به بهانه برگزاری مراسم «شب بیضایی» در تبریز؛ سوءاستفاده بهائیت از هنر به عنوان «قدرت نرم»
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در جهان امروز، هنر فراتر از یک ابزار سرگرمی، به یکی از مؤثرترین و بُرندهترین سلاحها برای شکلدهی به افکار عمومی و اعمال «قدرت نرم» تبدیل شده است. در این میان، تشکیلات بهائیت که همواره با سد محکم مقاومت افکار عمومی در برابر تاریخچه سیاسی، جاسوسی و فرقهای خود مواجه بوده، سرمایهگذاری ویژهای بر عرصه هنر انجام داده است تا از این زبان نرم، برای فتح قلبها و تسخیر ذهنها سوءاستفاده کند.
نگاهی به سیر تاریخی و متون پایهای این تشکیلات نشان میدهد که بهرهگیری از هنر در بهائیت، یک ابتکار فردی یا ذوقِ شخصی پیروان نیست، بلکه یک «دستورالعمل و راهبرد سازمانی» است. عباس افندی (عبدالبهاء)، رهبر دوم این فرقه در کتاب پیام آسمانی جلد 2 صفحه 43، صراحتاً هنر را وسیلهای برای «انجذاب قلوب» (جذب دلها) و انتقال مفاهیم فرقهای معرفی میکند. این خط فکری در دوران شوقی افندی نیز تداوم یافت و او مکرراً هنر و ادبیات را از مؤثرترین ابزارهای گسترش تعالیم بهائی برشمرد.
اما چرا تشکیلات بهائیت تا این حد به ابزار هنر وابستگی نشان میدهد؟ پاسخ در «مکانیسم روانشناختی هنر» نهفته است. تبلیغ مستقیم و کلامی، بهویژه در جامعه ایران که شناخت خوبی از سوابق این فرقه دارد، فوراً با گارد دفاعی و مقاومت ذهنی مخاطب روبهرو میشود؛ اما هنر چه در قالب موسیقی، چه سینما، تئاتر و چه هنرهای تجسمی این مقاومت عقلانی را دور میزند. هنر با ایجاد همدلی و ارتباط عاطفی، بستر را برای نفوذ خاموش فراهم میکند تا پیامهای سازمانی، پیش از آنکه توسط استدلالهای عقلی فیلتر و طرد شوند، در احساس و ذائقه فرهنگی مخاطب رسوب کنند.
در عرصه میدانی و در داخل کشور، این راهبرد در قالب تأسیس کانونهای هنری، گالریهای نقاشی، کلاسهای موسیقی، داستاننویسی، تئاتر و ایونت های مطالعاتی پیادهسازی میشود. مبلغان تشکیلاتی با پنهان شدن پشت مفاهیم جذاب، عامپسند و بهظاهر خنثی، نخبگان و جوانان هنرمند را شکار کرده و جذب حلقههای خود میکنند. مخاطبِ ناآگاه، در ابتدا مجذوب فضای هنری و شعارهای زیبای این محافل میشود، در حالی که این مفاهیم، صرفاً ویترینی فریبنده برای شستشوی مغزی و شبکهسازی فرقهای هستند.
در سطح بینالمللی نیز، ماشین پروپاگاندای بهائیت با استفاده ابزاری از سلبریتیهای هالیوودی، خوانندگان پاپ غربی، بازیگران و همچنین تولید و سرمایهگذاری روی فیلمهای مستند سفارشی برای جشنوارههای جهانی، تلاش میکند تا چهرهای متمدن، هنردوست و مظلوم از خود به دنیا مخابره کند. آنها ماهیت کنترلگر، فرامین کتاب اقدس و پیوندهای خود با استکبار جهانی را دقیقاً پشت همین پرده نقرهای سینما و استیجهای هنری پنهان میسازند.
حضور فعال افراد یا نهادهای وابسته به بهائیت در عرصههای موسیقی، سینما، معماری و ادبیات را هرگز نباید مجموعهای از فعالیتهای پراکنده و صرفاً فرهنگی پنداشت. از منظر نصوص و دستورات رهبران این فرقه، هنر یک «ابزار ارتباطی راهبردی» و یک تلهی مخملین برای تحقق مأموریتهای تبلیغی و توسعهی سازمانی است. شناخت این ترفند استتار، برای واکسینه کردن جامعه و نخبگان فرهنگی در برابر این جنگ نرم، امری حیاتی است. مقاومت اصولی در برابر تشکیلات بهائیت، نیازمند آن است که دستِ چدنی و سیاسی این سازمان را که در زیر دستکش حریرِ هنر پنهان شده است، به درستی بشناسیم و به جامعه معرفی کنیم.
