کالبدشکافی جریان الحاد معاصر: رویکردهای جریانهای الحادی برانداز جمهوری اسلامی ایران
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: جریانهای الحادی فارسیزبان مخالف جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان صرفاً مجموعهای از افراد خداناباور یا منتقد دین دانست. بررسی عملکرد، تولیدات رسانهای، شبکهسازیها و مواضع سیاسی این جریانها نشان میدهد که هر یک بر اساس یک رویکرد مشخص عمل میکنند؛ رویکردی که از مبانی نظری در حوزه فلسفه دین آغاز میشود، اما در بسیاری موارد به عرصه جنگ روایتها، عملیات روانی، کنشگری سیاسی، حمایت از جریانهای برانداز و مشروعیتبخشی به فشارهای خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران امتداد مییابد.
در این چارچوب، برخی از فعالان الحادی با رویکرد «الحاد سیاسی» تلاش میکنند خداناباوری را به پروژه تغییر نظام سیاسی پیوند بزنند؛ برخی دیگر با رویکرد «الحاد آکادمیک» از زبان فلسفه، علم و دانشگاه برای نقد دین و بازتعریف مفاهیم اخلاقی بهره میگیرند؛ گروهی با رویکرد «رسانهای ـ هویتی» به بازسازی تقابل میان هویت ایرانی و هویت اسلامی میپردازند؛ برخی با رویکرد «افراطی و قداستشکن» تخریب نمادهای دینی را در دستور کار قرار میدهند و گروهی نیز با رویکرد «ساختارگرا و متنمحور» تلاش میکنند از طریق بازخوانی متون و تاریخ اسلام، بنیانهای معرفتی دین را به چالش بکشند.
از این منظر، شناخت جریان الحاد معاصر صرفاً با بررسی دیدگاههای آنان درباره خدا، دین یا وحی ممکن نیست؛ بلکه باید پیوند میان مبانی فکری، اهداف سیاسی، راهبردهای رسانهای و شبکههای ارتباطی آنان را به صورت یک منظومه واحد مطالعه کرد. گزارش حاضر با همین رویکرد، مهمترین چهرهها و شبکههای الحادی فعال در فضای فارسیزبان را بر اساس نوع جهتگیری، شیوه عمل و نقش آنان در پروژههای ضد دینی و ضد جمهوری اسلامی ایران بررسی میکند.
۱. رویکرد الحاد سیاسی؛ از نقد دین تا پروژه تغییر نظام
یکی از مهمترین رویکردهای جریان الحادی معاصر، پیوند دادن خداناباوری با پروژه تغییر ساختار سیاسی ایران است. در این رویکرد، دین نه صرفاً یک باور شخصی، بلکه مهمترین مانع تحقق اهداف سیاسی معرفی میشود و مبارزه با دین به بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی تبدیل میگردد.
آرمین نوابی را میتوان از شاخصترین نمایندگان این رویکرد دانست. او به عنوان مؤسس «جمهوری بیخدایان» تلاش کرده است آتئیسم را با پروژههای موسوم به دموکراسیخواهی، سکولاریسم افراطی و حذف کامل دین از عرصه عمومی و سیاسی پیوند بزند. انتشار کتاب «چرا خدا وجود ندارد»، تولید مستمر محتوا علیه دین، راهاندازی کمپینهای رسانهای، حمایت از حملات نظامی اسرائیل در جریان جنگ دوازده روزه، بازنشر پیامهای حمایتی از اسرائیل و طرح سناریوهای مرتبط با فروپاشی نظام سیاسی ایران، از مهمترین مصادیق این رویکرد به شمار میرود.[1]
در این چارچوب، الحاد دیگر صرفاً یک موضع فلسفی درباره وجود خدا نیست، بلکه به بخشی از یک پروژه سیاسی برای تغییر ساختار حکمرانی تبدیل میشود.
۲. رویکرد الحاد آکادمیک؛ استفاده از زبان علم و فلسفه برای مشروعیتبخشی سیاسی
بخش دیگری از جریان الحادی تلاش میکند با بهرهگیری از ادبیات علمی، دانشگاهی و فلسفی، به مواضع خود اعتبار روشنفکرانه ببخشد. این جریان معمولاً به جای ادبیات تند و هیجانی، از مفاهیم فلسفه علم، اخلاق، فیزیک، منطق و علوم انسانی استفاده میکند.
وریا امیری نمونه برجسته این رویکرد محسوب میشود. او با تکیه بر پیشینه دانشگاهی خود در حوزه فیزیک نظری و فلسفه، مناظرهها و برنامههای متعددی در نقد خداباوری تولید کرده است. فعالیت رسانهای او در قالب برنامههای فلسفی، پادکستها و مناظرههای فکری، در کنار حمایت سیاسی از جریانهای اپوزیسیون، توجیه اخلاقی فشار خارجی علیه ایران و طرح موضوعاتی همچون تسلیح معترضان، نشان میدهد که در این رویکرد، زبان علم و فلسفه در خدمت اهداف سیاسی و اجتماعی قرار میگیرد.[2]
۳. رویکرد رسانهای ـ هویتی؛ بازسازی تقابل ایران و اسلام
بخش مهمی از جریان الحادی معاصر تمرکز خود را بر حوزه هویت قرار داده است. در این رویکرد، تلاش میشود میان هویت ایرانی و هویت اسلامی نوعی تعارض ذاتی تصویر شود و اسلام به عنوان عامل عقبماندگی، سلطه یا گسست تاریخی ایران معرفی گردد.
شبکه زئوس از مهمترین نمایندگان این رویکرد است. این مجموعه با بهرهگیری از شبکهای گسترده در تلگرام، یوتیوب و سایر رسانههای اجتماعی، محتوایی با محوریت مبارزه با آنچه «خرافات» مینامد تولید میکند. در کنار این موضوع، برجستهسازی باستانگرایی افراطی، تقابل هویت ملی و هویت دینی، بازنمایی مثبت از برخی نهادهای حکومت پهلوی و استقبال از اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی، بخش مهمی از محتوای این جریان را تشکیل میدهد.[3]
در همین چارچوب، کورش بیخدا نیز با تمرکز بر روایتهای تاریخی و هویتی تلاش میکند اسلام را به عنوان یک عنصر بیگانه در تاریخ ایران معرفی کند. استفاده از ادبیات «قادسیه ادامه دارد»، حمله مستمر به روحانیت، بازنمایی اسرائیل به عنوان ناجی مردم ایران و تولید محتواهای مبتنی بر جنگ روانی و شوک رسانهای، از ویژگیهای این رویکرد است.
۴. رویکرد افراطی و قداستشکن؛ تخریب نمادهای دینی
یکی از افراطیترین شاخههای الحاد معاصر، رویکردی است که هدف خود را صرفاً نقد آموزههای دینی نمیداند، بلکه مستقیماً به تخریب نمادها و مقدسات دینی میپردازد.
مرتضی حسننژاد (موری) که با عنوان «خرافاتشکن» فعالیت میکند، از چهرههای شاخص این طیف است. در این رویکرد، استفاده از ادبیات رکیک، توهین مستقیم به مقدسات، جنسیسازی شخصیتهای دینی، بازنمایی گزینشی وقایع تاریخی صدر اسلام و نسبت دادن مشکلات معاصر جوامع اسلامی به ذات دین، نقش محوری دارد.[4]
هدف اصلی این رویکرد، شکستن قداست نمادهای دینی و ایجاد فاصله عاطفی میان مخاطب و باورهای مذهبی است.
۵. رویکرد آنارشیستی و برانداز؛ عبور از تقابل فرهنگی به خشونت سیاسی
برخی از فعالان الحادی از عرصه نقد فرهنگی و رسانهای عبور کرده و وارد حوزه کنشگری سیاسی افراطی شدهاند. در این رویکرد، مبارزه با دین بخشی از یک پروژه گستردهتر برای فروپاشی ساختارهای سیاسی و اجتماعی تلقی میشود.
علی عبدالرضایی با طرح ایده «ایرانارشیسم» و تأسیس تشکیلاتی موسوم به «حزب براندازان»، نماینده این رویکرد به شمار میرود. حمایت از اقدامات خشونتآمیز، تشویق به مقابله با نهادهای رسمی، ترویج شعارهای ساختارشکن و حمایت از حملات علیه مراکز حساس کشور، از مهمترین مؤلفههای این جریان محسوب میشود.[5]
در این رویکرد، الحاد نه یک موضع معرفتی، بلکه بخشی از یک ایدئولوژی انقلابی و براندازانه تلقی میشود.
۶. رویکرد ساختارگرا و متنمحور؛ تردیدافکنی در بنیانهای معرفتی دین
در کنار جریانهای سیاسی و رسانهای، طیفی از فعالان الحادی تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای علوم انسانی جدید، مبانی معرفتی دین را مورد نقد قرار دهند.
محمدامین سمیعی از جمله چهرههایی است که با استفاده از زبان هرمنوتیک، زبانشناسی، تاریخپژوهی و مطالعات دینی، خوانشهای جایگزین از قرآن و تاریخ اسلام ارائه میکند. طرح بشری بودن متن وحی، نمادین دانستن بخشهایی از قرآن، نقد اعتبار منابع تاریخی اسلامی، حمله به فقه اسلامی از منظر فمینیستی و تلاش برای تضعیف مبانی فکری تشیع سیاسی، مهمترین محورهای این رویکرد را تشکیل میدهد.
تفاوت این جریان با طیفهای افراطی آن است که به جای بهرهگیری از ادبیات احساسی و تحریکآمیز، از زبان دانشگاهی و روشهای علوم انسانی برای ایجاد تردید در باورهای دینی استفاده میکند.
۷. پشتوانه نظری؛ الحاد نوین جهانی و چهار سوار آتئیسم
بخش مهمی از ادبیات نظری جریانهای الحادی فارسیزبان از جریان «الحاد نوین» در غرب الهام گرفته است. در این میان، ریچارد داکینز، سم هریس، کریستوفر هیچنز و دنیل دنت که به «چهار سوار آتئیسم» مشهور شدهاند، تأثیر عمیقی بر ادبیات خداناباورانه معاصر داشتهاند.[6]
ریچارد داکینز در کتاب «توهم خدا» دین را یک توهم فرهنگی و روانشناختی معرفی میکند. سم هریس در کتاب «پایان ایمان» ایمان دینی را منشأ بسیاری از بحرانهای بشری میداند. کریستوفر هیچنز با شعار مشهور «دین همه چیز را مسموم میکند» به نقد افراطی نهادهای مذهبی میپردازد و دنیل دنت نیز دین را به عنوان پدیدهای طبیعی و قابل تبیین در چارچوب علوم شناختی و تکامل بررسی میکند.
در کنار این افراد، استیون هاوکینگ و لاورنس کراوس نیز با ارائه تبیینهای طبیعیگرایانه از منشأ جهان، در شکلگیری ادبیات خداناباورانه معاصر نقش مهمی ایفا کردهاند.
جمعبندی
بررسی جریانهای الحادی فارسیزبان نشان میدهد که با پدیدهای چندلایه و متکثر مواجه هستیم که از نقد فلسفی و الهیاتی آغاز میشود، اما در برخی موارد به عرصه جنگ روایتها، عملیات رسانهای، تقابل هویتی، قداستشکنی، کنشگری سیاسی و حمایت از پروژههای براندازانه میرسد.
برخلاف تصور رایج، جریان الحاد معاصر صرفاً مجموعهای از مباحث نظری درباره وجود یا عدم وجود خدا نیست، بلکه شبکهای از رویکردهای فکری، رسانهای و سیاسی است که هر یک با ابزارها و روشهای متفاوت، در پی تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تغییر مناسبات فرهنگی و سیاسی جامعه هستند. ازاینرو شناخت دقیق رویکردها، شبکهها، اهداف و شیوههای عمل این جریانها، پیشنیاز هرگونه مواجهه فکری، حقوقی، فرهنگی و رسانهای با آنها محسوب میشود.
https://www.youtube.com/@AtheistRepublicPersian
https://www.youtube.com/@veriaamiri
https://t.me/zeus110
https://www.youtube.com/@khorafatshekan
https://iranarchism.com
https://fa.wikipedia.org/wiki/خداناباوری_نو