بیلی گراهام؛ کشیش کاخ سفید و معمار پیوند صهیونیسم مسیحی و قدرت سیاسی در آمریکا
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: مجسمه او اکنون در ساختمان کنگره ایالات متحده آمریکا قرار دارد. این بدین معناست که گراهام در زمره معدود شخصیتهای آمریکایی قرار داد که بالاترین افتخارات کنگره را دریافت کردهاند؛ از جمله مدال طلای کنگره، قرار گرفتن پیکرش برای ادای احترام عمومی در ساختمان کنگره پس از درگذشت، و نصب مجسمه در «تالار مجسمههای ملی» کنگره.
برای دههها، ویلیام فرانکلین گراهام جونیور (۱۹۱۸-۲۰۱۸)، یا همان «بیلی گراهام» مشهور، چهرهای فراتر از یک واعظ مسیحی بود. او که به «کشیشِ رؤسای جمهور» شهرت داشت، توانست با استفاده از کاریزمای شخصی و رسانههای نوین، مسیحیت تبشیری (اوانجلیسم) را به یکی از قدرتمندترین جریانهای سیاسی و اجتماعی در آمریکا تبدیل کند.

بیلی گراهام در طول بیش از شش دهه فعالیت تبلیغی، برای نزدیک به ۲۱۵ میلیون نفر در بیش از ۱۸۵ کشور و بهصورت حضوری سخنرانی و موعظه کرد. صدها میلیون نفر دیگر نیز از طریق رادیو، تلویزیون، فیلم، اینترنت و سایر رسانههای وابسته به انجمن تبشیری بیلی گراهام (BGEA) با پیام او آشنا شدند. گراهام در بسیاری از مقاطع تاریخی، نقش یک توجیهگر مذهبی را برای سیاستهای داخلی و خارجی واشنگتن بازی کرد و با پیوند زدن پیشگوییهای کتاب مقدس به تحولات غرب آسیا، پایههای «صهیونیسم مسیحی» را در افکار عمومی جامعه آمریکا تثبیت کرد.
این یادداشت به بررسی افکار ، عملکرد و کارنامه سیاسی این مبلغ مسیحی صهیونیسیت میپردازد.

رویکرد تبشیری گراهام: از تلاش برای مسیحیکردن یهودیان تا حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل
تا پیش از قدرت گرفتن جریان فکری بیلی گراهام، تمرکز بسیاری از مبلغان پروتستان بر این بود که یهودیان را به دین مسیحیت دعوت کنند. اما گراهام این رویه سنتی را کنار گذاشت. او اعلام کرد که مسیحیان باید تمرکز خود را بر حمایت سیاسی و معنوی از قوم یهود و دولت تازهتأسیس اسرائیل قرار دهند.
دلیل این حمایت ریشه در باورهای آخرالزمانی او داشت. گراهام تأسیس رژیم اسرائیل را یک اتفاق سیاسی ساده نمیدانست؛ بلکه آن را تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس و گامی ضروری برای زمینهسازی بازگشت دوباره عیسی مسیح تفسیر میکرد. او در مصاحبهای با نشریه «مسیحیت امروز» (Christianity Today) در مارس ۱۹۷۳ به صراحت اعلام کرد که برنامهای برای تغییر دین یهودیان ندارد. او گفت:
«من معتقدم خداوند همواره رابطه ویژهای با قوم یهود داشته است... در تلاشهای تبشیریام، هرگز احساس نکردهام که مأموریت دارم یهودیان را بهعنوان یک گروه خاص هدف قرار دهم.»[1]
دیدار بیلی گراهام با جان اف کندی
این رویکرد باعث شد تا نهادهای مذهبی و سیاسی یهودی در آمریکا از او استقبال کنند. در سال ۱۹۷۷، کمیته یهودیان آمریکا بالاترین نشان بینمذهبی خود را به گراهام اهدا کرد.
حمایتهای گراهام از اسرائیل تنها به سخنرانیهای مذهبی محدود نبود. او در بزنگاههای حساس تاریخی، از نفوذ خود در کاخ سفید برای تأمین منافع اسرائیل استفاده میکرد.
دیدار بیلی گراهام با لیندون جانسون
بر اساس اسناد منتشرشده توسط «آژانس تلگرافیک یهود» (JTA)، در جریان جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷، گراهام در تماسهای خصوصی با مقامهای ارشد آمریکایی از آنها خواست که امنیت فیزیکی اسرائیل را به هر قیمتی تضمین کنند. او اندکی بعد در مصاحبهای با مجله «اتحادیه ضد افترا» (ADL) تأکید کرد که اورشلیم (بیتالمقدس) یک شهر یهودی است و یکپارچه باقی خواهد ماند. گراهام در این مصاحبه جمله معروفی به زبان آورد:
«یهودیان قوم برگزیده خدا هستند. ما نمیتوانیم خود را در برابر اسرائیل قرار دهیم، مگر آنکه بخواهیم به خودمان آسیب برسانیم.»[2]
نفوذ گراهام در سال ۱۹۷۵ بار دیگر به کار اسرائیل آمد. در نوامبر آن سال، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامهای صادر کرد که در آن صهیونیسم به عنوان شکلی از نژادپرستی معرفی شده بود. اسحاق رابین، نخستوزیر وقت اسرائیل، بلافاصله از گراهام دعوت کرد تا به سرزمینهای اشغالی سفر کند. گراهام در این سفر دو روزه، سازمان ملل را به شدت محکوم کرد و صدور این قطعنامه را اشتباهی بزرگ خواند؛ اشتباهی که به گفته او نهتنها کمکی به صلح نمیکند، بلکه جهان را بیش از گذشته دچار تفرقه خواهد کرد.[3]

دیدار بیلی گراهام با ریچارد نیکسون
کشیش کاخ سفید: از واعظ ملی آمریکا تا بازیگر مؤثر در پیوند اوانجلیسم، سیاست خارجی آمریکا و حمایت مذهبی از اسرائیل
گراهام با سیزده تن از رؤسای جمهور آمریکا از هری ترومن تا دونالد ترامپ دیدار و گفتگو داشت[4]. گراهام واشنگتن را به یکی از مهمترین عرصههای پیوند میان اوانجلیسم و قدرت سیاسی تبدیل کرد. او با نزدیک شدن به رؤسای جمهور و رهبران سیاسی، کوشید به سیاستهای آمریکا، بهویژه در فضای جنگ سرد، مشروعیت دینی ببخشد و زبان کتاب مقدس را وارد گفتمان عمومی سیاست کند.[5] نفوذ گراهام در واشنگتن موجب شد تفسیرهای اوانجلیکال از کتاب مقدس، بهویژه در زمینه ضدکمونیسم و حمایت از اسرائیل، بیش از گذشته در گفتوگوهای سیاسی و سیاست خارجی آمریکا بازتاب پیدا کند.[6]
دیدار بیلی گراهام با جرالد فورد
رفتوآمد او به کاخ سفید از ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۰ آغاز شد. در آن روز، این واعظ جوان برای نخستین بار با هری ترومن دیدار کرد. این دیدار راه را برای ورود تفکر تبشیری صهیونیسم مسیحی به لایههای ارشد قدرت باز کرد. یوتا بالبیر، مورخ برجسته، در مستند «تجربه آمریکایی» درباره این ورود میگوید:
«او با نخستین قدمی که به دفتر بیضیشکل رئیسجمهور گذاشت، جعبه پاندورا را باز کرد. هرچه او مسیحیت را به سیاست نزدیکتر کرد، فرصت بیشتری فراهم شد تا از دین برای دوقطبیسازی و اهداف سیاسی استفاده شود.»[7]
در دوران ریاستجمهوری آیزنهاور، نفوذ گراهام ابعاد جدیتری به خود گرفت. او به یکی از مشاوران نزدیک رئیسجمهور تبدیل شد و تلاش کرد به سیاستهای واشنگتن مشروعیت الهی ببخشد. در نامهای به تاریخ مارس ۱۹۵۶ که در کتابخانه ریاستجمهوری آیزنهاور نگهداری میشود، گراهام با لحنی ستایشآمیز خطاب به رئیسجمهور نوشت:
«صداقت کامل، پاکدستی، انصاف و ایمان مذهبی شما، شما را با اکثریتی بزرگتر از سال ۱۹۵۲ به کاخ سفید بازخواهد گرداند. شما نیازی ندارید که تسلیم گروههای فشار شوید... من با فرماندار دیویی همعقیدهام که تابستان گذشته به گروه کوچکی از ما گفت که شما در تاریخ در کنار لینکلن ماندگار خواهید شد.»[8]
دیدار بیلی گراهام با جیمی کارتر
این پیوند میان ایمان مسیحی و وفاداری سیاسی، در دوران جنگ سرد نقشی کلیدی در شکلگیری جریان صهیونیسم مسیحی ایفا کرد. در نگاه گراهام، مبارزه با «کمونیسم خداناباور» نیازمند یک پشتوانه کلامی محکم بود.[9]
گراهام معتقد بود خداوند همچنان برای قوم یهود و اسرائیل جایگاهی ویژه در برنامه الهی خود دارد و وعدههای کتاب مقدس درباره اسرائیل را معتبر میدانست. او از امنیت و بقای اسرائیل حمایت میکرد و این موضع را با برداشت خود از تعالیم کتاب مقدس پیوند میداد. مواضع او در کنار دیگر رهبران اوانجلیکال به تقویت این دیدگاه در بخشی از مسیحیت انجیلی آمریکا کمک کرد که حمایت از اسرائیل را نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه وظیفهای برخاسته از فهم آنان از کتاب مقدس میدانست.[10]
اسناد آرشیو «آژانس تلگرافیک یهود» (JTA) نشان میدهد که گراهام چگونه از این نفوذ سیاسی برای حمایت از اسرائیل در بحرانهای نظامی استفاده میکرد. او در مصاحبهای با ربی آرتور گیلبرت برای نشریه مجمع ضد افترا (ADL) فاش کرد که در جریان جنگ ششروزه ۱۹۶۷ منفعل نبوده است:
«من در جریان جنگ خاورمیانه و بلافاصله پس از آن، با چهرههای سیاسی آمریکا به صورت خصوصی در تماس بودم و از آنها خواستم از حق بقای اسرائیل حمایت کنند.»
او در همان مصاحبه موضع خود را به صراحت بیان کرد:
«یهودیان قوم برگزیده خدا هستند. ما نمیتوانیم خود را در برابر اسرائیل قرار دهیم، مگر آنکه بخواهیم به خودمان آسیب برسانیم.»[11]
دیدار بیلی گراهام با رونالد ریگان
رابطه گراهام با قدرت در دوره ریچارد نیکسون به اوج خود رسید. نانسی گیبس و مایکل دافی در کتاب «واعظ و رؤسای جمهور» نشان میدهند که گراهام در عمل از جایگاه یک مشاور معنوی صرف فراتر رفت و در برخی فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی دولت نیکسون نیز مشارکت کرد. او در سال ۱۹۷۰ در آگهیهای تلویزیونی کمپین نیکسون ظاهر شد. هدف این تبلیغات، متقاعد کردن سفیدپوستان محافظهکار جنوب آمریکا برای گردش به سمت حزب جمهوریخواه بود. گراهام با این کار، شبکهای از رأیدهندگان را سازماندهی کرد که دفاع از اقتدار نظامی آمریکا و حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل را دو روی یک سکه میدانستند. کاخ سفیدِ نیکسون از گراهام برای اهداف سیاسی خود استفاده میکرد و گراهام نیز با رضایت در این همکاری مشارکت داشت.[12]
دیدار بیلی گراهام با جرج هربرت بوش
گراهام تأثیر معنوی و شخصی عمیقی بر جورج دبلیو بوش گذاشت. در جریان یک تعطیلات آخر هفته در اقامتگاه خانواده بوش در ایالت مین، قدم زدن خصوصی گراهام و جورج دبلیو بوش در ساحل باعث تحول روحی بوش شد. بوش بعدها نوشت که گراهام در آن دیدار بذر خردلی در روح او کاشت که مسیر زندگیاش را تغییر داد. نتیجه این تحول به صحنه سیاست نیز کشیده شد؛ تا جایی که بوش در یکی از مناظرههای انتخاباتی سال ۱۹۹۹، عیسی مسیح را به عنوان فیلسوف سیاسی محبوب خود که قلبش را تغییر داده است، معرفی کرد و توانست پایگاه قدرتمندی در میان انجیلیها برای خود بسازد.[13]
هرچند بیلی گراهام در سالهای پایانی زندگی خود تلاش کرد از وابستگیهای حزبی فاصله بگیرد و نقش خود را به عنوان یک واعظ حفظ کند، اما مواضع او درباره اسرائیل و رابطه مسیحیت انجیلی با قوم یهود، در تقویت یکی از جریانهای مهم اوانجلیکال آمریکا بیتأثیر نبود. حمایت گراهام از موجودیت و امنیت اسرائیل، تولید آثار رسانهای مانند His Land و تلاش او برای نزدیک کردن رهبران انجیلی و یهودی، به شکلگیری فضای مذهبیای کمک کرد که بعدها در قالب صهیونیسم مسیحی سیاسیتر شد.[14]
دیدار بیلی گراهام با بیل کلینتون
«انجمن تبشیری بیلی گراهام» (BGEA)
انجمن تبشیری بیلی گراهام (Billy Graham Evangelistic Association - BGEA) نهادی بود که بیلی گراهام در سال ۱۹۵۰ برای سازماندهی فعالیتهای بشارتی خود بنیان نهاد.[15] این انجمن با بهرهگیری از رسانههای نوین، الگوی تازهای از تبلیغ مسیحیت انجیلی ارائه کرد. برنامه رادیویی Hour of Decision، مجله Decision، تولید فیلمهای سینمایی و مستند از طریق شرکت World Wide Picturesو پخش تلویزیونی و ماهوارهای گردهماییهای تبلیغی، از مهمترین ابزارهای این سازمان برای رساندن پیام انجیل به مخاطبان جهانی بود. در کنار این فعالیتها، گراهام در سال ۱۹۵۶ با همکاری گروهی از متفکران اوانجلیکال، مجله مستقل Christianity Today را بنیان گذاشت. [16]
دیدار بیلی گراهام با جرج بوش
گراهام در سالهای پایانی عمر، با مرور تجربه چند دهه حضور در کنار رؤسای جمهور آمریکا، اعتراف کرد که اگر فرصت زندگی دوباره داشت، «از سیاست فاصله میگرفت». هرچند وی در برخی از برههها کمی محتاطانه رفتار میکرد ولی تجربه او برای جریان صهیونیسم مسیحی میراثی ماندگار برجای گذاشت. همانگونه که مستند American Experience نتیجه میگیرد، گراهام نشان داد که رهبران مسیحی محافظهکار میتوانند به بالاترین سطوح قدرت سیاسی در واشنگتن دسترسی پیدا کنند و رابطهای نزدیک با کاخ سفید برقرار سازند. این الگویی بود که نسل بعدی رهبران اوانجلیکال، بهویژه از دهه ۱۹۸۰ به بعد، آن را با صراحت و سازمانیافتگی بیشتری دنبال کردند و نفوذ سیاسی مسیحیان انجیلی را به یکی از نیروهای اثرگذار در سیاست معاصر آمریکا تبدیل ساختند.
دیدار بیلی گراهام با باراک اوباما
مدیریت سازمان بیلی گراهام پس از وی بر عهده پسرش، فرانکلین گراهام است. فرانکلین، رویکرد سیاسی این انجمن را تغییر داد. فرانکلین با حمایت آشکار از چهرههای سیاسی مانند دونالد ترامپ، وارد مجادلات سیاسی شد.
فرانکلین گراهام از برجستهترین رهبران اوانجلیکال حامی اسرائیل در ایالات متحده به شمار میرود. او در کنار چهرههایی مانند مایک ایوانز، بنیانگذار سازمان Friends of Zion، در برخی برنامهها و ابتکارهای رسانهای برای دفاع از اسرائیل مشارکت داشته است. برای نمونه، در جریان جنگ غزه در سال ۲۰۲۱، فرانکلین گراهام در یک برنامه رسانهای جهانی که به ابتکار مایک ایوانز برای اعلام حمایت از اسرائیل برگزار شد، حضور یافت.[17] هر دو در سخنرانیها، فعالیتهای رسانهای و شبکههای اجتماعی خود بر حمایت از اسرائیل و بسیج افکار عمومی مسیحیان انجیلی در حمایت از اسرائیل تأکید کردهاند. [18]
دیدار بیلی گراهام با دونالد ترامپ
در نظام فکری جریان صهیونیسم مسیحی، تأسیس دولت اسرائیل تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس و پیشنیازی برای وقوع جنگ آخرالزمان (آرمگدون) و بازگشت عیسی مسیح دانسته میشود. فعالیتهای مشترک فرانکلین گراهام و متحدان رسانهای او نیز در راستای همین نگاه الهیاتی و برای زمینهسازی این باورها پیش میرود.
منابع برای مطالعه بیشتر: