نقش باستان‌گرایی در پازل رسانه‌ای صهیونیسم

نقش باستان‌گرایی در پازل رسانه‌ای صهیونیسم
شبکه رسانه‌ای صهیونیسم، که از قدرتمندترین و پیچیده‌ترین شبکه‌های جهان است، به خوبی دریافته است که چگونه با استفاده از مفاهیم جذاب و پرشور ملی‌گرایانه، اذهان عمومی را منحرف کند.
کد خبر: ۱۹۰۵۱
مهدی قیاسی کارگرمقدم
نویسنده :
مهدی قیاسی کارگرمقدم

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: پروژه «هویت جعلی» تنها یک نظریه توطئه نیست؛ واقعیتی است که با نگاهی به عملکرد رسانه‌های جهانی و منطقه‌ای، آشکار می‌شود. وقتی سخن از نقد زرتشت‌گرایی و باستان‌گرایی با رویکرد «خدمت به پروژه یهود و صهیونیسم» به میان می‌آید، منظور نه توهین به باورهای فردی، بلکه افشای یک پروژه سیستماتیک است که این جریان‌ها را به عنوان «سربازان خواسته یا ناخواسته» در پازل رسانه‌ای خود به کار می‌گیرد.

شبکه رسانه‌ای صهیونیسم، که از قدرتمندترین و پیچیده‌ترین شبکه‌های جهان است، به خوبی دریافته است که چگونه با استفاده از مفاهیم جذاب و پرشور ملی‌گرایانه، اذهان عمومی را منحرف کند. این رسانه‌ها، با تمرکز بر «عظمت ایران باستان»، «پادشاهان نیکوکار»، و «تمدن‌های کهن»، به شکلی هوشمندانه از «مشکلات واقعی» و «تهدیدات کنونی» چشم‌پوشی می‌کنند. این تمرکز، بیش از آنکه از سر علاقه به تاریخ ایران باشد، با هدف ایجاد گسست بین نسل جدید و ارزش‌های اسلامی‌شان، صورت می‌گیرد.

در این میان، کوروش هخامنشی، به نمادی کلیدی تبدیل شده است. رسانه‌های صهیونیستی و حامیان غربی آن‌ها، کوروش را نه به عنوان یک پادشاه مقتدر، بلکه به عنوان «اولین صهیونیست» و «ناجی یهودیان» معرفی می‌کنند. این روایت، که ریشه در متون تورات دارد، به صورت گسترده در رسانه‌های غربی و حتی در برخی محافل داخل ایران ترویج می‌شود. چرا؟ چون این روایت، پیوندی مصنوعی بین ایران و رژیم صهیونیستی ایجاد می‌کند و تلاش دارد تا دشمنی دیرینه میان این دو را از بین ببرد. اینجاست که باستان‌گرایی افراطی، عملاً به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به رژیم اشغالگر قدس تبدیل می‌شود.

تأثیر این پروژه را می‌توان در عملکرد برخی فعالان باستان‌گرای ایرانی مشاهده کرد. افرادی که در ظاهر، دغدغه «ایران» و «وطن» دارند، اما در عمل، خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف صهیونیسم حرکت می‌کنند. آن‌ها با توهین به مقدسات اسلامی، تحریف تاریخ ایران پس از اسلام، و دامن زدن به اختلافات قومی، دقیقاً همان چیزی را می‌خواهند که دشمنان ایران می‌خواهند: تضعیف وحدت ملی و از بین بردن انسجام اجتماعی.

این جریان‌ها، با شعارهای فریبنده «آزادی» و «مدرنیته»، جوانان را به سمت گذشته‌ای تحریف‌شده سوق می‌دهند که نه تنها آزادی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه آن‌ها را به ابزاری در دست پروژه‌های استعماری تبدیل می‌کند. هدف نهایی، از بین بردن «امت اسلامی» و تبدیل آن به «ملت‌های متفرق» و درگیر نزاع‌های داخلی است. اینجاست که باستان‌گرایی، نه تنها راه نجات ایران نیست، بلکه خود بخشی از مشکلی است که صهیونیسم برای ملت ما طراحی کرده است. مقابله با این جریان، نیازمند آگاهی عمیق تاریخی، تفکر انتقادی، و ایستادگی بر اصول اسلامی و انقلابی است.

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha