آن نود درصدِ خاموش! واکاوی علمی «دکتر دودِز» در برنامه‌های دوازده‌قدمی ترک اعتیاد

آن نود درصدِ خاموش! واکاوی علمی «دکتر دودِز» در برنامه‌های دوازده‌قدمی ترک اعتیاد
دکتر دودز با بررسی دقیق نمونه‌های فراوان الگویی تکان‌دهنده از سوگیری‌ها، خطاهای محاسباتی و قضاوت‌های نادرست را در صنعت درمان اعتیاد آشکار می‌کند. هدف وی این است که نشان دهد چگونه یک مدل درمانی شکست‌خورده، با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و باورهای عامه، توانسته است بر فضای جامعه مسلط شود.
کد خبر: ۱۹۰۵۲
سید ابوالقاسم ظریف
نویسنده :
سید ابوالقاسم ظریف

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: اعتیاد، یکی از پیچیده‌ترین، ریشه‌دارترین و ویرانگرترین بحران‌های انسانی در دوران معاصر است که نه تنها فرد، بلکه ساختارهای خانوادگی و اجتماعی را نیز به شدت درگیر می‌کند. زمانی که صحبت از درمان اعتیاد و بازپروری به میان می‌آید، نام «الکلی‌های گمنام» (AA) و به تبع آن، «معتادان گمنام» (NA) و سایر برنامه‌های مبتنی بر دوازده قدم بیش از هر چیز دیگری به گوش می‌رسد. این برنامه‌ها چنان در تار و پود نظام‌های درمانی و بازپروری نفوذ کرده‌اند که امروزه برای بسیاری از مردم، روان‌شناسان، محققان و… واژه «بهبودی» عملاً با شرکت در این جلسات مترادف شده است.

در جامعه ما، که ریشه‌های عمیق مذهبی و فرهنگی دارد، گاهی نقدهایی به ماهیت این برنامه‌ها وارد می‌شود. بسیاری، گمان می‌کنند که این تردیدها و نقدها صرفاً برخاسته از تفاوت‌ در جهان‌بینی مذهبی، یا نگاه خاص و بومی ما به این مسئله است. اما یک بررسی دقیق‌تر و نگاهی به آن‌سوی مرزها نشان می‌دهد که این‌طور نیست. این تنها ما نیستیم که به کارآمدی این انجمن‌ها به دیده شک می‌نگریم؛ بلکه در قلب جوامع غربی، یعنی همان‌جایی که این برنامه‌ها متولد شدند و به اوج قدرت رسیدند، پژوهشگران، روان‌پزشکان و متخصصان برجسته‌ای حضور دارند که با تکیه بر علم، داده‌های آماری و تحلیل‌های تاریخی، ادعاهای برنامه‌های دوازده‌قدمی را به چالش کشیده‌اند. مغز کلام این پژوهشگران این است که مدل دوازده‌قدمی، برخلاف تصور رایج، درصد بسیار پایینی از موفقیت را در پاک نگه داشتن معتادان داراست.

 

معرفی کتاب حقیقت هشیاری: پرده‌برداری از یک صنعت ناکارآمد

یکی از پژوهش‌ها در این باره کتابی است که با عنوان «حقیقت هشیاری: افشای شبه‌علم پشت برنامه‌های دوازده‌قدمی و صنعت توان‌بخشی[1]» منتشر شده است. این کتاب به قلم دکتر لانس دودز[2] است و یک افشاگری جسورانه علیه انجمن‌های دوازده‌قدمی است.

کتاب حقیقت هشیاری: افشای شبه‌علم پشت برنامه‌های دوازده‌قدمی و صنعت توان‌بخشی دکتر لانس دودز

دکتر لانس دودز، روان‌پزشک برجسته، تحلیل‌گر ناظر در انجمن روان‌کاوی بوستون و استاد بازنشسته بالینی در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد است. او بیش از سی و پنج سال از عمر حرفه‌ای خود را صرف مطالعه، تحقیق و درمان بالینی در حوزه اعتیاد کرده است. کتاب «حقیقت هشیاری» صرفاً یک نقد تئوریک نیست؛ دکتر دودز در این اثر، تجربیات ده‌ها سال کار بالینی خود را با داستان‌های واقعی از بیماران و همچنین روایت‌های دست‌اولی که معتادان از طریق یک فراخوان عمومی در وب‌سایت معتبر «سایکولوژی تودی»[3]ارسال کرده‌اند، در هم آمیخته است. این روایت‌ها به‌طور عینی تجربه تلخ و واقعی قدم‌زدن در این مراحل و حضور در مشهورترین مراکز بازپروری آمریکا را آشکار می‌کنند.

دکتر دودز با بررسی دقیق نمونه‌های فراوان الگویی تکان‌دهنده از سوگیری‌ها، خطاهای محاسباتی و قضاوت‌های نادرست را در صنعت درمان اعتیاد آشکار می‌کند. هدف وی این است که نشان دهد چگونه یک مدل درمانی شکست‌خورده، با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و باورهای عامه، توانسته است بر فضای جامعه مسلط شود.

 

ریشه‌های تاریخی و افسانه موفقیت جهانی

کتاب «حقیقت هشیاری» ما را به یک سفر تحلیلی و تاریخی می‌برد. دکتر دودز خاستگاه و ریشه‌های برنامه‌های دوازده‌قدمی را کالبدشکافی کرده و نشان می‌دهد که این جریان در ابتدا نه یک روش درمانی و علمی، بلکه جنبشی برخاسته از باورهای مذهبی بنیادگرا و اعتقادات عرفانی در اوایل قرن بیستم (نظیر «گروه آکسفورد») بوده است. تحلیل تاریخی این جریان ایدئولوژیک بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا نشان می‌دهد که چگونه سازمانی با ریشه‌های غیرپزشکی، با تغییر ظاهر و تطبیق دادن خود با ادبیات زمانه، توانست جایگاهی ممتاز در سیاست‌گذاری‌های کلان سلامت و رسانه‌های جریان اصلی پیدا کند.

دکتر لانس دودز روان‌پزشک برجسته، تحلیل‌گر ناظر در انجمن روان‌کاوی بوستون و استاد بازنشسته بالینی در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد

اما در پشت این نقاب موفقیت بی‌نظیر، واقعیت آماری هولناکی نهفته است. بر اساس مستندات کتاب و گفته‌های دکتر دودز در مصاحبه‌ای با آرون راث در برنامه رادیویی[4] «All Things Considered»، شواهد علمی نشان می‌دهد که نرخ موفقیت این انجمن‌ها تنها بین ۵ تا ۱۰ درصد است. دکتر دودز در مصاحبه خود صراحتاً بیان می‌کند که معدود مطالعاتی که ادعا می‌کنند کارآمدی AA را از نظر علمی اثبات کرده‌اند، مملو از خطاهای فاحش علمی هستند. در واقع، برنامه‌های دوازده‌قدمی احتمالاً بدترین نرخ موفقیت را در میان دیگر روش‌های ترک اعتیاد دارند.

 

خطر ویرانگر برای آن نود درصد خاموش

شاید در نگاه اول گفته شود که اگر این برنامه برای ۵ تا ۱۰ درصد کار می‌کند و برای بقیه بی‌اثر است، پس حداقل ضرری ندارد و ارزش امتحان کردن را دارد. اما بُعد تاریک ماجرا دقیقاً همین‌جاست. دکتر دودز تأکید می‌کند که مسئله فقط ناکارآمدی این برنامه‌ها نیست؛ بلکه این ساختار برای آن ۹۰ درصدی که در آن نتیجه نمی‌گیرند، عمیقاً «زیان‌بار» و مخرب است.

این آسیب روان‌شناختی ریشه در ذات بسته، متعصبانه و دگماتیک این نوع انجمن‌ها دارد. در فرهنگ برنامه‌های دوازده‌قدمی، یک اصل بنیادین وجود دارد: «برنامه هرگز اشتباه نمی‌کند» و شکست فرد در این برنامه‌ها مستقیماً به حساب خود بیمار نوشته می‌شود. اگر فردی در این برنامه‌ها دچار لغزش شود، سیستم به او القا می‌کند که «تو مقصری، تو صادق نبودی و خودت را تسلیم نکردی». این رویکرد، بار عظیمی از احساس گناه، شرم و بی‌کفایتی را بر دوش فردی می‌گذارد که پیش از این نیز زیر بار اعتیاد خرد شده است و باعث می‌شود فرد معتاد احساس درماندگی مطلق کند.

 

چرا برای عده‌ای کار می‌کند؟ راز روان‌شناختی «جایگزینی»

با وجود تمام این انتقادات، نمی‌توان منکر شد که اقلیتی از افراد با حضور در این برنامه‌ها موفق به ترک شده‌اند. دکتر دودز این موفقیت را نادیده نمی‌گیرد، اما دلیل آن را کاملاً علمی تبیین می‌کند. او توضیح می‌دهد که موفقیت آن ۵ تا ۱۰ درصد، هیچ ارتباطی به اعجاز قدم‌ها یا اعتراف به ناتوانی ندارد؛ بلکه راز این موفقیت در مکانیزم روانی قدرتمندی به نام «حس رفاقت و همراهی» نهفته است.

انجمن‌های دوازده‌قدمی، در ماهیت خود، یک سازمان حمایتی و یک انجمن برادرانه هستند که افراد در آن یکدیگر را می‌پذیرند و به زندگی فرد ساختار می‌بخشند. در علم روان‌شناسی، این پدیده با عنوان مکانیزم «جابجایی[5]» یا «جایگزینی» شناخته می‌شود. وقتی افراد با احساس درماندگی شدید روبرو می‌شوند، باید کاری برای فرار از آن انجام دهند که تا پیش از این، آن «کار» مصرف مواد بوده است. اکنون، حضور در جلسات جایگزین آن رفتار می‌شود. برای برخی، همین حمایت اجتماعی کافی است تا رفتار خود را تغییر دهند، اما برای اکثریت افراد، ریشه‌های اعتیاد بسیار پیچیده‌تر از آن است که تنها با حضور در یک دورهمی حمایتی درمان شود.

 

لزوم تغییر نوع نگاه: از عجز و تسلیم تا توانمندسازی معتاد

تحلیل دکتر دودز نشان می‌دهد که ما نیازمند یک تغییر بنیادین در شیوه نگاه به اعتیاد هستیم. تحمیل «قدم اول» که بر پایه اعتراف به عجز و ناتوانی کامل بنا شده، در تضاد آشکار با اصول روان‌شناسی است که بر «توانمندسازی» تأکید دارد. زمانی که افراد با کمک رویکردهای علمی بتوانند ریشه‌های اعتیاد خود و عوامل محرک آن را درک کنند، یاد می‌گیرند پیش‌بینی کنند که در چه موقعیت‌هایی احساس اضطراب منجر به مصرف در آن‌ها بیدار می‌شود. با این آگاهی، آن‌ها قدرت مدیریت اراده خود را به دست می‌آورند.

پیام محوری کتاب «حقیقت هشیاری» این است که اعتیاد یک مشکل روان‌شناختی قابل‌درمان است. این کتاب انحصار برنامه‌های دوازده‌قدمی را می‌شکند و به ما یادآوری می‌کند که حتی اگر هیچ روش بی‌نقصی وجود نداشته باشد، پافشاری بر سیستمی که به ۹۰ درصد از مراجعانش آسیب می‌زند، غیرقابل‌قبول است. این حقیقتی است که درک آن برای متخصصان، خانواده‌ها و رسانه‌ها، جهت حرکت به سوی درمان‌های علمی‌تر و دلسوزانه‌تر، حیاتی و اجتناب‌ناپذیر است.

در پایان از همه اعضای عزیز و محترم انجمن‌های دوازده‌قدمی دعوت می‌کنم قدری خود را از قید و بند تعصب رها کنند و کمی به آنچه در نقد ماهیت و کارکرد دوازده قدم گفته می‌شود، فکر کنند. ملاحظه فرمودید که این تنها ما نیستیم که آسیب‌های این انجمن‌ها را گوشزد می‌کنیم؛ بلکه در مهد پیدایش این انجمن‌ها نیز منتقدانی وجود دارند که با تحقیقات عمیق و مستند، دوازده قدم را مورد نقد و واکاوی قرار داده‌اند.

 

منابع:
1.    کتاب مرجع:
لینک دسترسی و اطلاعات کتاب در پلتفرم گودریدز (Goodreads):
2.    مصاحبه رسانه‌ای:
لینک دسترسی به محتوای مصاحبه در وب‌سایت ایستگاه رادیویی WBUR/NPR:
 

[1] The Sober Truth: Debunking the Bad Science Behind 12-Step Programs and the Rehab Industry
[2] Dr. Lance Dodes
[3] Psychology Today
[4] پخش شده از شبکه NPR در ۲۳ مارس ۲۰۱۴
[5] Displacement
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha