باستان‌گرایی و زرتشتی‌نمایی؛ پلی به الحاد یا تلاشی برای هویت‌سازی نوین؟

باستان‌گرایی و زرتشتی‌نمایی؛ پلی به الحاد یا تلاشی برای هویت‌سازی نوین؟
یکی از وجوه اشتراک این جریان‌ها با ملحدان عمل‌گرا این است که هردو، دین را مانع رشد عقلانیت معرفی می‌کنند. در رسانه‌ها و فضای مجازی چنین القا می‌کنند که تعبّد دینی باعث تعطیلی عقل است و اگر بخواهیم به شکوه و عزت گذشته برگردیم، باید دین را کنار بگذاریم؛ دین عامل عقب‌ماندگی، رکود و ضعف عقلانیت و موجب توسری‌خوری قلمداد می‌شود. در مقابل، تعابیر مبهمی از کوروش و ایران باستان ارائه می‌کنند بدون اینکه ماهیت واقعی یا نقص‌های آن را بیان کنند.
کد خبر: ۱۹۰۵۳

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در سال‌های اخیر بازار روایت‌های اسطوره‌ای از ایران باستان و تبلیغ ناسیونالیسم نوپدید داغ‌تر از همیشه است؛ جریانی که ظاهرش دعوت به بازگشت به کوروش و اَناهیتاست اما در لایه‌های پنهان، بسیاری از جوانان را به بی‌دینی، دین‌ستیزی و شکاکیت دینی سوق می‌دهد. حجت‌الاسلام دکتر احمد منصوری، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر نقد الحاد، در این گفت‌وگو پرده از ترفندها و پیوندهای پنهان باستان‌گرایی و الحاد مدرن برمی‌دارد و با نگاهی کارشناسانه، نسبت به تبعات عقیدتی و هویتی این موج هشدار می‌دهد.

سلام علیکم استاد. یک پرسشی که در جامعه مطرح است اینکه زرتشت و باستان‌گرایی با رویکرد ناسیونالیستی که این روزها زیاد مشاهده می‌شود، عملاً چه رابطه‌ای با بی‌دینی و گرایش به الحاد پیدا کرده است؟ چرا با وجود تبلیغ این جریان‌ها، خیلی از افراد نه به زرتشت و باستان‌گرایی، بلکه به سمت بی‌دینی و الحاد گرایش پیدا می‌کنند؟ پیوند این دو جریان را در جامعه چگونه ارزیابی می‌کنید و علت این مسیر چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام خدمت شما. ابتدا لازم می‌دانم یک نکته از باب تبیین مفاهیم بیان کنم: باستان‌گرایی، همان‌طور که مستحضرید، نوعی گرایش فرهنگی و هویتی است که در آن افراد به گذشته تاریخی، اسطوره‌ها و امثال آن رجوع می‌کنند و اساساً هیچ توجهی به ادیان توحیدی و ابراهیمی ندارند. این روح غالب باستان‌گرایی است که می‌توان تبیین کرد. نکته دیگر اینکه این‌ها سعی دارند از نمادهای باستان مانند هخامنشیان، ساسانیان، زرتشتی‌گری و شخصیت‌هایی چون کوروش، آناهیتا و به عنوان نماد استفاده کنند. خود این استفاده شاید فی‌نفسه مشکلی نداشته باشد، اما چالشی که امروز شاهد آنیم، رویکرد جدیدی است که البته در گذشته هم نمودهایی داشت؛ مثلا امثال صادق هدایت که با نوشتن کتاب‌هایی با رویکرد اسلام‌ستیزانه و تنفر از دین و روحانیت، یا کسروی که با ادعای مبارزه با خرافات، عملاً موضع ضداسلامی و ضدشیعی صریحی اتخاذ کرد. این‌ها در پوشش باستان‌گرایی بود و امروزه در شبکه‌های اجتماعی، سایت‌ها، کانال‌ها و توسط شخصیت‌های مختلف تکرار می‌شود.

مسئول گروه علمی نقد الحاد عملگرای موسسه فرق و ادیان حق پژوهی گفت: برخی از این افراد که نوگرا محسوب می‌شوند، ظاهراً دین‌ستیز نیستند و همین باعث اشتباه برخی جوان‌ها می‌شود، اما اگر با دقت به مباحث و زوایای درونی این جریانات توجه کنیم، می‌بینیم نحوی سوق‌دهی به بی‌دینی و اسلام‌ستیزی در روند کارشان وجود دارد. اگر این امر را صریحاً بیان نکنند این‌ها گذشته را به صورت مبهم و مقدس جلوه می‌دهند، بدون آنکه دقیق بگویند چه چیزی از گذشته را مراد دارند و همین ابهام نقش راهبردی دارد. همچنین تصویری بی‌نقص از ایران باستان ارائه می‌کنند: گویا هیچ نقصی در ایران باستان وجود نداشته و امروز به سبب حاکمیت اسلامی یا ورود اعراب، این تمدن سقوط کرده است.

وی افزود: در ذهن مخاطب، این جریانات یک مقایسه ایجاد می‌کنند: اولاً گذشته را بی‌عیب و رویایی جلوه می‌دهند و ثانیاً نمونه‌هایی از آسیب‌های امروز جامعه اسلامی ایران را برجسته می‌کنند تا بین گذشته و حال تعارض ایجاد شود. گویی گذشته سراسر عزت و شکوه بوده و امروز با از دست رفتن این ارزش‌ها (به‌واسطه دین) دچار انحطاط شده‌ایم؛ و مخاطب به سمت این نتیجه‌گیری سوق داده می‌شود که اگر اسلام و دین اعراب نبود، ما همان پیشرفت‌ها را ادامه می‌دادیم و حتی پیشرفته‌تر می‌شدیم.

منصوری گفت: یکی از وجوه اشتراک این جریان‌ها با ملحدان عمل‌گرا این است که هردو، دین را مانع رشد عقلانیت معرفی می‌کنند. گویی دین انسان را به سمت تعبد می‌کشاند و تعبد را این‌گونه تعریف می‌کنند که «هرچه سنت و مرجعیت گفت باید چشم‌بسته پذیرفت»، اما واقعیت این است که ما تعبّد معقول و مدلل داریم. تعبّد معلل یعنی تعبدی که ریشه در احساسات و تعصبات قومی و قبیله‌ای دارد و مطرود و مردود است و اسلام هم آن را رد می‌کند؛ اما تعبّد مدلل یعنی ارجاع به کارشناس و متخصص در هر زمینه، همان‌طور که در شب و روز زندگی خود به متخصص رجوع می‌کنیم. لذا اگر در امور دینی هم نظر متخصص مبنا باشد، این نه تنها عقلانیت‌زدایی نیست، بلکه عین عقلانیت است.

وی افزود: در رسانه‌ها و فضای مجازی چنین القا می‌کنند که تعبّد دینی باعث تعطیلی عقل است و اگر بخواهیم به شکوه و عزت گذشته برگردیم، باید دین را کنار بگذاریم؛ دین عامل عقب‌ماندگی، رکود و ضعف عقلانیت و موجب توسری‌خوری قلمداد می‌شود. در مقابل، تعابیر مبهمی از کوروش و ایران باستان ارائه می‌کنند بدون اینکه ماهیت واقعی یا نقص‌های آن را بیان کنند.

حجت الاسلام منصوری گفت: نکته‌ای دیگر اینکه برخی شخصیت‌ها (مثلاً سیاوش اوستا) در فضای مجازی با عنوان دین شخصی ظاهر می‌شوند. این آسیب و آفت جدی است که در معنویت‌های نوظهور هم شاهد آن هستیم، یعنی در مواجهه با شبهات و سوالات، به‌جای پاسخ علمی و مبتنی بر تخصص، به سمت شخصی‌سازی دین می‌روند که این راهی به سوی محکومیت و زوال است.

استاد منصوری در جمع‌بندی اظهار نمود: در جمع‌بندی باید گفت این جریانات سعی دارند گذشته را بی‌عیب و بی‌نقص روایت یا توصیف کنند، حال آنکه دین به‌ویژه اسلام که منشأ رشد ایران شد، به‌عنوان عامل عقب‌ماندگی یا مانع هویتی بازنمایی می‌شود. این‌ها از شگردهای جنگ شناختی استفاده می‌کنند. با برجسته کردن نارضایتی‌های عمومی و مشکلات اقتصادی فعلی در جامعه دینی و اسلامی، پاشنه آشیل را نشان می‌دهند و می‌گویند امروز عدالت برقرار نشده، حال آنکه کوروش چنین و چنان گفته بود.

وی افزود: در نهایت این جریانات افراد را به سوی سکولاریسم، یعنی جدایی دین از زندگی و بی‌دینی و حتی جنگ با دین سوق می‌دهند. ترفندها و راهبردهای این جریانات در جریان باستان‌گرایی و ناسیونالیسم، گذشته را شفاف اما افسانه‌ای تصویر می‌کند و با اتکا به مشکلات کنونی، دنبال بازگشت به گذشته‌اند، در حالی که در لایه‌های صحبت‌شان، دین‌ستیزی و اسلام‌ستیزی را اگر اظهار مستقیم نداشته باشند به ذهن مخاطب منتقل می‌کنند.

حجت الاسلام احمد منصوری در پایان گفت: در پایان، گذشته (و دین باستانی) برایشان موضوعیت اصیل ندارد، بلکه بیشتر ابزاری برای حمله به اسلام و هویت اسلامی است و این را با تعابیر مبهم و کلی که هر عقلی ممکن است بپذیرد، دنبال می‌کنند.

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha