حقوق مسیحیان در ایران؛ واقعیتها فراتر از جنجال کلیسای مشهد
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: ماجرای تخریب ساختمان کلیسای انجیلی مشهد بار دیگر بحث حقوق اقلیتهای دینی در جمهوری اسلامی ایران را به یکی از موضوعات مورد توجه رسانهها تبدیل کرد. در حالی که برخی جریانهای رسانهای تلاش کردند این اتفاق را به عنوان نمونهای از محدودیت علیه مسیحیان در ایران معرفی کنند، بررسی ابعاد حقوقی و تاریخی موضوع میتواند تصویری متفاوت از واقعیت ارائه دهد.
به همین مناسبت با دکتر مرتضی پیروجعفری، پژوهشگر ادیان و مذاهب، درباره جایگاه اقلیتهای دینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، وضعیت حقوقی و اجتماعی مسیحیان، فعالیت مراکز مذهبی آنان و همچنین حواشی مربوط به تخریب کلیسای انجیلی مشهد گفتوگو کردهایم.
فرقه نیوز: حقوق اقلیتهای دینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چگونه تعریف شده است؟
برای فهم صحیح جایگاه اقلیتهای دینی در ایران، باید از دریچهای تاریخی به موضوع نگریست. ایران یکی از کهنترین تمدنهای دارای سابقه همزیستی ادیان در جهان است. بر خلاف بسیاری از کشورها و تمدنها، حوزه تمدنی فلات ایران، محل آمد و شد نحلهها و ادیان بزرگ بوده است. البته به این معنا که مردمان ایرانزمین همیشه با آراء و اندیشههای گوناگون آشنایی داشتهاند و خرد ایرانی همیشه خردپذیرترین اندیشهها را برگزیده است. به همین دلیل هاضمه فرهنگی ایرانیان و احترام به ادیان، بهویژه ادیان توحیدی، زبانزد و نشاندهنده خرد جمعی ما ایرانیان بوده و هست. این روح مداراگر، زمینهساز بیش از دو هزار سال همزیستی مسالمتآمیز میان ایرانیان مسلمان با اقلیتهای دینی مسیحی، زرتشتی و یهودی شده است.
جمهوری اسلامی ایران این میراث تاریخی را در قالب حقوقی مدون ساخته است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حمایتهای ویژهای از اقلیتهای دینی به عمل آورده است؛ اصول ۱۲ و ۱۳ این قانون به صورت مستقیم به حقوق گروههای اقلیت دینی اشاره کرده و به تأمین آزادیهای مذهبی و فرهنگی آنان کمک میکند که در ادامه به آنها اشاره میکنم:
اصل دوازدهم دین رسمی کشور را اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری معرفی میکند، اما همزمان بر احترام به دیگر ادیان الهی در ایران تأکید مینماید. مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی نیز دارای احترام کامل بوده و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه در دادگاهها رسمیت دارند.
اصل سیزدهم صریحترین اصل در این زمینه است: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی، تنها اقلیتهای دینی شناخته میشوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل میکنند.»
این سه جامعه دینی — که هر سه از سنتهای ابراهیمی برخاستهاند و ریشههای کهنی در خاک ایران دارند — از حقوق مشخصی بهرهمندند که در قوانین عادی نیز تضمین شده است.
اصل شصت و چهارم نمایندگی پارلمانی مستقل را به اقلیتها میدهد: مسیحیان آشوری یک نماینده، ارمنیها دو نماینده، کلیمیان و زرتشتیان نیز هر یک یک نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند؛ بدین ترتیب از ۲۹۰ نماینده مجلس، پنج تن از اقلیتهای دینی هستند.
اصل بیست و ششم نیز حق تشکیل انجمن و جمعیت را تضمین میکند. طبق این اصل، اقلیتهای دینی میتوانند مطابق ضوابط دارای انجمن و جمعیت باشند؛ انجمن اقلیتهای دینی تشکیلاتی برای حل مشکلات و بررسی مسائل دینی، فرهنگی، اجتماعی و رفاهی آن اقلیت تعریف شده است.
در مقایسه تطبیقی، نظام نمایندگی پارلمانی اقلیتهای دینی در ایران جالب توجه است. اگر نسبت جمعیت اقلیتهای دینی را به نمایندگانشان در نظر بگیریم، آنها چند برابر نسبت جمعیتیشان در مجلس نماینده دارند؛ در آمریکا مسلمانان بیش از دو درصد از جمعیت را تشکیل میدهند اما نمایندگی پارلمانی تضمینشدهای ندارند.
فرقه نیوز: این حقوق در عمل تا چه اندازه اجرا میشود؟ آیا میتوان نمونههایی از فعالیت آزادانه اقلیتهای دینی، بهویژه مسیحیان، در حوزههای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی ارائه کرد؟
باید عرض کنم که هیچ منعی برای فعالیتهای مذهبی و بهرهمندی از حقوق شهروندی برای هموطنانی که دین و مذهب آنها به رسمیت شناخته شده است وجود ندارد. فعالیتهای عمومی که هر فرد مسلمان میتواند انجام دهد، سایر هموطنان غیرمسلمان هم میتوانند انجام دهند. البته باید اضافه کنم که برخی از فعالیتها به دلیل حساسیتهای خاصی که ممکن است داشته باشد، محدودیتهایی از این ناحیه دیده شود، ولی برخی از موارد هم به دلیل کجسلیقگی و یا بر اساس برداشتهای فردی عمل کردن، اتفاقات نامطلوبی ممکن است گزارش شده باشد؛ اما مرّ قانون اساسی ما و سیره و عملکرد بزرگان انقلاب در تکریم و پافشاری بر حقوق اقلیتهای مذهبی، خود شاهد بر این نکته است.
دیه اقلیتهای دینی شناختهشده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به اندازه دیه مسلمان تعیین شده است.
برخی از هنرمندان و پیشکسوتان سینما، رادیو و تلویزیون ما از اقلیتها بوده و هستند و همیشه یاد این عزیزان در اذهان ملت ایران زنده و جاودان است. مثلاً مرحوم فردوس کاویانی، زندهیاد آتیلا پسیانی، خانم ماهایا پطروسیان و سایرین آزادانه فعالیت هنری داشتهاند و دارند.
در مورد انتشارات اقلیتهای دینی هم باید عرض کنم که جامعه اهل سنت همیشه یکی از غرفههای فعال و پویا در نمایشگاههای بینالمللی کتاب ایران هستند و یا انتشارات انجمن کلیمیان تهران نیز گویای این حقیقت است که به دور از هیاهوهای رسانهای و کژتابیهای سوگیرانه معاندان، هموطنان عزیزمان در کنار هم فعالیتهای فرهنگی و دینی خود را در فضایی آرام و محترمانه انجام میدهند.
یهودیان از ۷۶ کنیسه فعال، مدارس خاص یهودی با تدریس آزاد زبان عبری، مجوز انتشار نشریات ویژه و آزادی برابر در فعالیتهای اقتصادی برخوردارند.
هموطنان عزیز مسیحی تعداد زیادی کلیسا در سراسر کشور دارند، از حق فعالیتهای فرهنگی، هنری، ورزشی و تفریحی برخوردارند و میتوانند در پستهای دولتی و دانشگاهی اشتغال داشته باشند. برخی از کلیساها در فهرست آثار ملی ثبت و توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت شدهاند و جزء مفاخر فرهنگی و نشاندهنده تضارب اندیشهها در ایران اسلامی بوده و هستند.
در مورد حقوق مدنی و کیفری هم همه این را میدانند که بر اساس ماده ۵۵۴ قانون مجازات اسلامی، دیه اقلیتهای دینی شناختهشده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به اندازه دیه مسلمان تعیین شده است.
بنابراین بسیاری از آنچه که در رسانههای معاند میشنویم، همه خبرهایی نادرست یا در مورد برخی از گروهکهایی است که رسماً جمهوری اسلامی ایران فعالیت آنها را ممنوع اعلام کرده است که اگر فرصت شد در جای خود به آن اشاره میکنم.
فرقه نیوز: وضعیت اماکن مذهبی اقلیتهای دینی مانند کلیساها، کنیسهها و آتشکدهها چگونه است؟ آیا این مراکز به صورت قانونی و آزادانه به فعالیت خود ادامه میدهند؟
بله. فعالیت اماکن مذهبی اقلیتها به طور رسمی و قانونی برقرار است. مثلاً در مورد زرتشتیان باید عرض کنم آتشکده آدریان در تهران به عنوان تنها آتشکده پایتخت شناخته میشود و جایگاه معنوی زرتشتیان است.
زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و صابئین مندایی از دیگر اقلیتهای دینی ایران به شمار میآیند که سالیان متمادی در بین مردم ایران زندگی کردهاند. قدیمیترین آتشی که امروز در مکانهای مذهبی زرتشتیان روشن است در آتشکده یزد نگهداری میشود و زرتشتیان مراسم شادی و جشنهای خود را در این مکانهای مذهبی برگزار میکنند.
در مورد یهودیان ساکن ایران هم همینطور است. فعالیتها و مراسم عبادی در بسیاری از کنیسهها در سراسر کشور برقرار است. یهودیان از داشتن اماکن مذهبی مربوطه، مجوزهای فرهنگی، هنری و تفریحی و امکان بازسازی و نگهداری اماکن خود برخوردارند. خود بنده چند باری از نزدیک از کنیسه یوسفآباد در زمان نماز صبح (شحریت) دیدار داشتهام و هموطنان یهودی با آغوش باز پذیرای ما بودهاند.
مسیحیان ارمنی و آشوری هم تعداد زیادی کلیسا در سراسر کشور دارند. همانطور که قبلاً عرض کردم، کلیساهای تاریخی ارامنه توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت و بازسازی میشوند.
یک اتفاق جالبی که در تهران افتاده است، فضاسازی یکی از ایستگاههای متروی تهران که همجوار با کلیسای سرکیس مقدس در خیابان کریمخان تهران است، برای حضرت مریم (سلاماللهعلیها) با المانهای مسیحی و استفاده تلفیقی از معماری کلیسایی است.
فرقه نیوز: برخی رسانههای معاند و مخالف جمهوری اسلامی، در ماجرای تخریب یک کلیسای قدیمی و متروکه در مشهد که در فهرست آثار ملی نیز ثبت نشده بود، جمهوری اسلامی را متهم به مخالفت با اقلیتهای دینی معرفی کردهاند. ارزیابی شما از این ادعا چیست؟
ببینید در مورد این پرسش اجازه دهید یک ادعا مطرح کنم. بسیاری از کشورها از سابقه تمدنی و حضور ادیان بزرگ توحیدی در ایران فرهنگی بزرگ حسادت میورزند. به عنوان مثال، سابقه برخورد نادرست تمدنی و پذیرا نبودن آنها نسبت به حضور اسلام در اروپا با آثار درخشان معماری و تأثیرگذاری بر فرهنگ اروپایی، نشاندهنده همین نکته است.
تاریخچه ساخت این کلیسا خودش بخشی از روایت پیچیده حضور غرب در ایران است. این بنا متعلق به دورهای است که فعالیتهای تبشیری در ایران با سیاستهای استعماری اروپایی درهمتنیده بود.
بنابراین اکنون که دشمنی آنها با تمدن و هویت ایران بزرگ به بهانه مقابله با جمهوری اسلامی ایران آشکار شده است، ما را متهم به مخالفت با اقلیتهای دینی میکنند و البته باید افزود کدام اقلیت دینی؟!
برخی از گروهکها و فرقهها در دوران استعمار سیاه اروپاییها، در پشت ترویج مسیحیت و کتاب مقدس، اهداف استعماری خود را در جهت چپاول ثروت کشورها پیش میبردند و هنوز هم با شیوههای دیگری در قالب مسیحیت تبشیری یا ترویج فرقه گمراه بهائیت این راه را ادامه میدهند.
بنده با برخی از مبلغین مسیحی گفتوگو میکردم؛ حتی از داشتن اندک دانشی نسبت به الهیات مسیحی، کتاب مقدس یا تفاوتها میان فرقهها و گرایشهای مسیحی بیاطلاع بودند که این جای توجه دارد. چرا که از ناآگاهی جوانان ما نیز سوءاستفاده میکنند. بگذریم.
در مورد این اتفاق یعنی تخریب کلیسای قدیمی مشهد باید عرض کنم متأسفانه کجسلیقگی اتفاق افتاده که نباید اتفاق میافتاد. به چند جهت:
اول: این بنا — صرفنظر از اینکه در فهرست آثار ملی ثبت شده بود یا نه — یک سند تاریخی زنده بود. شهر مشهد برای مسلمانان شیعه است و در دورههای مختلف تاریخی شاهد حضور پیروان ادیان مختلف بوده است. وجود این کلیسا بهترین شاهد زنده برای همان ادعایی بود که در پاسخ سؤال اول مطرح کردیم: که ایران خانه مشترک ادیان توحیدی است و ما از این میراث مراقبت میکنیم.
حفظ این ساختمان پیامی میداد که هیچ سخنرانی و بیانیهای نمیتواند جای آن را بگیرد: ما از آثار ادیان دیگر هم به عنوان بخشی از حافظه تاریخی سرزمینمان حراست میکنیم. تخریب آن، برعکس، فرصتی به منتقدان داد که ادعاهای نادرست خود را با یک مستند واقعی مستحکمتر کنند.
نکته دوم در مورد بافت تقریباً تاریخی این کلیسا است. جالب است که بدانیم تاریخچه ساخت این کلیسا خودش بخشی از روایت پیچیده حضور غرب در ایران است. این بنا متعلق به دورهای است که فعالیتهای تبشیری در ایران با سیاستهای استعماری اروپایی درهمتنیده بود.
اما ـ و این نکته مهم است ـ حتی این واقعیت تاریخی، دلیل تخریب بنا نمیشد. برعکس، نگهداشتن آن به ما امکان میداد این روایت را برای نسلهای آینده روایت کنیم: که ایران هم تجربه استعمار را از سر گذرانده، هم در همان دوران جامعه مسیحی بومی خود را حفظ کرده و هم اکنون آن تاریخ را به یاد میآورد. تخریب یک بنا، تاریخ را پاک نمیکند؛ فقط روایت ما از آن تاریخ را از دست ما میگیرد.