع رهبری اشاره نمود. رسانه‌های دراویش تندرو در اقدامی سخیف و قابل‌پیش‌بینی، ادعا کردند که آموزش‌وپرورش معلمان را برای دعوت از دانش‌آموزان جهت شرکت در مراسم تشییع «اجبار» کرده است. این ادعا که به دروغ معلمان را مکلف به ترغیب دانش‌آموزان برای حضور معرفی کرده، نه تنها بی‌اساس و کذب است، بلکه نشان‌دهنده رویکرد همیشگی این رسانه‌ها برای کاستن از عظمت حضور میلیونی مردم در صحنه‌های انقلابی است. متاسفانه رسانه‌های معاند با ادعای اجبار، تلاش دارند فضای داوطلبانه و عاشقانه تشییع را زیر سوال ببرند و آن را به عملی اجباری و دولتی تقلیل دهند. همچنین در موردی دیگر ادعای حضور اجباری کارگران در مراسم تشییه رهبری مورد اشاره رسانه دراویش صهیونیستی قرار گرفت.

دراویش صهیونیستی

این سه راهبرد در کنار هم، یک جنگ شناختی تمام‌عیار را شکل می‌دهند که در آن، وارونه‌سازی واقعیت، شایعه‌پراکنی، سکوت مغرضانه و بزرگ‌نمایی حاشیه‌ها، همگی در خدمت یک هدف واحد قرار دارند: القای نارضایتی ساختگی، تضعیف انسجام ملی و مخفی‌سازی قدرت نرم ملت ایران. اما این جنگ شناختی در برابر واقعیتی انکارناپذیر رنگ می‌بازد: حضور ۴۱ تا ۴۳ میلیونی مردم در مراسم وداع و تشییع که در پنج شهر برگزار شد، خود گواه روشنی بر این حقیقت است که این حضور، نه از سر اجبار و نه یک نمایش دولتی، بلکه از عمق ایمان و ارادت قلبی سرچشمه گرفته است. جمعیتی که از تمامی اقشار، سنین و استان‌های کشور با پای پیاده به استقبال پیکر رهبر خود آمدند، پاسخ قاطع و کوبنده‌ای به تمام کسانی بود که در طول سال‌های اخیر، رویای جدایی ملت از رهبری و نظام را در سر می‌پروراندند.

در نهایت باید گفت که رسانه‌های غربی و به ویژه دراویش صهیونیستی با این تحریف‌ها و شایعه‌سازی‌ها، نه تنها به اهداف خود دست نخواهند یافت، بلکه بار دیگر چهره واقعی خود را به عنوان جریانی همسو با دشمنان نظام و مخالف با اراده ملت ایران به نمایش گذاشتند. عظمت حضور میلیونی ملت ایران در تشییع رهبر شهید، قوی‌ترین پاسخ به تمامی این توطئه‌های شناختی بود و نشان داد که علیرغم تمام فشار‌های روانی و رسانه‌ای، پیوند ناگسستنی ملت ایران با آرمان‌های انقلاب و رهبری، همچنان مستحکم‌تر از همیشه است. این حماسه باشکوه، پروژه «ناامیدسازی» را که رسانه‌های تندرو دنبال می‌کردند، بار دیگر با شکست مواجه ساخت و ثابت کرد که جنگ شناختی دشمن، هرچند پیچیده، اما در مواجهه با هوشیاری و اتحاد ملت ایران محکوم به شکست است.

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha