قانون جذب؛ رؤیای ویرانگرِ عملگریزی و هویتزدایی
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: استاد حمیدرضا مظاهری سیف میگوید: وقتی جامعهای خسته از فشارهای اقتصادی و آسیبهای اجتماعی، در جستوجوی راهی معجزهآسا برای تغییر سرنوشت به سر میبرد، آموزههایی همچون قانون جذب در لباس پرزرقوبرق امیدواری، آرام به درون روان جمعی نفوذ میکنند؛ اما آنچه به وعده موفقیت و خوشبختی فروخته میشود، در متنِ واقعیت، جز آسیب برای کنشگری، دین، و فهم درست انسان از خود و جهاناش نیست.(ایکنا)
همچنین استاد مظاهری سیف، قانون جذب را سلبکنندهی روحیهی عملگرایی و مسئولیتپذیری میداند. او تأکید میکند که ترویج این شبهعلم با القای این گزاره که انسان صرفاً با «جذب» و افکار مثبت میتواند تمام واقعیت زندگی را تغییر دهد، راه نفس کشیدن تلاش فردی و جمعی را میبندد.(کیهان)
مظاهری سیف با تکیه بر تجربیات علمی و رصد تبعات اجتماعی، هشدار میدهد قانون جذب صحنهی جامعه را از تلاشگری و کار عملی تهی، و فرد را گرفتار سراب رؤیاهای محال میسازد؛ انسانی که منتظر نشسته تا حاصل وهم و القا به دستانش برسد و خود را مسئول هیچ تغییری نمیداند. ایشان میگوید: فردگرایی و خیالزدگی در قانون جذب، جایگزین کار و کوشش میشود. افراد به جای کار، صرفاً تصور و آرزو را جایگزین تلاش واقعی میکنند. (کیهان)
این هشدار زمانی جدیتر میشود که استاد حمزه شریفیدوست، کارشناس حوزه معنویتهای نوظهور، تصویر عریانتری از بازار عوامفریبانهی قانون جذب ارائه میدهد. شریفیدوست، با تشریح محتوایی که در قالب پکیجها و وبسایتهای رنگارنگ و تبلیغاتی عرضه میشود، میگوید: کلیدواژهی اصلی این آموزشها، تزریق امیدهای توخالی و شکستن عزت نفس واقعی است. دورهها و بستههای قانون جذب، مدام وعده میدهند اما اعتمادبهنفس افراد را با مقصر دانستن آنان برای شکست، تخریب میکنند.
او با صراحت بیان میکند هرجا افراد به اهدافشان نمیرسند، سازوکار مقصرسازی را فعال کرده و گناه را به «باور ضعیف» یا «ارتعاش نامناسب» نسبت میدهند؛ بازاری که همیشه مشتری ناراضی را مقصر میداند و خود فقط فروش رؤیا را ادامه میدهد.
وقتی کسی در بستههای موفقیت به نتیجه نمیرسد، مقصر، خودِ فرد و ذهن او مطرح میشود و مجموعه هیچ مسئولیتی قبول نمیکند.»
رسول حسنزاده، کارشناس امور دینی، جنبهای بنیادینتر و هویتیتر را نقد میکند.(پژوهش های معنوی)
استاد رسول حسن زاده معتقد است تمام ساختار قانون جذب، معرفت دینی و الهی انسان را دچار تحریف میکند؛ از طریق جابجایی خدا و توحید با شعور هستی و کائنات، عملاً مسئولیت تحقق امور را از خدای یکتا به ذهن و خیال فرد واگذار میکند. قانون جذب، شعور هستی را جایگزین خدا میکند و انسان را از توحید حقیقی جدا میسازد.
حسنزاده این روند را نوعی «معنویت بیخدا» میخواند که نهتنها شخص را به عدالت و قناعت نمیرساند، بلکه با شبیهسازی خاکستری میان دعا و آرزوی محض، جستوجوی سعادت را به سراب بدل میسازد. قانون جذب، نتیجه ایمان و دعا را به آرزوی ذهنی و خیال صرف تقلیل میدهد و جای سعادت را با آرزو عوض میکند.(ایکنا)
در همین راستا، حسین عرب، پژوهشگر اجتماعی و دینی، قانون جذب را یک بازی نرم ایدئولوژیک میداند؛ ابزاری که زیرپوستی جامعه را به فردگرایی افسارگسیخته و توهم خودمحوری میکشاند. قانون جذب، ابزار نرم تبلیغ افکار فردمحور و جداکننده از مسئولیت اجتماعی است. عرب تصریح میکند که هدف نهایی ترویج قانون جذب، تهیکردن نسل جوان از مطالبهگری و تقلیل تمام تنگناها به خواست و ذهنیت خود فرد است. ترویج قانون جذب باعث بیتفاوتی به مسائل اجتماعی و کاهش مطالبهگری و مسئولیتپذیری جوانان میشود.
از نگاه او، خروجی این بازی نه رشد و شکوفایی واقعی، بلکه انزوا، احساس گناهِ بیپایان بابت ناکامی، و نهایتاً افسردگی و ناامیدی اجتماعی است. بازی قانون جذب منجر به افسردگی، ناامیدی، و تنهاماندن در جامعه میگردد.(رسا)
از مجموع این نگرشها چنین برمیآید که قانون جذب، نه تنها راهی به سوی توسعه فرهنگی و اقتصادی نیست، بلکه با حذف عنصر عمل، واژگون ساختن معرفت دینی، و فروکاستن ریشه مشکلات به اشکالِ ذهنی فرد، تخدیر اجتماعی، بحران مسئولیت و کاهش امید واقعی را در پی دارد. قانون جذب، نام دیگرِ صنعت رؤیاپروریِ مدرن است؛ بازاری که فقط توهم و ناکامی واقعی را به خریدارانش عرضه میکند.