پلسازی سازمان سیاسی بهائیت بر روی خلأهای قانونی و رفتارهای دیپلماتیک
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: سالهاست که بلندگوهای رسانهای غرب تلاش میکنند از تشکیلات بهائیت، تصویری از یک اقلیت مذهبیِ صلحطلب و مظلوم ارائه دهند؛ اما بررسی دقیق عملکرد این جریان در بزنگاههای حساس نشان میدهد که با یک سازمان پیچیده سیاسی و جاسوسی روبهرو هستیم. واقعیت آن است که در برابر این تشکیلات نباید هیچگونه تعارف و مماشاتی به خرج داد؛ چراکه آنها در عمل، پیادهنظام و ستون پنجم دشمنان این آبوخاک محسوب میشوند.
برای اثبات این ادعا نیازی به کنکاش در تاریخ دور نیست؛ رفتار رسانهای و میدانی این فرقه در همین بحرانهای امنیتی و نظامی اخیر، بهوضوح نشان میدهد که هدف نهایی آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی است. در جریان اغتشاشات سالهای گذشته (از ۱۳۸۸ تا دیماه ۱۴۰۴)، رسانهها و شبکههای سایبری وابسته به این سازمان، نقاب «صلح عمومی» را کنار گذاشته و مستقیماً به اتاق فرماندهی آشوب تبدیل شدند. آنها نهتنها به سیاسیسازی مطالبات صنفی پرداختند، بلکه صراحتاً روشهای جنگ شهری و فرار از دستگیری را نیز به مخاطبان آموزش میدادند تا پروژه تقابل و بیثباتسازی را پیش ببرند.
اوج این کینهتوزی و تقابل را میتوان در تنشهای نظامی، از جمله جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، مشاهده کرد. درست در روزهایی که ایران درگیر تقابل مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی بود، بازوهای رسانهای بهائیت در یک عملیات روانی هماهنگ، تمام تلاش خود را برای مقصر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران به کار بستند. آنها با استانداردی دوگانه و حیرتانگیز، ضمن سفیدشویی جنایات متجاوزان خارجی، از شهادت فرماندهان نظامی و مدافعان امنیت کشور ابراز خشنودی کردند و در مقابل، برای تحریک افکار عمومی، بهصورت کاملاً گزینشی نسبت به کشتهشدن برخی افراد در ناآرامیها ابراز تأسف نمودند. خطرناکتر از همه، تشویق مخاطبان به جمعآوری اطلاعات از مراکز حساس، پالایشگاهها و پادگانهای نظامی و ارسال تصاویر به صفحات مرتبط با این فرقه بود؛ اقدامی که عملاً نقش یک شبکه جاسوسی میدانی را به نفع بیگانگان ایفا میکرد.
این سطح از خصومت، ریشه در پیوندهای ارگانیک و ساختاری بهائیت با آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد. مقر اصلی فرماندهی این فرقه، «بیتالعدل»، در قلب سرزمینهای اشغالی، یعنی حیفا، قرار گرفته است. از همان زمان تأسیس دولت غاصب اسرائیل، رهبران بهائی اتحاد استراتژیک خود را با صهیونیستها اعلام کردند و تا امروز، بهعنوان یک اهرم فشار و ابزار جاسوسی برای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل عمل میکنند. در واقع، آموزه «وحدت عالم انسانی» در بهائیت، اسم رمزی برای خیانت به میهن و همکاسه شدن با دشمنان قسمخورده ایران است.
با کنار هم قرار دادن این پازل، به یک نتیجه و در عین حال، یک هشدار جدی میرسیم: امروز در مواجهه با تشکیلات بهائیت، با دو چالش اساسی روبهرو هستیم.
نخست، در حوزه قوانین با چالشها و ضعفهایی مواجه هستیم. بهائیت با استفاده از خلأهای قانونی، اقدامات مجرمانه، شبکهسازیهای پنهان و نفوذ خود را پشت نقاب «آزادی عقیده» پنهان میکند و هرگونه برخورد قضایی و امنیتی را بهعنوان «تبعیض دینی» در رسانههای غربی جلوه میدهد. نظام حقوقی ما نیازمند قوانین صریحتر و قاطعتری برای مقابله با این سازمان فرقهای، شبکههای پنهان مالی و جنگ روانی آنهاست.
دوم، در زمینه معرفی بهائیان امروزی به جامعه و جنایتهایی که علیه هموطنان خود مرتکب میشوند، بهشدت کمکاری کردهایم. دستگاههای اطلاعاتی، فرهنگی و رسانهای ما نتوانستهاند ماهیت واقعی، خشن و وابسته این تشکیلات را بهدرستی برای جامعه تبیین کنند. در نتیجه، برخی از افراد جامعه، ناآگاهانه فریب شعارهای ظاهرپسند آنها را در مهدکودکها، کلاسهای زبان، کلاسهای ورزشی و شبکههای ماهوارهای و اجتماعی میخورند.
تا زمانی که در رفع این دو چالش اساسی، یعنی تقویت قوانین بازدارنده و ارتقای سواد عمومی جامعه، اقدام جدی صورت نگیرد، این پیادهنظام دشمن به نفوذ و عملیات براندازانه خود در کشور ادامه خواهد داد.