نقد سوءاستفاده از «استخاره» در جریانهای انحرافی مهدویت
پایگاه خبری تحلیلی فرقه نیوز: آموزه مهدویت بهعنوان یکی از بنیادیترین ارکان شریعت اسلامی، جایگاهی ممتاز در منظومه اعتقادی مسلمانان دارد. این باور الهی که نویدبخش تحقق عدالت جهانی و حاکمیت صالحان است، همواره الهامبخش امید و پایداری در میان مؤمنان بوده است. با این حال، همانند بسیاری از معارف آسمانی، این اصل نیز از گزند تحریفها و سوءبرداشتها در امان نمانده و در طول تاریخ، گروهها و افرادی با انگیزههای مختلف کوشیدهاند از این حقیقت متعالی بهرهبرداری نادرست کنند.
در این میان، برخی جریانهای انحرافی با طرح ادعاهای کاذب و نسبت دادن خود به مفاهیم مقدسی چون مهدویت، تلاش کردهاند مخاطبان ناآگاه را جذب کنند. یکی از نمونههای معاصر، جریان مدعی «یمانی» منتسب به احمد اسماعیل بصری است که با ادعاهایی همچون فرزند امام زمان بودن، عدهای را به سوی خود فراخوانده است. این جریان برای اثبات ادعاهای خود، به ابزارهایی متوسل شده که نهتنها پشتوانه علمی و روایی ندارند، بلکه در بسیاری موارد، تحریف مفاهیم دینی بهشمار میروند. از جمله مهمترین این ابزارها، استناد به «استخاره» بهعنوان راهی برای کشف حقیقت و اثبات مدعیات است.
در نگاه دقیق دینی، استخاره معنای روشنی دارد که با آنچه این جریانها القا میکنند، تفاوت اساسی دارد. استخاره در لغت به معنای طلب خیر و بهترین حالت از خداوند است و در اصطلاح، به معنای واگذار کردن انتخاب به خداوند در اموری است که انسان در آنها دچار تردید است. بر اساس نظر فقهای شیعه، استخاره تنها در امور مباح و در مواردی که انسان میان دو گزینه مردد است، جایگاه دارد و در مسائل دارای حکم روشن شرعی مانند واجبات، محرمات یا امور اعتقادی هیچگونه اعتباری ندارد. به همین دلیل، استفاده از استخاره برای تشخیص حق از باطل یا اثبات ادعای افراد، نهتنها جایز نیست، بلکه نوعی بدفهمی از این مفهوم دینی محسوب میشود.
اتفاقنظر عالمان شیعه نیز بر همین نکته استوار است که نه قرآن کریم و نه معصومان(علیهمالسلام)، هرگز استخاره را بهعنوان ابزاری برای شناخت حقیقت در مسائل کلان اعتقادی معرفی نکردهاند. حتی شخصیتهایی که اهتمام ویژهای به استخاره داشتهاند، آن را در چارچوب «طلب خیر از خداوند» و نه بهعنوان ابزار کشف حقانیت افراد بهکار بردهاند. در واقع، مراد از استخاره در متون دینی، بیشتر به دعا، نماز و درخواست هدایت از خداوند بازمیگردد، نه به شیوه رایج و متأخر استخاره با قرآن.
با این حال، جریان احمد اسماعیل بصری با بهرهگیری از ناآگاهی برخی پیروان خود، تلاش کرده است تمام روایات مربوط به استخاره را به معنای خاص، رایج و متأخر آن یعنی استخاره با قرآن تفسیر کند و از این طریق، ادعاهای خود را توجیه نماید. این در حالی است که بررسی دقیق روایات نشان میدهد چنین برداشتی فاقد پشتوانه معتبر علمی است.
از جمله استنادهای این جریان، روایتی منسوب به امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است که در آن عبارت «خار الله لک» آمده است. در حالی که این عبارت بهمعنای «خداوند خیر تو را بخواهد» بوده و هیچ ارتباطی با استخاره به معنای مصطلح ندارد، بلکه صرفاً بیانگر عنایت الهی و توفیق در همراهی با حق است. بنابراین، تفسیر آن بهعنوان توصیه به استخاره برای شناخت امام، تفسیری نادرست و تحمیلی به متن روایت است.
روایت دیگری که مورد استناد قرار گرفته، نقل قولی از صفوان بن یحیی درباره پذیرش امامت امام رضا(علیهالسلام) است. پیروان این جریان مدعیاند که بر اساس این روایت، میتوان امامت را از طریق استخاره اثبات کرد. در حالی که اولاً این سخن از معصوم نقل نشده و عمل یک فرد غیرمعصوم، حجیت شرعی ندارد. ثانیاً، تنها منبع این روایت، آن را در مقام نقد و رد دیدگاههای انحرافی نقل کرده است، نه بهعنوان تأیید. حتی برخی عالمان، این نقل را تلاشی از سوی مخالفان برای تضعیف مبانی اعتقادی شیعه دانستهاند.
از سوی دیگر، شواهد متعدد روایی نشان میدهد که مراد از استخاره در کلمات اهلبیت(علیهمالسلام)، همان طلب خیر از خداوند از طریق دعا و نیایش است. بهعنوان نمونه، در روایتی از امام باقر(علیهالسلام)، استخاره بهصورت دعا و درخواست هدایت از خداوند توصیف شده است، نه مراجعه به قرآن برای گرفتن پاسخ. این امر بهوضوح نشان میدهد که استخاره، در معنای اصیل خود، نوعی ارتباط معنوی با خداوند برای طلب خیر است، نه ابزاری برای اثبات ادعاهای اعتقادی.
بر این اساس، روشن است که استفاده از استخاره بهویژه در معنای خاص آن برای اثبات مسائل بنیادینی چون امامت، فاقد هرگونه مبنای معتبر دینی است. از همین رو، تلاش جریانهایی مانند مدعیان دروغین مهدویت برای بهرهگیری از استخاره، نهتنها نشانه استحکام ادعاهای آنان نیست، بلکه گویای ضعف مبانی و تلاش برای فریب افکار عمومی است.
در نهایت، حفظ اصالت معارف دینی و مقابله با تحریفها، نیازمند آگاهی، رجوع به منابع معتبر و توجه به دیدگاههای عالمان راستین دین است. در غیر این صورت، مفاهیم ارزشمندی همچون مهدویت و ابزارهای معنوی مانند استخاره، بهسادگی میتوانند دستاویز جریانهای انحرافی قرار گیرند و جامعه را از مسیر حقیقت دور سازند.