از کلیسا تا مجلس؛ قانون اساسی چه حقوقی برای اقلیتهای دینی به رسمیت شناخته است؟
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: تخریب ساختمان موسوم به کلیسای انجیلی مشهد در روزهای گذشته با موجی از فضاسازیهای رسانهای همراه شد و برخی رسانهها این اتفاق را نشانهای از تضییع حقوق اقلیتهای دینی در ایران معرفی کردند.
به همین بهانه و برای بررسی جایگاه حقوقی اقلیتهای دینی در جمهوری اسلامی ایران، با دکتر احمدرضا مفتاح، دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب، به گفتوگو نشستیم. وی در این گفتوگو ضمن تشریح حقوق قانونی اقلیتهای دینی، بر تفاوت میان شهروندان اقلیتهای دینی و جریانهای تبشیری تأکید کرده و به برخی واقعیتهای کمتر دیدهشده درباره وضعیت مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان در ایران پرداخته است.
فرقه نیوز: حقوق اقلیتهای دینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چگونه تعریف شده است؟
قبل از اینکه اسناد بینالمللی در زمینه حقوق بشر تنظیم شود، در دین مبین اسلام حقوق شهروندان غیرمسلمان مورد توجه و اهتمام قرار گرفته و به تبع احکام اسلامی، در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز حقوق اقلیتهای دینی تضمین شده است.
اقلیتهای دینی از حقوق متنوعی از جمله حقوق دینی، سیاسی، اجتماعی و مدنی برخوردار هستند. در اصل ۱۳ قانون اساسی اینگونه آمده است: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته میشوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل میکنند.»
به هر حال تصریح شده در قانون اساسی که اقلیتهای دینی، بهخصوص زرتشتیها، کلیمیان و ارامنه و آشوریها، از آزادی عمل در انجام شعائر و مناسک دینی خود برخوردار هستند. حتی اینها میتوانند مدارس ویژه خودشان را داشته باشند، آموزشگاههای فنیوحرفهای داشته باشند، میتوانند وارد دانشگاه شوند، مراکز فرهنگی، درمانی، هنری و ورزشی داشته باشند، میتوانند نشریات ویژه خاص خودشان را داشته باشند، حق نشر کتاب دارند، از دفاتر ازدواج و طلاق خاص خود برخوردارند، اجازه مرمت و بازسازی معابد را دارند و در زمینههای سیاسی نیز از ظرفیت نمایندگی در مجلس شورای اسلامی برخوردار هستند.
با اینکه جمعیت آنها کمتر از سه درصد است، کلیمیها یک نماینده، زرتشتیها یک نماینده، ارامنه تهران و شمال یک نماینده، ارامنه جنوب یک نماینده و آشوریها و کلدانیها نیز یک نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند.بنابراین میتوان گفت که در قانون اساسی، حقوق اقلیتها ملاحظه شده است.
فرقه نیوز: این حقوق در عمل تا چه اندازه اجرا میشود؟ آیا میتوان نمونههایی از فعالیت آزادانه اقلیتهای دینی، بهویژه مسیحیان، در حوزههای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی ارائه کرد؟
با توجه به اینکه در قانون اساسی، عمل به شعائر برای اقلیتهای دینی پذیرفته شده است، هیچگونه اشکالی در برگزاری مراسم خاص خودشان توسط اقلیتها وجود ندارد؛ چه کلیمیان، چه مسیحیان و چه زرتشتیها.
به خاطر همین است که تعداد قابل توجهی از اماکن موجود در کشور ایران به اقلیتها تعلق دارد. اگر بخواهم اشاره کوتاهی داشته باشم، حدود ۲۰ تا ۳۰ کنیسه فعال در ایران وجود دارد که در شهرهایی مثل تهران، شیراز، اصفهان، یزد، کرمان، همدان و ارومیه قرار دارند؛ البته عمده آنها در تهران هستند.
همچنین حدود ۶۰۰ کلیسا ــ حالا برخی از آنها ممکن است فعال باشند و برخی ممکن است فعال نباشند ــ در ایران وجود دارد و برخی از این کلیساها نیز به عنوان میراث فرهنگی کشور به ثبت رسیدهاند.
اینجا باید به یک نکته اشاره کنم و آن اینکه باید بین اقلیتهای دینی که به عنوان شهروندان بومی کشور ایران محسوب میشوند با جریانهایی که فعالیت تبشیری میکنند، تفاوت قائل شد.
البته با توجه به اینکه ما میگوییم اقلیتهای دینی آزاد هستند که در معابد خود عبادت کنند یا مراسمشان را انجام دهند، گاهی ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا این آزادی به صورت مطلق است یا نه؟
اینجا باید توضیحی بدهم و تفکیکی قائل شویم بین اقلیتهایی که جزو شهروندان جمهوری اسلامی ایران هستند و کسانی که به فعالیتهای تبشیری در بین مسلمانها میپردازند.
ببینید، فعالیت اقلیتهای دینی، یعنی کسانی که خانوادههایشان کلیمی، مسیحی یا زرتشتی بودهاند، هیچ اجباری برای آنها وجود ندارد و از آزادی دینی برخوردار هستند.
محدودیت اگر وجود داشته باشد، مربوط میشود به کسانی که در مقابل دیدگاههای اسلامی، در واقع رو به تخریب یا تضعیف دین اسلام میآورند تا بعد از اینکه ایمان افراد را تضعیف کردند، آنها را جذب خودشان کنند.
طبیعتاً در چنین فضایی که عدهای تلاش کنند افرادی را از اسلام به طرف دین خودشان جلب کنند، جامعه دینی حساسیت نشان میدهد. به هر حال ما هم انتظار داریم که اقلیتهای دینی این مسئله را رعایت کنند.
و انصافاً باید بگوییم کسانی که بومی ایران هستند، سعی میکنند این قاعده را رعایت کنند. یعنی ما با کلیمیهای ایران، ارامنه ایران، آشوریهای ایران و زرتشتیان ایران هیچ مشکل و اصطکاکی نداریم. مشکل بیشتر مربوط به جریانهای تبشیری است که سعی در تخریب باورهای دینی دارند.
یک نمونه جالب که سراغ دارم مربوط به اسقف اعظم ارامنه، آقای سرکیسیان است. ایشان تعبیر جالبی داشتند و خودشان اذعان میکردند که من در سخنرانیهای خارج از کشور هم میگویم که ما نباید در ایران فعالیت تبشیری داشته باشیم.
این نکته مهمی است. یعنی کسانی که در کشوری زندگی میکنند که اکثریت قریب به اتفاق آن مسلمان هستند و نسبت به این موضوع دغدغه دارند، به این مسئله توجه میکنند.
وقتی کسی مانند آقای سرکیسیان میگوید ما نباید فعالیت تبشیری داشته باشیم، علتش این است که فعالیت تبشیری باعث اصطکاک میشود و موجب میشود پیروان ادیان در ارتباط با یکدیگر دچار مشکل شوند.