۱۳:۰۸
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

لک‌لکی در کار نیست؛ آگاهی بخشی به کودکان یا پروژه بهائیت برای تغییر فرهنگ ایرانی!

لک‌لکی در کار نیست؛ آگاهی بخشی به کودکان یا پروژه بهائیت برای تغییر فرهنگ ایرانی!
بهائیت در دهه‌های اخیر همواره از پروژه‌های جهانی همسو با سند 2030 استقبال کرده و در حوزه‌هایی مانند بازتعریف آموزش، خانواده و هویت فرهنگی فعال بوده است. در چنین فضایی، آموزش جنسی صرفاً یک موضوع آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند بازسازی فرهنگی نسل آینده تلقی می‌شود.
کد خبر: ۱۹۰۴۳
امیرحسین کامل نواب
نویسنده :
امیرحسین کامل نواب

پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: در سال‌های اخیر، برخی جریان‌های رسانه‌ای و فعالان حوزه کودک تلاش کرده‌اند نوعی ادبیات جدید درباره کودک، جنسیت و تربیت را وارد فضای فرهنگی ایران کنند؛ ادبیاتی که ظاهراً با شعار «آگاهی‌بخشی» آغاز می‌شود اما در عمل، به تغییر تدریجی مرزهای اخلاقی و فرهنگی جامعه ختم می‌شود. یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز این روند، ترویج کتاب «لک‌لکی در کار نیست» نوشته روبی هریس است؛ کتابی که رسانه‌هایی چون «هرانا» نیز به شکل ویژه از آن حمایت و تبلیغ کرده‌اند.

این کتاب که برای کودکان چهار سال به بالا معرفی شده، تلاش می‌کند موضوعات مربوط به بدن، جنسیت، تولد و روابط جنسی را با زبانی ساده و به صورت تصویری شفاف برای کودک توضیح دهد. مدافعان آن می‌گویند هدف، افزایش آگاهی و پیشگیری از سوءاستفاده جنسی است؛ اما پرسش اصلی اینجاست: آیا هر نوع «آگاهی» برای هر سنی مفید است؟ و مهم‌تر از آن، این آموزش‌ها دقیقاً در خدمت چه نوع جهان‌بینی‌ای قرار می‌گیرند؟

کتاب لک لکی در کار نیست آموزش جنسی کودک

واقعیت این است که مسئله فقط یک کتاب کودک نیست. ما با یک هجمه فرهنگی گسترده‌تر مواجهیم؛ پروژه‌ای که سال‌هاست در قالب‌هایی مانند «آموزش جنسی زودهنگام»، «تربیت بدون مرز»، «عادی‌سازی سبک‌های متنوع روابط» و اجرای الگوهای سند 2030 در کشورهای مختلف دنبال می‌شود. کتاب «لک‌لکی در کار نیست» نیز دقیقاً در همین فضا قابل تحلیل است.

نکته قابل توجه، حمایت رسانه‌های وابسته به بهائیت از چنین آثاری است. «هرانا» که از رسانه‌های نزدیک به محافل بهائی محسوب می‌شود، این کتاب را اثری ضروری برای آموزش کودکان معرفی و به ترویج آن پرداخته است. گزارش‌ها و شواهد موجود نشان می‌دهد در برخی استان‌های کشور نیز، مهدکودک‌های غیررسمی و زیرزمینی بهائیان از این کتاب برای آموزش و جهت‌دهی ذهنی کودکان ایرانی استفاده کرده‌اند.

این حمایت‌ها اتفاقی نیست. بهائیت در دهه‌های اخیر همواره از پروژه‌های جهانی همسو با سند 2030 استقبال کرده و در حوزه‌هایی مانند بازتعریف آموزش، خانواده و هویت فرهنگی فعال بوده است. در چنین فضایی، آموزش جنسی صرفاً یک موضوع آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند بازسازی فرهنگی نسل آینده تلقی می‌شود.

در این کتاب مرز میان «آموزش محافظتی» و «تحریک کنجکاوی زودرس جنسی» در آن به‌شدت کمرنگ شده است. کودک چهار یا پنج‌ساله‌ای که هنوز درک کاملی از بسیاری مفاهیم عاطفی و اخلاقی ندارد، ناگهان با حجم زیادی از اطلاعات عریان درباره بدن، روابط و تفاوت‌های جنسی مواجه می‌شود. این روند، به‌جای تربیت تدریجی، نوعی شتاب‌زدگی و بلوغ زودرس در ورود کودک به دنیای بزرگسالان ایجاد می‌کند.

اما مسئله فقط صراحت محتوایی نیست؛ بلکه جهان‌بینی پشت آن مهم‌تر است. در این نوع کتاب‌ها، خانواده، حیا، مرزهای اخلاقی و نقش تربیتی والدین و فرهنگ جامعه به‌تدریج به حاشیه رانده می‌شود و جای خود را به نوعی فردگرایی افراطی می‌دهد؛ همان مدلی که سال‌هاست در بخشی از نظام آموزشی غرب دنبال می‌شود.

تناقض جالب اما اینجاست که تشکیلات بهائی در جلسات کودک و نوجوانِ درون‌فرقه‌ای، اتفاقاً حساسیت بالایی روی کنترل اخلاقی و تربیتی دارد. کلاس‌های کودکان بهائی معمولاً با محور معنویت، انضباط تشکیلاتی، آموزه‌های فرقه‌ای و مراقبت شدید اخلاقی اداره می‌شوند. یعنی همان جریانی که بیرون از خود، از آموزش‌های بی‌پرده و ساختارشکنانه دفاع می‌کند، در درون تشکیلاتش به‌شدت مراقب چارچوب‌های تربیتی است.

این دوگانگی پرسش‌برانگیز است. اگر بی‌مرزی فرهنگی و آموزش زودهنگام تا این حد مفید است، چرا در فضای درونی خودشان همچنان بر کنترل اخلاقی و هدایت ایدئولوژیک تأکید دارند؟ و اگر تربیت کودک نیازمند مراقبت و چارچوب است، چرا همین اصل برای جامعه ایرانی نادیده گرفته می‌شود؟

واقعیت این است که مسئله اصلی، صرفاً آموزش جنسی نیست؛ بلکه نبرد بر سر «مدل تربیت نسل آینده» و تأثیر گزاری بر فرهنگ جامعه ایرانی است. نسلی که اگر مرزهای هویتی، اخلاقی و فرهنگی‌اش از کودکی جابه‌جا شود، در نوجوانی و جوانی پذیرای هر نوع بازتعریف اجتماعی خواهد بود.

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha