پشت نقاب «دعا برای ظهور»
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: برخی در این ایام با حالت تاسف خاصّی این جمله را تکرار میکنند که «کاش بجای این شعارها، برای ظهور دعا کنید» یا «چرا در این تجمعات برای ظهور دعا نمیکنند؟» یا «اگر همین قدر جدّیت را برای فرج امام زمان داشتیم، الان حضرت ظهور کرده بودند» و تعابیر دیگر.
در اصل اهمّیت دعا برای ظهور هیچ اشکالی نیست بلکه توصیهای معتبر در معارف دینی است. اما مسئلهای که گاه مورد غفلت قرار میگیرد، توجه به بستر اجتماعی و گویندگان این سخن هاست. بسیاری از خطاهای تحلیلی زمانی رخ میدهد که یک گزاره را بریده از واقعیت خارجی و شرایط صدور آن بررسی کنیم.
واقعیت میدانی نشان میدهد کسانی که در صحنههای اجتماعی و حرکتهای مردمی حضور فعال دارند، معمولاً خود را در حال انجام وظیفهای میبینند که دقیقاً در راستای آرمانهای دینی و زمینهسازی برای ظهور است و رنگ و بوی مهدویت تجمعات شبانه را با تمام وجود حس کرده و میکنند. در چنین فضایی، طرح این پرسش که «چرا به جای این حرکتها فقط برای ظهور دعا نمیکنید؟» اغلب از سوی افرادی مطرح میشود که خود در متن این حرکتهای اجتماعی حضور ندارند و بیشتر از بیرون به این پدیده نگاه میکنند.
در اینجا یک نکته مهم تحلیلی وجود دارد:
در سنت دینی، همواره توصیه شده است که سخنها تنها بر اساس ظاهرشان داوری نشوند، بلکه باید به زمینه و نیتهای پشت آنها نیز توجه کرد. در تاریخ اسلام نمونهای روشن از این مسئله وجود دارد. خوارج شعار «لا حکم الا لله» سر میدادند؛ شعاری که در ظاهر کاملاً حق بود، اما در عمل برای نفی حکومت حق و مقابله با امیرالمؤمنین (ع) به کار گرفته میشد. از همین رو امیرالمؤمنین (ع) درباره این شعار فرمودند: «کلمه حقی است که اراده باطل از آن میشود.»
این تجربه تاریخی نشان میدهد که یک گزارهی صحیح نیز ممکن است در یک چارچوب نادرست و برای هدفی غلط به کار گرفته شود. از همین منظر باید نسبت به برخی استفادهها از شعار «دعا برای ظهور» نیز دقت کرد؛ زیرا در برخی موارد این شعار نه برای تقویت ایمان و امید، بلکه برای بیارزش جلوه دادن حرکتهای اجتماعی و مردمی مطرح میشود.
از منظر اندیشه شیعی، انتظار ظهور صرفاً یک حالت ذهنی یا زبانی نیست. انتظار حقیقی همواره با عمل، مسئولیت اجتماعی و تلاش برای اصلاح جامعه همراه بوده است. در این چارچوب، حرکتهای مردمی که در جهت دفاع از ارزشها، تقویت هویت دینی و حمایت از جامعه اسلامی شکل میگیرد، میتواند مصداقی از «دعای عملی برای فرج» تلقی شود. به بیان دیگر، تلاش برای تقویت جامعه اسلامی، افزایش همبستگی اجتماعی و حضور مسئولانه در صحنههای عمومی، خود بخشی از همان فرآیند زمینهسازی برای تحقق وعده الهی است.
در مقابل، تقلیل مفهوم انتظار به صرف دعاهای زبانی و جدا کردن آن از مسئولیتهای اجتماعی، نوعی برداشت حداقلی و گاه انفعالی از مهدویت به شمار میآید. برخی جریانهای فکری در طول تاریخ شیعه نیز گرایش داشتهاند که انتظار را به حالتی منفعلانه تقلیل دهند؛ حال آنکه در اندیشه انقلاب اسلامی و در قرائت فعال از مهدویت، انتظار با حرکت، مسئولیت و تلاش برای ساختن جامعه مطلوب پیوند خورده است.
بر همین اساس، میتوان گفت که دو نوع نگاه به مسئله ظهور وجود دارد:
یکی نگاهی که انتظار را به دعاهای لفظی محدود میکند و جامعه را از کنش فعال بازمیدارد؛ و دیگری نگاهی که انتظار را پروژهای تاریخی و اجتماعی میداند و معتقد است که مؤمنان باید با تلاش و حضور در صحنه، زمینههای تحقق آن را فراهم کنند.
در جمعبندی میتوان گفت که دعا برای تعجیل در فرج امری ارزشمند و توصیهشده است، اما این دعا زمانی معنا و اثر واقعی پیدا میکند که در کنار عمل، مسئولیتپذیری اجتماعی و حضور در میدان قرار گیرد. جامعهای که برای آرمانهای خود تلاش میکند، در حقیقت در حال انجام همان «دعای عملی» است که میتواند مسیر تحقق آینده موعود را هموارتر کند.
نویسنده: حمیدرضا کامل نواب
