۱۳:۳۸
۱۴۰۵/۰۴/۲۲

«دین، متهم اصلی خشونت!»؛ مغالطه‌ای که از ابراهیم (علیه السلام) تا استالین یک خط مستقیم می‌کشد

«دین، متهم اصلی خشونت!»؛ مغالطه‌ای که از ابراهیم (علیه السلام) تا استالین یک خط مستقیم می‌کشد
این روزها بار دیگر در فضای مجازی این شبهه تکرار می‌شود که «بزرگ‌ترین جنایت‌های تاریخ را هیولاها مرتکب نشدند، بلکه انسان‌هایی مثل ابراهیم[علیه السلام] انجام دادند که باور داشتند مأموریتی مقدس بر عهده دارند.» هرجا «امر مقدس» وارد میدان شود، اخلاق کنار می‌رود و خشونت آغاز می‌شود.
کد خبر: ۱۹۱۱۰
احمد منصوری ماتک
نویسنده :
احمد منصوری ماتک

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: این روزها بار دیگر در فضای مجازی این شبهه تکرار می‌شود که «بزرگ‌ترین جنایت‌های تاریخ را هیولاها مرتکب نشدند، بلکه انسان‌هایی مثل ابراهیم[علیه السلام] انجام دادند که باور داشتند مأموریتی مقدس بر عهده دارند.» گوینده این روایت با استناد به داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام)، جمله مشهور استیون واینبرگ، کی یر کگور و مقایسه دین با فاشیسم و استالینیسم، می‌کوشد نتیجه بگیرد که هرجا «امر مقدس» وارد میدان شود، اخلاق کنار می‌رود و خشونت آغاز می‌شود. این یادداشت ناظر به همین شبهه است و نشان می‌دهد این تحلیل بیش از آنکه بر شواهد علمی استوار باشد، بر چند مغالطه منطقی و نگاهی تقلیل‌گرایانه به انسان و تاریخ تکیه دارد. 

 

تعداد بازدید : 7
کد ویدیو

کلیدواژه و دال مرکزی این شبهه، گزاره «امر مقدس منشأ خشونت است» می‌باشد. همه اجزای روایت برای القای همین پیش‌فرض کنار هم چیده شده‌اند؛ گویی هر انسانی که عملی را مقدس بداند، ناگزیر به خشونت خواهد رسید. این چارچوب، به رویکردی نزدیک است که در بخشی از ادبیات «الحاد عملگرا» دیده می‌شود؛ رویکردی که منشأ اصلی خشونت را نه در قدرت، استبداد، تبلیغات، تعصب و ساختارهای اجتماعی، بلکه در خود دین و باور مقدس ادیان جست‌وجو می‌کند.

نخستین اشکال این تحلیل، «تقلیل‌گرایی» است. آیا واقعاً همه جنایت‌های بزرگ تاریخ یک علت مشترک داشته‌اند؟

یافته‌های روان‌شناسی اجتماعی پاسخ منفی می‌دهد. آزمایش‌های استنلی میلگرام درباره «اطاعت از اقتدار» و پژوهش‌های فیلیپ زیمباردو درباره «قدرت موقعیت» نشان می‌دهد انسان‌ها حتی بدون انگیزه دینی نیز ممکن است تحت تأثیر فشار اجتماعی، اطاعت از قدرت، هویت گروهی و تبلیغات، مرتکب رفتارهای خشونت‌آمیز شوند. بنابراین، فروکاستن همه خشونت‌های تاریخ به «دین» یا «امر مقدس» با داده‌های علمی سازگار نیست.

دومین مغالطه، «تعمیم شتاب‌زده» است. گوینده از داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام) نتیجه می‌گیرد که باور مقدس انسان را به خشونت می‌رساند، اما پایان همان داستان را نادیده می‌گیرد. نقطه اوج این روایت، قربانی شدن اسماعیل(علیه السلام) نیست؛ بلکه جلوگیری از قربانی شدن انسان و جایگزین شدن قربانی دیگر است. در واقع، پیام نهایی داستان، محدود کردن خشونت و نفی قربانی انسانی است، نه مشروعیت‌بخشی به آن.

حضرت ابراهیم

از همین‌جا تناقض درونی متن آشکار می‌شود. در آغاز، حضرت ابراهیم(علیه السلام) نمونه انسانی معرفی می‌شود که آمادگی انجام خشونت را دارد، اما در پایان، خود گوینده می‌گوید که «پیام ابدی داستان این است که امر مقدس نباید به جنایت ختم شود». اگر نتیجه نهایی داستان، نفی خشونت است، چگونه همان داستان می‌تواند دلیل خشونت‌زایی دین باشد؟

اشکال دیگر، مقایسه دین با فاشیسم و استالینیسم است. این قیاس، از نوع «قیاس مع‌الفارق» است. دین، منظومه‌ای الهیاتی و اخلاقی با منشأ وحیانی است؛ اما فاشیسم و استالینیسم ایدئولوژی‌های سیاسی مدرن‌اند که مشروعیت خود را از دولت و حزب می‌گیرند. افزون بر این، حکومت استالین سیاست رسمی مقابله با نهادهای دینی را دنبال می‌کرد و هزاران مرکز مذهبی را تعطیل یا محدود ساخت. از این رو، یکسان دانستن این دو، از نظر تاریخی و تحلیلی قابل دفاع نیست.

در همین چارچوب، جمله مشهور استیون واینبرگ نیز بیش از آنکه یک یافته تجربی باشد، یک داوری فلسفی است. او می‌گوید: «برای آنکه انسان‌های خوب کارهای بد انجام دهند، دین لازم است.» اما تاریخ معاصر نشان می‌دهد که بسیاری از جنایت‌های گسترده قرن بیستم به نام نژاد، حزب، انقلاب یا ایدئولوژی‌های غیردینی رخ داده است. بنابراین، اگر قرار باشد یک عامل مشترک معرفی شود، آن عامل را باید در «مطلق‌گرایی»، «تقدیس قدرت» و «حذف نقد و عقلانیت» جست‌وجو کرد، نه صرفاً در دین.

استیون واینبرگ

اسلام، امر مقدس را نه مجوز خشونت، بلکه ضامن کرامت انسان می‌داند. قرآن از یک سو جان انسان را چنان ارزشمند معرفی می‌کند که قتل یک بی‌گناه را هم‌سنگ قتل همه انسان‌ها می‌شمارد (مائده: ۳۲)، و از سوی دیگر، کرامت را ویژگی ذاتی همه فرزندان آدم می‌داند: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء: ۷۰). حتی دشمنی با دیگران نیز مجوز بی‌عدالتی نیست: «وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا، اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى» (مائده: ۸). قرآن مؤمنان را به تعاون، مواسات و مسئولیت اجتماعی فرا می‌خواند: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (مائده: ۲) و در مواجهه با بدی نیز راهبرد «دفع بدی با نیکی» را پیشنهاد می‌کند: «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (فصلت: ۳۴). پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز با تعبیر «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» (انبیاء: ۱۰۷) به‌عنوان پیام‌آور رحمت معرفی شده است. از همین رو، هرجا آموزه‌های اصیل دینی مجال بروز یافته‌اند، علاوه بر عبادت، جلوه‌هایی از همدلی، مواسات، کمک به نیازمندان، امدادرسانی در حوادث، حمایت از آسیب‌دیدگان و شکل‌گیری سرمایه اجتماعی نیز پدید آمده است. جامعه‌شناسان دین نیز بارها نشان داده‌اند که مناسک دینی، در کنار کارکرد معنوی، می‌توانند اعتماد اجتماعی، مشارکت داوطلبانه و انسجام اجتماعی را تقویت کنند. بنابراین، اگر سوءاستفاده از دین می‌تواند خشونت بیافریند، سوءاستفاده از هر ایدئولوژی دیگری نیز چنین ظرفیتی دارد؛ اما این سوءاستفاده را نمی‌توان به حساب حقیقت دین یا پیام اصلی آن گذاشت.

جمع‌بندی

خشونت، محصول یک عامل واحد نیست. قدرت، استبداد، تعصب، تبلیغات، هویت‌سازی افراطی و اطاعت کورکورانه، همگی در شکل‌گیری جنایت‌های جمعی نقش دارند. نسبت دادن همه این فجایع به «امر مقدس» یا «دین»، ساده‌سازی تاریخ و نادیده گرفتن یافته‌های علوم انسانی است. داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز برخلاف ادعای مطرح‌شده، نه روایت آغاز خشونت، بلکه روایت پایان قربانی کردن انسان و تأکید بر کرامت جان آدمی است.

 

منابع

 1. Stanley Milgram, Obedience to Authority: An Experimental View
   https://yalebooks.yale.edu/book/9780300011626/obedience-to-authority/
 2. Philip Zimbardo, The Lucifer Effect: Understanding How Good People Turn Evil
   https://www.penguinrandomhouse.com/books/28867/the-lucifer-effect-by-philip-zimbardo/
 3. Steven Weinberg, Faith and Reason (PBS Interview)
   https://www.pbs.org/faithandreason/transcript/wein-body.html
 4. Jonathan Haidt, The Righteous Mind
   https://righteousmind.com/the-righteous-mind/
 5. Scott Atran, Talking to the Enemy
   https://www.harpercollins.com/products/talking-to-the-enemy-scott-atran
 6. Kenneth I. Pargament, The Psychology of Religion and Coping
   https://www.guilford.com/books/The-Psychology-of-Religion-and-Coping/Kenneth-Pargament/9781572306649
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha