۱۴:۵۸
۱۴۰۵/۰۳/۱۶
در گفت‌وگو با حجت الاسلام دکتر محمد جعفری مطرح شد؛

الحاد عملگرا؛ ضمانتِ اجرایی در اخلاق

الحاد عملگرا؛ ضمانتِ اجرایی در اخلاق
آیا اخلاق بدون باور به خدا از ضمانت اجرایی کافی برخوردار است؟ این پرسشی است که در سال‌های اخیر با گسترش «الحاد عمل‌گرا» بیش از پیش مطرح شده و در این گفت‌وگو، ابعاد فلسفی و اجتماعی آن از منظر دینی مورد بررسی قرار گرفته است.
کد خبر: ۱۹۰۶۳
احمد منصوری ماتک
مصاحبه‌گر :
احمد منصوری ماتک

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در سال‌های اخیر، یکی از چالش‌های اساسی در فلسفه اخلاق و دین‌پژوهی، مسئله «ضمانت اجرای اخلاق» در غیاب باور دینی است. ملحدان عمل‌گرا بر این باورند که انسان می‌تواند بدون ایمان به خدا، صرفاً بر اساس عقل یا قرارداد اجتماعی، رفتار اخلاقی داشته باشد. اما پرسش بنیادین این است که در نبود ناظر مطلق و مسئولیت ماورایی، چه چیزی مانع از عدول انسان از اخلاق در خلوت یا هنگام تعارض منافع می‌شود؟ 

بر همین اساس، این گفت‌وگو با جناب حجت الاسلام دکتر محمد جعفری؛ دانشیار موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) سامان یافت تا نسبت دین و اخلاق، و نقش ایمان در پایداری رفتار اخلاقی را از منظر دینی و فلسفی بررسی کند.

فرقه نیوز: دین چگونه می‌تواند به‌عنوان ضمانتِ اجرایی در اخلاق عمل کند؟ این ضمانت اجرایی دقیقاً به چه معناست و چرا قوانین حقوقی و اهرم‌های غیردینی برای پایبندی اخلاقی کافی نیستند؟

ضمانتِ اجراییِ دین از چند جهت است :

  1. دین علاوه بر وضعِ احکام و قواعد، به‌واسطة باور به معاد، پاداش و مکافات، یک الزام درونی، ایجاد می‌کند؛ یعنی فرد مؤمن از ترسِ عقابِ الهی یا امید به ثواب، رفتارِ خود را تنظیم می‌کند. این الزام درونی می‌تواند نقشِ مؤثری در رعایتِ اخلاق داشته باشد حتی وقتی نظارت و مجازات بيروني وجود ندارد.
  2. دین شبکه‌ای از ارزش‌ها، نمادها، آداب و نهادهای اجتماعی پدید می‌آورد که نهادینه‌سازیِ اخلاق را تسهیل می‌کند؛ این فراتر از یک سازوکار قانونی صرف است. قوانین حقوقی ممکن است ضمانت اجرا داشته باشند، اما آن ضمانت‌ها معمولاً متکی بر اعمالِ قدرتِ سیاسی و قانونی است؛ دین علاوه بر این‌ها، ضمانتِ الهی و ماورایی نیز فراهم می‌آورد.

برای مثال، تجربة اجتماعی نشان می‌دهد در شرایط خلأِ نظارتی یا نظارت‌زدایی (مثلاً قطعی برق یا نبودِ پليس و نظارت انتظامي)، رفتار اجتماعی ممکن است به‌سوی غارت و تجاوز سوق پیدا کند. این‌جا ضمانت حقوقی و پلیسی ممکن است ناکافی باشد؛ اما دین به‌عنوانِ یک شکلِ کنترلِ درونی می‌تواند بازدارندگیِ بلندمدت‌تری ایجاد کند.در نتیجه، سؤالِ اساسی و تهاجمي ما این است که آیا اخلاق سکولار می‌تواند ضروراً همان نوع ضمانتِ اجراییِ دین را فراهم کند؟ آن‌ها غالباً پاسخ قاطع ندارند.

 

فرقه نیوز: آیا این تفاوت در ضمانتِ اجرایی مربوط به باورهای ماوراییِ مؤمنان؛ مثل ایمان به غیب و معاد نیز هست؟

قطعاً. باورِ مؤمن به امور ماورایی مثل خدا و غیب موجب می‌شود فرد قدرتِ خودکنترلی و مدیریتِ رفتار را بهتر برقرار کند؛ زیرا او معتقد است که اعمالِ او فراتر از این دنیا پیگیری و حسابرسی خواهد شد. این همان نکتة کلاسیکِ «اگر خدا نباشد هر کاری ممکن است» است که در آثار ادبی و فلسفی، مانند "برادران کارامازوف" داستايوفسکي، مطرح شده است.

در عین حال، این ادعا که «جامعة غیر دینی الزاماً جامعة فاقدِ اخلاق است» هم یک گزارة قطعی و عمومي نیست، اما آنچه روشن است این است که وقتی اعتقاد به ماوراء وجود نداشته باشد، انگیزه‌های درونیِ ناشی از آن نیز کاهش می‌یابد و فرد ممکن است رفتارهای سودگرایانه و لذت‌محور در پیش گیرد. اخلاق سکولارِ رایج اغلب مبتنی بر سودمندی و مصلحت‌جویی است که در چارچوبِ فردگرایی (فردمحوری) قرار دارد؛ و این می‌تواند کارآمدیِ آن را در موارد زيادي محدود کند.

 

فرقه نیوز: شما اشاره کردید که ملحدان علمی معمولاً مبنای اخلاق خود را از نظریة تکامل یا معیارِ بهزیستی (well-being) می‌گیرند. آیا این مبانی قابل‌قبول‌اند؟ چه نقدهایی بر آن‌ها وارد است؟

درست است؛ چند نمونه از مبانیِ آن‌ها عبارتند از:

  • داوکینز: اخلاق را تا حدی به تبیین‌های تکاملی پیوند می‌دهد؛ یعنی ارزش‌های اخلاقی را محصولِ انتخابِ طبیعی و ژن‌ها می‌داند: ویژگی‌هایی مانند نوع‌دوستی به‌دلیل منافعِ بقایی که برای گونه داشته‌اند، ظهور کرده‌اند.
  • سم هریس و دیگران: معیارِ اخلاق را بر اساسِ «بهزیستی» قرار می‌دهند و می‌کوشند اخلاق را با سنجه‌های عینیِ بهزیستیِ بشری تعریف کنند.

نقدهایی که بر این رویکردها وارد است، از جمله:

  1. تکثرِ عوامل مؤثر: داوکینز صرفاً ژن و تکاملِ زیستی را به‌عنوان متغیرِ تعیین‌کنندة اخلاق معرفی می‌کند؛ در حالی که فرهنگ، نهادها، تاریخ و تجربة اجتماعی، نقش‌های بسیار مهمی در شکل‌گیریِ نظامِ اخلاقی دارند. اگر اخلاق صرفاً محصولِ ژن‌ها بود، نمی‌توانستیم تفاوت‌های فرهنگیِ آشکار در ارزش‌های اخلاقی را توضیح دهیم.
  2. مسائلِ ارزشی و غایت‌شناختی:  نظریة تکاملی توضیحی دربارة چگونگی شکل‌گیریِ رفتارها می‌دهد، اما نمی‌تواند خودبه‌خود حکمِ ارزشی (این‌که چیزی خوب یا بد است) ارائه دهد؛ یعنی از «چگونه» به «باید» نمی‌توان به‌سادگی استنتاج کرد.
  3. محدودیتِ معیارِ بهزیستی: اگر معیارِ اخلاق صرفاً بهزیستیِ مادی یا رفاهی باشد، سؤال‌هایی همچون نیازهای روحی و معنوی انسان، سعادتِ نهایی و امور متافیزیکیِ انسان (مثل آخرت) کنار گذاشته می‌شود. اخلاقِ انسانی صرفاً کاهش‌پذیر به شاخص‌های رفاهِ مادی نیست.
  4. تناقضاتِ عملی: اگر اخلاقِ نوع‌دوستی صرفاً برای بقای زیستی توضیح داده شود، چرا در بسیاری از جوامعِ مدرن پدیده‌هایی مانند کاهشِ میل به فرزندآوری یا تغییر الگوهای فرهنگی رخ می‌دهد؟ این تناقض‌ها نشان می‌دهد تبیینِ تکاملی صرف، به شدت ناکافی است.

بنابراین این رویکردها دارای نقاط ضعفِ مهمی‌اند و نمی‌توانند به‌تنهایی مرجعِ کاملی برای اخلاقِ اجتماعیِ مطلوب باشند.

 

فرقه نیوز: با توجه به این مباحث، چه گام‌هایی را شما برای پاسخ‌گویی به این جریانِ الحاد عمل‌گرا پیشنهاد می‌کنید؟ در جلسات آینده دنبالِ چه موضوعاتی باشیم؟

من پیشنهاد می‌کنم ادامة بحث را در دو محور دنبال کنیم:

  1. پیامدهای اجتماعی و روانیِ الحاد عمل‌گرا: بررسیِ مطالعاتِ میدانی و پژوهش‌های اجتماعی-روانی دربارة تأثیراتِ سکولاریزاسیون و فقدانِ باورهای دینی بر شاخص‌های اجتماعی و روانی.
  2. نحوه مواجهه موثر در قبال الحاد عمل گرا؛ راهبردها و تاکتيکها.
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha